
اين سخنان رهبر معظم انقلاب در حالي مطرح شد كه همزمان با افزايش فشارهاي اقتصادي غرب به كشورمان، برخي افراد در داخل، خواستار توقف برنامه هستهاي كشورمان براي كاهش فشارهاي غرب شدند؛ موضوعي كه در دوره اصلاحات نيز اتفاق افتاد اما نه تنها فشارها كم نشد بلكه غرب با پيشروي، خواستههاي نامعقولتري را در قبال جمهوري اسلامي ايران مطرح كرد.
نكته جالب در اين ميان آن بود كه اصلاحطلبان همواره براي توجيه عقبنشيني خود در برابر غرب، اين موضوع را منتسب به رهبر انقلاب ميكردند و عنوان ميكردند كه اين موضوع با هماهنگي رهبر انقلاب صورت گرفته است اما معظمله در سخنان خود ضمن تشريح پشت پرده اين ماجرا، از ورود خود به اين پرونده پس از افزايش گستاخي غربيها خبر دادند.
ايشان در سخنان خود در اين خصوص فرمودند: «در آن دورهاي كه ادبيات مسئولان ما آميخته به تملقگويي از غرب و امريكا شد، فردي كه مجسمه شرارت بود، به خود اجازه داد كه جمهوري اسلامي ايران را محور شرارت معرفي كند.»
ايشان همچنين با اشاره به دورهاي كه برخي عقبنشينيها در موضوع هستهاي انجام شد، خاطر نشان كردند: «در آن دوره به واسطه همراهي با غربيها و عقبنشينيهايي كه انجام گرفت، آنها آنقدر جلو آمدند كه من مجبور شدم شخصاً وارد ميدان شوم.»
رهبر معظم انقلاب افزودند:«غربيها در آن دوره آنقدر گستاخ شدند كه حتي هنگامي كه مسئولان ما به سه سانتريفيوژ قانع شده بودند، آنها مخالفت كردند اما امروز ۱۱ هزار سانتريفيوژ در كشور فعال است.»
بازخواني دوراني تلخ در اين ميان بازخواني آنچه در دوران اصلاحات بر سر پرونده هستهاي كشور گذشته، شايد بتواند درك سخنان رهبر معظم انقلاب را آسانتر كند؛ دورهاي كه ديپلماتهاي پرمدعاي اصلاحطلب پشت ميز مذاكره با كساني مينشستند كه روزي ميزبان همين ديپلماتها در دوران تحصيلشان بودند. بيشك پلمپشدن تأسيسات هستهاي كشورمان و توقف چندين ساله اين فعاليتها كه باعث ايجاد تأخير در روند هستهاي شدن كشورمان شد، دستاورد مذاكره همين ديپلماتها با سران كشورهاي غربي بود.
غربيها با اشراف امنيتي و اطلاعاتي كه روي چند نفر از اعضاي تيم مذاكرهكننده هستهاي كشورمان در دولت اصلاحات داشتند و همچنين اطلاع از فعاليتهاي اقتصادي اين افراد توانسته بودند به راحتي روي تيم مذاكرهكننده ايران تسلط داشته باشند و هر آنچه ميخواهند به آنها ديكته كنند.
در همين خصوص توني بلر كه سمت نخستوزيري وقت انگليس را به عهده داشت در جلسهاي خصوصي به صراحت گفته بود كه دست ايرانيها همواره در مذاكرات هستهاي خود از پيش باز است و عملاً مذاكرهكنندگان اروپايي هيچگونه نگراني و دغدغهاي از روند مذاكرات هستهاي با طرف ايراني ندارند و متنهايي كه قبل از جلسات در مورد موضوعات مطرح شده در مذاكرات تهيه ميشود، بدون كم و كاست به تأييد و تصويب طرفهاي ايراني ميرسد! بنابراين تحليلهاي غلط و عدمدرك دنياي استكباري و همچنين ناآگاهي و نداشتن بصيرت و دانش كافي از وضعيت اروپا و امريكا و تواناييهاي داخلي كشورمان، شرايطي را به وجود آورد كه روز به روز طرفهاي غربي به زيادهخواهي خود در ارتباط با موضوع هستهاي ايران ادامه بدهند.
در اين دوره نه تنها هيچ كدام از سانتريفيوژهاي ايران چرخشي نداشتند بلكه غربيها شرايطي را براي كشور ايجاد كردند كه در معاهدههاي بروكسل، پاريس و سعدآباد حتي صنايع پاييندستي هستهاي ايران كه هيچگونه ارتباطي با غنيسازي اورانيوم نداشتند نيز جزو مجتمعهاي به تعليق درآمده و تعطيل ايران قرار گرفتند.
بر اين اساس در مهر ماه سال ۸۲ و بر اساس توافقنامه سعدآباد از تأسيسات اتمي ايران بازرسيهاي گستردهاي به عمل آمد و فعاليتهاي مرتبط با غنيسازي اورانيوم نيز در ايران متوقف شد، اما اين توقف غنيسازي غرب را قانع نكرد و ايران بار ديگر در توافقنامه پاريس كه در بهمن همان سال به امضا رساند، پذيرفت كه تمامي فعاليتهاي مربوط به غنيسازي و بازفرآوري مانند ساخت، توليد، نصب، آزمايش، سرهمبندي و راهاندازي سانتريفيوژهاي گازي و فعاليتهاي مربوط به جداسازي پلوتونيوم را متوقف كند.
اوج اين گستاخي غرب به توافقنامه سوم هستهاي ايران با غرب بازميگردد كه به توافقنامه بروكسل مشهور شده و در اسفند ماه سال ۸۲ امضا شد. در اين توافقنامه، ايران متعهد شد ساخت و آزمايش سانتريفيوژهاي مورد نياز براي غنيسازي را متوقف كند و اقدام به ساخت قطعات يدكي سانتريفيوژهاي موجود در آن زمان را نيز تعليق كند.
بيشك اگر اين روند عقبنشيني، ادامه پيدا ميكرد، بعيد به نظر نميرسيد كه غربيها در توافقنامهاي خواستار تعليق و تعطيلي دانشگاهها و مراكز علمي ميشدند كه در خصوص انرژي هستهاي مطالعات انجام ميدادند و دانشجو تربيت ميكردند، البته اين موضوع به همين صورت باقي نماند چراكه در ماههاي آخر فعاليت دولت اصلاحات و با ورود رهبر معظم انقلاب به اين ماجرا و دستور مستقيم ايشان مبني بر از سرگيري فعاليتهاي هستهاي كشورمان، نه تنها قطار هستهاي ايران روي ريل پيشرفت قرار گرفت، بلكه آب سردي بر پيكره كساني بود كه به دنبال برچيدن فناوري هستهاي از داخل ايران بودند.
غرب سردرگمتر از هميشه تمام اين موضوعات در حالي بود كه پس از پايان كار دولت اصلاحات در كشور و روي كار آمدن دولت اصولگرا، قطار هستهاي در كشور حركت خود را از سر گرفت و در سايه حمايت رهبر معظم انقلاب در اين دانش امروز دانشمندان هستهاي كشور نه تنها موفق به راهاندازي مجتمعهاي سوخت خود شده بلكه هم اكنون در حال توليد سانتريفيوژهاي نسل سه و چهار در كشور هستند كه قدرت غنيسازي كشورمان را افزايش خواهد داد؛ ماجرايي كه باعث عصبانيت شديد غربيها شد چراكه آنان سنگينترين تحريمها در موضوع فناوري هستهاي را متوجه كشورمان كرده بودند، به گونهاي كه حتي تحصيل ايرانيان در رشتههاي مرتبط با فناوري هستهاي در دانشگاههاي غربي را ممنوع كردهاند اما هيچ كدام از اين اقدامات نتوانست در مقابل خواست ايرانيان در خصوص دستيابي به فناوري صلحآميز هستهاي خللي ايجاد كند، بنابراين آنان پس از مشاهده بيتأثيري اين سنگاندازيها در مسير هستهاي، دست به اقدامات خشن زدند و به ترور دانشمندان هستهاي كشورمان روي آوردند تا اوج سردرگمي خود را از اين حجم پيشرفت نشان دهند.
حال بايد منتظر ماند و ديد كه پس از سخنان اخير رهبر معظم انقلاب در خصوص عدم عقبنشيني در برنامه صلحآميز هستهاي كشورمان كه بيشك باعث افزايش سرعت در قطار هستهاي خواهد شد، غرب چه سياست جديدي را عليه كشورمان اتخاذ خواهد كرد.