
چندي پيش خبرگزاريها گزارش دادند كه در پي مشاجره لفظي نظاميان افغان با يك افسر انگليسي، فرماندهان افغان تصميم گرفتند محمولههاي همراه اين افسر انگليسي را مورد بازرسي قرار دهند. اين بازرسي كه سه شنبه گذشته انجام شد، به كشف ۴۰جليقه انفجاري كه براي عمليات انتحاري كاربرد دارد و ۳۰ قبضه سلاح انجاميد. موضوعي كه روي حمايت دنياي غرب، به ويژه انگليس، از تروريستهاي فعال در افغانستان به ويژه گروهك طالبان مهر تأييد ميزند.
اما حمايت نيروهاي انگليسي مستقر در افغانستان، از تروريستهاي طالبان نه در سطح يك ادعا بلكه واقعيتي است كه ميتوان آن را در ارائه خدمات به اين گروهك تروريستي مشاهده كرد. انتقال طالبان با هلي كوپتر از جنوب به شمال افغانستان، شكستن محاصره و نجات طالبان، معامله با طالبان براي انتقال كاميونهاي تداركاتي ناتو و همچنين پرورش طالبان تنها گوشه كوچكي از خدمات انگليسيها به طالبان است. خدماتي كه در پي آن انگليس ميكوشد ضمن استمرار بخشيدن به حضور خود در يك كشور اسلامي، عملاً تحت نام طالبان، اقدام به مخدوش كردن چهره اسلام در سطح جامعه جهاني كنند.
انگليس، نگران موج بيداري اسلامي اما شايد سؤال اصلي اين باشد كه دليل تلاش انگليسيها براي مخدوش كردن چهره اسلام چيست؟پاسخ به اين سؤال را بايد بيشك در موج بيداري اسلامي جستوجو كرد. همزمان با تشديد موج بيداري اسلامي در كشورهاي عربي خاورميانه و سرنگوني حكومتهاي ديكتاتور وابسته به غرب كه سبب از بين رفتن منافع غرب در منطقه حساس خاورميانه شد، به يكباره يك پيش بيني از سوي رهبر معظم انقلاب در خصوص رسيدن اين موج به كشورهاي غربي، باعث شوكه شدن سياستمداران اين كشورها شد. ديري نپاييد كه پس از اين پيش بيني بزرگ، محلههاي مختلف شهر لندن، پايتخت انگليس، تحت تأثير بيداري اسلامي با اعتراضهاي گسترده و بيسابقهاي مواجه شد كه از آن به نام قيام محرومين ياد ميشود. در اين حركتهاي اعتراضي مردمي كه سالها زير استبدادروباه پير زندگي سختي را ميگذراندند، ضمن همذاتپنداري با مردم كشورهاي عربي كه موفق شده بودند خود را از زير يوغ حاكمان مستبد خود نجات دهند به خيابانها آمدند و خواستار احقاق حقوق خود شدند. موضوعي كه تا مدتها تمركز سياستمداران انگليسي را به هم زده بود و سرانجام پس از اعمال خشونت گسترده عليه معترضين كه منجر به كشته شدن تعداد بسيار زيادي از شهروندان انگليسي شد، موفق به كنترل موقت اين بحران شدند. حالا سياستمداران انگليسي با درك اين مطلب كه ريشه اصلي و الهام بخش اين قيامهاي مردمي در سراسر دنيا، اسلام است، تمامي تلاش خود را به كار بستهاند تا به هر طريق ممكن ضمن مقابله با اسلام، عملاً ريشه اين حركات را در كشور خود كور كنند. بنابراين به خوبي مشخص است كه آنها با معرفي دروغين طالبان به عنوان نماينده دنياي اسلام در سطح جهان و جامعه خود به دنبال آن هستند كه چهرهاي ديگر از بيداري اسلامي به مردم معرفي كنند. علاوه بر اين وجود طالبان همواره دليل خوب و محكمي است كه بتوانند به تخريب چهره دنياي اسلام بپردازند.
سودهاي اقتصادي از آشفتگي كشورهاي اسلامي از سوي ديگر نگاهي به گستره فعاليت طالبان در دنياي اسلام كه دامنه نفوذ آن در كشورهاي اسلامي نظير يمن، عراق، پاكستان، عربستان، شرق ايران و كشورهاي اسلامي آفريقايي به خوبي قابل مشاهده است، نشان ميدهد كه غرب و به ويژه انگليس اين گروهك تروريستي را به عنوان ابزاري براي ايجاد ناامني در دنياي اسلام تبديل كرده است. اين در حالي است كه وجود منابع سرشار انرژي در كشورهاي اسلامي و همچنين وجود بازارهاي بزرگ مصرف در اين كشورها، چشم طمع بسياري را متوجه منطقه خاورميانه كرده است. حال وجود اين ناامني نه تنها باعث ميشود كه اين كشورها هزينههاي زيادي را براي تأمين امنيت خود بپردازند و همين امر باعث ميشود كه نتوانند به پيشرفت اقتصادي دست پيدا كنند و براي تأمين هزينههاي خود نيز بايد اقدام به خام فروشي منابع انرژي خود با قيمتي بسيار ناچيز به كشورهاي استعماري نظير انگليس كنند. بنابراين اين خود دليلي موجه است تا انگليس و شركاي غربياش با تقويت طالبان در منطقه و كشورهاي اسلامي عملاً كمك بزرگي نيز به اقتصاد خود كنند.
اتهامات واهي عليه ايران اين حمايتهاي علني انگليس از گروهكتروريستي طالبان در حالي است، كه انگليس و شركاي غربياش براي آنكه روي ارتباطات خود با اين گروهكهاي تروريستي سرپوش بگذارند، همواره اتهامات دروغي را در خصوص ارتباط ايران و كمك جمهوري اسلامي به طالبان مطرح كردهاند. اين در حالي است كه جمهوري اسلامي از ديرباز به عنوان دشمن اين گروهك تروريستي در منطقه به شمار ميآمد. اين واقعيت نه مربوط به چند سال اخير، بلكه به دوران قبل از جنگ غرب در افغانستان باز ميگردد كه جمهوري اسلامي همواره با حمايت از نيروهاي ائتلاف شمال افغانستان به دنبال نابودي طالبان در اين كشور اسلامي بود. علاوه بر اين جمهوري اسلامي همواره به عنوان يكي از اصليترين قربانيان جنايتهاي طالبان در منطقه به شمار ميرود كه قطعاً وجود همين جنايتها خود دليل محكمي براي دشمني با اين گروهك است. جنايتهايي نظير حمله به كنسولگري جمهوري اسلامي در مزار شريف كه منجر به شهادت ديپلماتهاي ايراني شد و همچنين بمبگذاريهاي مختلف گروهك جندالشيطان به عنوان يكي از شاخههاي طالبان در مناطق شرق كشور تنها گوشه كوچكي از جنايات طالبان عليه جمهوري اسلامي است.
در مجموع مرور آنچه كه در خصوص طالبان از زمان شكلگيري تاكنون مطرح است، بيانگر اين حقيقت است كه اين گروهك نه تنها گروهكي اسلامي نيست بلكه مورد تنفر اكثر مسلمانان جهان است. گروهكي كه شكل دهنده اصلي آن غربيها بودند و همين غربيها همواره زمينه ادامه حيات آن را فراهم كردهاند و امروز نيز همچنان به عنوان ابزاري براي اقدام عليه اسلام مورد استفاده قرار ميگيرد.