
بسماللهالرحمنالرحيم. ميدانيد و شنيدهايد كه عالم مجاهد مرحوم آيتالله طالقاني(رضوان الله تعالي عليه) پس از انقلاب علاقه و اهتمام داشتند به اينكه نمازجمعه - كه متأسفانه به دلايل مختلف سالهاي دراز در ميان شيعه متروك مانده بود و در ميان اهل تسنن هم از محتواي اصلي تهي شده بود- به همان نحو كه خدا امر و رسول خدا تشريح فرموده است، اقامه شود، بهخصوص كه مانع اصلي اقامه اين عبادت سياسي و اجتماعي بزرگ كه همان سلطه طاغوت بود با پيروزي انقلاب اسلامي برطرف شده بود. البته اين آرزو منحصر به ايشان نبود، بسياري از بزرگان ما كه تعظيم شعائر الهي و اقامه مظاهر دين خدا را آرمان و آرزوي اصلي خويش قرار داده بودند و در اين راه خود را وقف كرده بودند، اقامه اين فريضه بزرگ را آرزو داشتند. استاد بزرگوار ما شهيد آيتالله مطهري سالها پيش در آن چند گفتاردرباره خطابه و منبر كه در ايام عاشورا ايراد ميفرمودند ـ كه بعداً هم در كتاب گفتار عاشورا چاپ شدـ به مناسبت نقش و اهميت خطابه به عنوان شاهد براي موردي كه خطابه اساساً جزو تشريعي و واجب يك عبادت منظور شده است، بحث نمازجمعه را مطرح كردند و پس از توضيح و تشريح اين عبادت بزرگ، تأسف زياد خود را از تعطيل شدن اين فريضه در ميان شيعه ابراز فرمودند.
و اما ماجراي ابلاغ فرمان امام(ره) براي اقامه اولين نمازجمعه پس از انقلاب:
روز چهارشنبه بود. يك روز مانده به اولين ماه رمضان پس از پيروزي انقلاب، رمضان سال ۵۸، طرفهاي عصر، حدود ساعت ۴ رفتم خدمت آيتالله طالقاني براي تفسير قرآن هفتگي كه داشتند (با قرآن در صحنه). كسي خدمتشان نبود، پس از گفتوگو درباره آياتي از سوره نازعات كه آن روز قرار بود بحث بفرمايند. عرض كردم:«آقا! ضمناً درباره شركت حضرتعالي در مجلس خبرگان كه عنقريب انتخابات مربوط به آن انجام خواهد شد، اين طرف و آن طرف حرفهايي ميزنند و شايعاتي بر سر زبانها مياندازند و سوءاستفاده ميكنند، بهتر است هرچه نظرتان هست خودتان بفرماييد تا خداي نخواسته به نام شما حرفي گفته نشود كه حرف شما نباشد و مغرضان سوءاستفاده كنند». ايشان با همان متانت و احساس مسئوليت هميشگي فرمودند:«امروز صبح امام (ره) در قم ملاقاتي داشتهاند و صحبت هم كردهاند و من حدس ميزنم كه ايشان درباره مجلس خبرگان هم صحبت كرده باشند. صبر كن و اينجا پيش من بمان تا شب صحبت آقا را در اخبار راديو بشنوم و بعد در اينباره صحبت كنم» و اين هم نمونه ديگري بود از حساسيت، تقوي و دقت اين روحاني مخلص در توجه به نظرات مقام رهبري انقلاب و حفظ وحدت حول محور رهبري.
اين را هم بگويم كه آن ايام سخنان حضرت امام (ره) كه پيش از ظهر در قم در ملاقاتها در همان اتاق ساده كوچك ميفرمودند روي نوار كاست ضبط ميشد و تا اين نوار را به تهران ميآوردند و روي ريل پياده ميكردند اغلب به اخبار ۲ بعدازظهر نميرسيد و در اخبار شب پخش ميشد.
خلاصه اين موضوع سبب شد كه خدمتشان ماندم تا مغرب شد، آماده نماز شدند، تنها بودند. من هم نماز مغرب را اقتدا كردم، بين دو نماز مشغول تعقيبات بودند كه تلفن زنگ زد. گوشي را برداشتم، حاج احمد آقا از قم بودند. از بيت امام(ره) با آقا كار داشتند، گوشي را دادم خدمتشان. همان اول از صحبتهاي آقا با حاج احمد آقا متوجه شدم بحث نمازجمعه است و ابلاغ دستور امام(ره) به ايشان براي اقامه اين عبادت بزرگ در همان جمعه اول ماه رمضان كه ميشد پسفرداي آن شب. يادم هست كه ضمن صحبت با حاج احمد آقا ميگفتند:«... حالا خدمت امام(ره) عرض كنيد كه يك مهلتي بدهند تا هفته بعد، چون اين كار تداركات ميخواهد. بايد يك محلي آماده كنيم، شما هم كه ميدانيد من مريضم... »، ولي امر امام(ره) اين بود كه همان جمعه اول ماه رمضان نماز اقامه شود، چون بعد از مكالمه با آقاي طالقاني، حاج احمد آقا به من گفتند:«همين چند دقيقه پيش امام(ره) مرا صدا زدند و فرمودند به آقاي آسيد محمود تلفن كنيد كه اين جمعه نمازجمعه را بخوانيد و مطلب هم همين امشب اعلام شود». همانجا به نظرم رسيد كه دانشگاه تهران براي اين كار بهترين مكان است، چون اقامه نمازجمعه كه عبادي، سياسي و اجتماعي است سمبل اتحاد مجدد دانشگاه و اشتراك هدف و هماهنگي علم و ايمان در اين انقلاب خواهد بود. همان پشت تلفن نظرم را به حاج احمد آقا گفتم.
ايشان گفتند:«به نظر من هم خوب است» و بعد هم به آيتالله طالقاني عرض كردم. فرمودند:«بد پيشنهادي نيست، ولي بايد فكر و مشورت كنيم». سعي كردم تلفني با تلويزيون تماس بگيرم كه خبر را پخش كنند، ولي آخرهاي اخبار بود و فرصت تنظيم و اعلام آن در اخبار دست نداد. بعد از نماز، نطق امام(ره) را كه همان روز ايراد فرموده بودند، از راديو شنيدند. اتفاقاً حدسشان درست بود و امام (ره) درباره انتخابات مجلس خبرگان و سفارش مردم به انتخاب كانديداهاي اسلامي و ذيصلاح و تأكيد بر اهميت مجلس خبرگان و وظيفه سنگين منتخبين و لزوم دقت آنها در تدوين و تنظيم قانون اساسي صحبت فرمودند و به دسيسه جدا كردن روحانيون از مسائل روز و از دانشگاه هشدار دادند و فرمودند:«نبايد گمان كنيم كه سدها را شكستهايم، ببينيد گروههايي كه با هم پيوند نداشتند حالا مجتمع شدهاند، ببينيد چه گروههايي مجتمع شدهاند كه كانديدا بدهند؟» و بعد تأكيد فرمودند:«توجه داشته باشيد كه كانديداي شما اسلامي باشد» و اگر يادتان باشد آيتالله طالقاني هم به دنبال اين نطق امام(ره) و در تأييد آن در اولين نمازجمعه در اهميت خبرگان صحبت و مردم را به شركت در اين مشروع مهم دعوت كردند.
از مطلب دور نشويم، به هر حال از همان محل اقامت آيتالله طالقاني سعي كرديم تلفني در مورد انتخاب محل نماز با روحانيون محترم شوراي انقلاب مشورت كنيم، ولي متأسفانه موفق به تماس نشديم و چون بايد مطلب اعلام ميشد، به آقا عرض كردم:«با توجه به نطق امشب امام (ره) هم كه در ضرورت پيوند روحاني و دانشگاه تأكيد فرمودند و آن همه تلاش كه خود شما و ساير همرزمانتان در حصول اين معنا داشتهايد، مناسبتترين مكان همان دانشگاه است». ايشان هم تصديق كردند و قرار شد به عنوان محلي كه فعلاً در نظر گرفته شده دانشگاه تهران اعلام شود و بعداً چنانچه مسئولان محترم در مشورت به نظر ديگري رسيدند تغيير محل اعلام شود كه البته بعداً هم شخصيتهاي محترم كشور مناسبت دانشگاه را تأييد كردند.
به هر حال به سرعت به راديو تلويزيون رفتم. لازم بود ضمن اعلام خبر مردم را در جريان چگونگي برگزاري اين مراسم قرار ميداديم، چون مردم به علت متروك بودن اين عبادت اطلاعي از نحوه انجام اين فريضه نداشتند. شب دير شده بود و امكان دسترسي به اساتيد و روحانيون محترم كه همان موقع به تلويزيون بيايند و مردم را آشنا بفرمايند نبود و به ناچار بنده هرچند لايق نبودم، اين افتخار را پيدا كردم كه با استناد به حديث مفصل و معروفي كه «فضلبن شادان» از حضرت رضا(ع) روايت كرده است و آنچه كه از بزرگان و اساتيد در حد بضاعت خود آموخته بودم، آنچه را كه مقدور بود در نقش معناي دو خطبه در مكان دو ركعت جعل شده است و آنچه كه بنا به نقل از حضرت رضا(ع) در هر يك از دو خطبه بايد گفته شود و شرايط ديگر و اهميت نمازجمعه و قرار دادن ترتيبي كه خواهران و برادران در چه مكانهايي از دانشگاه و اطراف آن مستقر شوند و... خدمت مردم عرض كردم و هم يادي از شهيدمان آقاي مطهري كه آن حديث را از زبان ايشان شنيده بودم، كردم. كار زياد بود و فرصت كم. به هر صورت تا حد مقدور در دانشگاه و اطراف آن در همان وقت يك روزه، سيمكشي و بلندگو نصب شد، هرچند كه جمعيت بيش از آن بود كه پيشبيني ميشد و صدا به خيابانهاي اطراف نميرسيد و هماهنگي صفهاي خيابانهاي اطراف دانشگاه و هم جهت صفها كامل نبود، هنوز هم فرصت نكرده بوديم فرستنده سيار راديو را براي پخش مستقيم خطبهها در دانشگاه مستقر كنيم كه البته از هفته دوم اين كار عملي شد.
هفته اول فرصت مناسبي نبود كه براي امام جمعه سكويي آماده شود. يك داربست فلزي آماده شد كه آقاي طالقاني از چيزي شبيه يك نردبان با ميلههاي فلزي براي اداي خطبهها روي سكو رفتند. وقتي ايشان با آن محاسن سفيد درحالي كه عصايشان را هم نميخواستند رها كنند از آن نردبان بالا ميرفتند، منظره را تماشا ميكردم. حالي بود و شوقي و اشك شوقي كه بالاخره مشيت خدا بر اين بود كه اين پيرمرد عاشق مخلص به فرمان آن پيرو، رهبر و مرجع بزرگ به گوش ميليونها مسلمان مشتاق فرياد توحيد و تكبير و تقوي و اخلاص سر دهد.
صحنه نماز اول جمعه با هليكوپتر از بالا فيلمبرداري شد و همراه با خطبههاي نماز، روز جمعه دوم رمضان ۱۳۵۸ از تلويزيون پخش شد. دوندگي و كار زياد بود اما ميارزيد، بهخصوص كه بعدها حاج احمد آقا به من گفتند:«آن شب كه فيلم اولين نماز از تلويزيون پخش شد، امام هم از اول تا آخر تماشا كردند و با خوشحالي فرمودند: عجب نمازي شد.»
رحمت و رضوان خدا بر آيتالله طالقاني و همه شهداي محراب و همه شهدا و رفتگاني كه رنج بردند و فرصت و امكان تعظيم شعائر الهي را برايمان فراهم آوردند و سلام و مدد الهي به همه نيروهاي مخلصي كه با ايستادگي و ايثار خود اين مكان و فرصت را پاس ميدارند.
براي حسن ختام سخن مناسب ميبينم در تكريم مكانت والاي آيتالله طالقاني و نيز براي ارائه پيامي از سوي آن بزرگوار، به مروري بر سخنان وصيتگونهاي بپردازم كه چندماه پس از آزادي از زندان درجمع خانواده محترم خودبيان فرمودند:
«البته شما خانواده من، فرزندان نسبي و سببي من، به مسئوليتتان در دين، در فهم دين و مسئوليتهايي كه داريد بيشتر توجه كنيد. گرچه الان اين همه جوانهاي با ايمان، دانشجو، دانشآموز، كارگر، بازاري و كاسب اينجور به من اظهار علاقه ميكنند، همه اينها را فرزندان حقوقي خودم ميدانم و غير از شما كه فرزندان نسبي و سببي من هستيد، همه اينها فرزندان من هستند و از همين جهت نسبت به آنها هم مسئوليت دارم، ولي در مرحله اول شما مواظب باشيد، مواظب اعمالتان و حركاتتان، مراقب رفتارتان، زحماتتان، اخلاقتان باشيد. شناختتان همانطوري كه گفتم در دين بايد بالا برود در مقابل اين مكتبهايي كه پيش آمده، من هميشه وصيت ميكردم و حالا هم ميكنم.
بهخصوص در نماز مراقبت زيادي داشته باشيد، آنطوري كه قرآن تأكيد كرده وقتي ميتوانيد به فوايد و نتايج نماز برسيد كه انجام بدهيد، درست هم انجام بدهيد و به اصطلاح قرآن اقامه صلوه كنيد و اين تركيب و دارويي است الهي براي بيماريهاي روحي و اخلاقي انسان و علاوه بر آن، يك انقلاب دائمي است كه در مفاصل زندگي، شب و روز انسان را از سقوط در غرايز، شهوات و غفلت نگه ميدارد، تنبه و بيداري ميدهد و انسان را با عالم وجود كه آيات الهي است مرتبط ميدارد. همينكه امروز در كشورهاي به اصطلاح انقلابي به اين توجه كردند كه اگر به حال سكون و ركود بمانند افراد سقوط ميكنند و به زندگي معمولي سرگرم ميشوند درصددند هميشه يك نوع انقلاب دروني و فرهنگي در مردم باشد. يكي از آنها در اسلام همين نماز است كه در هنگام گذشت فصول زندگي؛ طلوع آفتاب، زوال ظهر، هنگام مغرب كه عالم در يك حالت تحول است تا انسان از محدوديت زندگي بيرون بيايد، چشماندازش وسيع شود، با كلمه اللهاكبر و حركت دست همه اوهام و خيالات، روابط و انديشههاي گذرا و پست را پشت سر بگذارد و به عظمت خدا و عظمت عالم و جهان توجه پيدا كند.»