
در حال حاضر سه كشور منطقه خاورميانه يعني ايران، افغانستان و پاكستان، در مرحله تحول تاريخي خود قرار دارند. تصميمات سالها و چه بسا ماههاي آينده تعيين خواهد كرد كه اين كشورها به شركاي نزديك و حتي متحد تبديل شده و در مسير همگرايي بيشتر گام برميدارند يا به اعضاي پيمانهاي متفاوت نظامي – سياسي تبديل ميشوند كه به همديگر اعتماد ندارند. در اين زمينه بيشتر نه روابط بين افغانستان و پاكستان، دو كشور با بخشي از جمعيت پشتون و داراي پيوندهاي بسيار پيچيده سنتي - سياسي بلكه تعامل هر يك از آنها با جمهوري اسلامي ايران اهميت دارد. ايران كه با هر يك از آنها راههاي متعدد تعامل دارد (يك نوع نزديكي فرهنگي با جمعيت فارسي زبان افغانستان، روابط با اقليت شيعه اين دو كشور و نيز رشد تبادلات بازرگاني و روابط اقتصادي ميان آنها)، در اين تعامل با موانع جدي روبهرو ميشود. قبل از همه فعاليت منطقهاي ايالات متحده، تنها ابرقدرت جهان اين موانع را ايجاد ميكند.
نتيجه مبارزه بين نفوذ امريكا و ايران در پاكستان و افغانستان وضعيت و سيماي بعدي نه تنها سه كشور مذكور بلكه تمام منطقه آسياي مركزي را تعيين خواهد كرد.
بدون ترديد، ايران از يكسو و همسايگان عمدتاً پشتون آن از سوي ديگر نسبت به همديگر جاذبه زيادي دارند. افزون بر عوامل فوقالذكر فرهنگي و ديني، اقتصاد نيز در نزديكي روابط بين اين كشورها نقش تعيينكنندهاي بازي ميكند. روابط اقتصادي با ايران هم براي افغانستان و هم براي پاكستان نهايت اهميت را داراست. به عنوان مثال، در سال گذشته تبادلات بازرگاني جمهوري اسلامي ايران با افغانستان برابر ۲ ميليارد و ۱۸۰ ميليون دلار بود در حالي كه در سال ۲۰۰۶ اين رقم معادل ۵۰۰ ميليون دلار بود بنابراين ما شاهد رشد چهار برابري هستيم كه واقعاً رشد چشمگيري است.
ايران يار و ياور اساسي كابل در زمينه بازسازي زيرساختي است كه بر اثر سالهاي طولاني جنگ نابود شده است. جمهوري اسلامي از همان ابتداي عمليات بازسازي در افغانستان تقريباً ۳۰۰ ميليون دلار به عنوان پرداختهاي بلاعوض در اختيار افغانستان گذاشت كه در مجموع ۵۶۰ ميليون دلار از طرف ايران به افغانستان پرداخت شد. بخش عمده اين پول و وامها و سرمايهگذاريهاي ايراني به توسعه بخش انرژي و بخش كشاورزي، دو شاخه كليدي اقتصاد افغانستان معاصر اختصاص يافت. در سال ۲۰۰۳ خط انتقال برق طيباغ – هرات و در سال ۲۰۰۵ خط تربت جم – هرات با پول ايران و به دست متخصصان ايراني ساخته شد. اين طرحها كه با هزينه ۶/۱۳ ميليون دلاري ايران اجرا شدند، برقرساني به استانهاي غربي افغانستان را به طور قابل توجهي بهبود بخشيدند.
افغانستان به كمك بخش تجاري ايران به طرحهاي بزرگ بينالمللي جلب ميشود كه يكي از آنها طرح ساخت راهآهن و خط لوله انتقال نفت بين ايران و تاجيكستان است كه از خاك افغانستان ميگذرد. رؤساي جمهوري سه كشور اين مسائل را مورد بحث و تبادلنظر قرار داده و به توافقات اصولي دست يافتهاند. جمهوري اسلامي ايران در زمينه مبارزه با تجارت موادمخدر در خاك افغانستان نقش كليدي را بازي ميكند. ايران بلافاصله بعد از سرنگوني رژيم طالبان با مشاركت اداره مبارزه با موادمخدر و بزهكاري سازمان ملل (UNODC) مساعدت خود را به نيروي انتظامي افغانستان در زمينه آموزش نيروي پليس ضدموادمخدر و تعمير پاسگاههاي مرزي شروع كرد. تنها از ماه مارس سال ۲۰۱۱ تا مارس سال ۲۰۱۲ (سال ۱۳۹۰ شمسي) نيروي انتظامي ايران ۴۳۰ تن موادمخدر از گردش غيرقانوني خارج كرد. ۲۱ هزار نفر كه در اين دادوستد دست داشتند، مورد پيگرد قانوني قرار گرفتند. با وجود اينكه جمهوري اسلامي ايران از لقب افتخاري مبارز شماره يك با موادمخدر افغاني برخوردار است، اين امر گاهي باعث دشمني با ايران در آن سوي مرز ميشود. فراموش نشود كه بعد از سرنگوني طالبان، توليد افيون تقريباً به اساس زندگي اقتصادي افغانستان و عامل اساسي بقاي وجود مردمان فقير روستايي تبديل شد. طبق بعضي اطلاعات اعضاي دولت حامد كرزاي، رئيسجمهور افغانستان هم در اين تجارت خطرناك دست دارند. احمد ولي كرزاي، برادر ناتني رهبر افغانستان كه در سال ۲۰۱۱ بر اثر سوءقصد كشته شد، ضمن فعاليت در مقام رئيس ولايت قندهار در اروپا به عنوان يكي از مالكان بزرگ موادمخدر افغانستان شناخته شده بود.
كارفرمايان ايراني در مورد اخير ميدان را بر پاكستان، بازيگر مهم ديگر منطقهاي تنگ كردند. البته حمايت جمعيت پشتون در هر حال باعث نفوذ زياد اسلامآباد در امور افغانستان ميشود. از سوي ديگر، خود پاكستان تحت تأثير قابل توجه بخش تجاري ايران قرار دارد. اين كشور به واردات حاملهاي انرژي ايراني وابسته است كه كمبود اين مواد هر سال باعث كاهش توليد ناخالص ملي پاكستان به ميزان ۴ درصد ميشود. نرخ رشد بيكاري در اين كشور برابر ۱۰ درصد است. ساخت خط لوله انتقال گاز كه در سال ۲۰۱۰ شروع شده و به اسلامآباد اجازه خواهد داد سوخت ايراني را دريافت كند، ميتواند گرهگشاي مسائل پاكستان محسوب شود. اين معامله يكي از بزرگترين طرحهاي آسياي مركزي محسوب ميشود.
بدون ترديد، افغانستان و پاكستان خودشان بايد شريك همكاري عميقتر و ثمربخشتر را براي خود انتخاب كنند. از سوي ديگر، اگر ابتكارات فوقالذكر اقتصادي، فرهنگي، سياسي و انساني ايران بررسي شده و با دستاوردهاي ايالات متحده (مانند افزايش ۴۰ برابري توليد موادمخدر، شبيخونهاي امريكايي در خاك افغانستان، ضربات هوايي و عمليات ارتشي امريكاييها در پاكستان) مقايسه شود، معلوم خواهد شد كدام تصميم عاقلانهتر است. اميدواريم كه دولتهاي دو كشور مذكور انتخاب درستي بكنند.
منبع: ايرانرو