
كشور ايران با توجه به گستره جغرافيايي و قدمت تاريخي، يكي از جوامعي است كه به داشتن اقوام و طايفههاي مختلف شهره است و از همين روي داراي خرده فرهنگهايي متفاوت است. رشد شتابان شهرنشيني و تمايل افراد مختلف براي مهاجرت به كلانشهرها و به خصوص تهران باعث شده تا اين ابرشهر به عنوان كعبه آمال مهاجرين، با فرهنگهايي مختلف و متنوع و بعضاً متضاد مواجه شود.
شايد اين موضوع در نگاه نخست چندان قابل توجه نباشد، اما وقتي حضور افراد مختلف از خردهفرهنگهاي كاملاً متفاوت را در برخي جايگاههاي اجتماعي پررنگ ميبينيم، اين تفاوتهاي فرهنگي به شكلي ناهنجار خود را نشان ميدهد. گستره مهاجرتها به تهران باعث شكلگيري اجتماعي ناهمگون شده است؛ چراكه هر كدام از حوزه جغرافيايي و فرهنگي متفاوتي آمدهاند و داراي پيشينهاي متمايز به لحاظ اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، خانوادگي، سطح تحصيلات و... هستند كه در شكلگيري شخصيت و نقش و توقعات آنان از زندگي تأثير بسزايي دارد. اين سطح از تنوع فرهنگي در اقشار مختلفي كه در شهر زندگي ميكنند حتي در ناهمساني تربيت فرزندان تأثيرگذار است و منجر به بروز پديدهاي به نام كودكان چند شخصيتي ميشود كه آيندهسازان جامعه هستند؛ كودكي كه به دليل فقدان فرهنگ يكسان در سطح خانواده و اجتماعي كه در آن زندگي ميكند، در فضايي متعارض رشد نموده و بالطبع آينده خود و جامعه را بر اساس اين تعارض شخصيتي ميسازد.
اين تعارض در تشكيل خانواده نيز اثرات منفي خود را نشان ميدهد و افزايش طلاق در شهر تهران نمونه بارز آن است كه نشان از تفاوت فرهنگي و شخصيتي زوجين دارد. طي سالهاي گذشته شاهد گسيل جوانان به شهرهاي بزرگ در قالب دانشجو يا جوياي كار بودهايم كه اين افراد بدون برخورداري از يك برنامه آموزشي واحد در شهرها، خودشان پس از آزمون و خطا راهكار زندگي مستقل را ميآموزند، بدون آنكه آمادگي لازم براي زندگي درست در كلانشهرها را كسب كرده باشند. تجربه جذاب استقلال فردي به درست يا غلط، نمادي از پيشرفت و آغاز پلههاي ترقي است كه هيچ فردي خواهان از دست دادن آن نيست، از اين رو شاهد هستيم افراد براي تثبيت و ماندگاري خود شروع به فعاليت اجتماعي ميكنند و در اين راه به دليل عدم برخورداري از آموزشهاي لازم و يكدست، ره به خطا ميروند، مرتكب جرم و خلاف ميشوند و بارها و بارها شكست ميخورند.
در مواجهه با چنين وضعيت نابساماني، شاهد هستيم كه در سالهاي اخير بسياري از سازمانها و نهادها، به ويژه در كلانشهر تهران فرهنگسازي در حوزههاي مختلف رفتاري را به عنوان يكي از اصليترين سرفصلهاي كاري خود قرار دادهاند كه قطعاً با اين حجم و تنوع خرده فرهنگها كار آساني نخواهد بود و شكلگيري اهداف اين مجموعهها در به وجود آمدن يك اجتماع منسجم و آرماني، در مدت زماني كوتاه تحقق نمييابد. با اين وصف متأسفانه اين نهادها بدون انجام يك آسيب شناسي درست از مشكلات و ناهمگونيهاي رفتاري و فرهنگي شهروندان، صرفاً به صورت انتزاعي دست به انجام برخي فعاليتها زدهاند، كه نتيجه مناسب و درخوري در بر نداشته است. لذا ضروري است ابتدا يك رصد مناسب از قشربندي شهروندان داشته باشند و سپس با توجه به وجود خرده فرهنگهاي مختلف- كه در ابتداي اين سطور اشاره شد - اقدام به برنامهريزي، توليد بستههاي آموزشي و ارائه برنامههاي فرهنگي نمايند. البته همكاري نزديك سازمانها و نهادهاي مختلف، به جاي موازي كاري و رقابت، ميتواند در پديد آوردن فرهنگ يكسان شهروندي مؤثرتر واقع گردد.