اكسپوي تهران بالاخره، به كار خود پايان داد. بزرگترين رويداد فرهنگي و هنري در عرصه هنرهاي تجسمي و بزرگترين بازار ارائه آثار هنري كشور، با آنكه اسامي دهن پركني را با خود يدك ميكشيد، اما در عمل بخار خاصي از اين اكسپو بلند نشد.
اكسپوي تهران كه بهرغم عدم استقبال خريداران آثار هنري، زمان برگزارياش تمديد هم شد، نمونه خوبي از عملكرد ضعيف وزارت ارشاد در زمينه هنرهاي تجسمي بود. با آنكه طبق معمول در اختتاميه بازار تعريف و تمجيد هم گرم بود و براي كارهاي انجام نشده به يكديگر خسته نباشيد گفتند. اكسپوي تهران كه به شدت بر بودجه اختصاصي دستگاههاي دولتي براي خريد آثار هنري مانور ميداد، نتوانست مديران اين دستگاهها را به بازار بكشاند.
كساني هم كه آمدند آنقدرها اهل خريد نبودند كه بودجه يك دهم درصدي شان را در اكسپو دود كنند. تنها تصويري كه از اكسپو در ذهن تالار وحدت باقي مانده است، پارتيشنهايي پر از تابلوهاي نقاشي و آثار حجمي است كه كسي رغبت به تماشاي آنها نداشت و بيشتر از اينكه در معرض ديد بازديدكنندگان باشند، در معرض نور خورشيد و خاكگرفتگي بودند.
شايد موضوعي كه باعث شد عدم موفقيت اكسپوي تهران بيشتر به چشم بيايد و مديريت آن را زير سؤال ببرد، داستان حراج بزرگ تهران بود. چند مجموعه دار خصوصي در هتلي جمع شدند و يك حراجي آبرومند را اجرا كردند و آنقدر حرفهاي اين كار را به انجام رساندند كه در عرض چند ساعت ركورد فروش آثار هنري در ايران را شكستند. اين حراجي نه از ابزار تبليغاتي اكسپو برخوردار بود، نه بودجه برگزاري آنچناني داشت و نه بر روي جذب بودجه يك دهم درصدي مانوري داده بود، بيادعا آمد، كارش را كرد و رفت. اين نكته ميتواند براي مديران وزارت ارشاد نمونه خوبي باشد با آنكه شايد دوستان خود را اجل از آن بدانند كه توصيه كسي را گوش دهند يا اينكه از تجربه خوب سايرين الگوبرداري كنند.
با نگاهي به آثار هنرمنداني كه در اكسپو و حراجي تهران شركت كرده بودند، به اسمهاي مشابه زيادي برخورد ميكنيم، پس حداقل اين است كه حراجي تهران در بحث آثاري كه براي فروش عرضه شده بودند، تقريبا همسطح با اكسپو بوده است. اما عملكرد مديران حراجي در ميزان جذب مشتريان و ايجاد فضاي رقابتي براي گرما بخشيدن به فروش آثار و پيدا كردن بالاترين قيمتها، نكته تمايز آن با اكسپو است. بهتر بود به جاي تكيه بيش از حد به دستگاههاي دولتي كه از هر راهي براي خرج نكردن بودجه در راه خريد آثار هنري استفاده ميكنند، اكسپو راه را براي حضور جدي خريداران بخش خصوصي و كساني كه در واقع براي هنر و هنرمند ارزش قائل هستند، باز ميكرد، كساني كه خريد يك تابلوي نقاشي را نوعي سرمايهگذاري ميدانند، نه به مانند دستگاههاي دولتي كه خريد آثار را جايي براي هزينه كردن بودجه بدانند.
اين اكسپو كه گذشت و اگر قرار باشد از گذشته درس بگيريم و آن را در آينده مورد استفاده قرار دهيم، بايد از هم اكنون به فكر تغيير روش فعلي در اجراي اكسپو باشيم. مديران ما كه معمولاً در سفرهاي خارجي به سر ميبرند، سري هم به حراجيهاي اسم و رسم دار آن سوي آب بزنند و طريقه درست برگزاري نمايشگاه و حراجي را از آنها ياد بگيرند. اگر هم خواستند كه در هزينهها صرفه جويي كنند، ميتوانند از كساني كه در حراجي تهران حاضر بودند، بپرسند كه چطور توانستند بدون كمك دولتي، رانت فروش ميلياردي داشته باشند.