کد خبر: 475705
تاریخ انتشار: ۱۹ تير ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
مريم فكوري
سرانجام پس از ۵۰ قسمت سريال «پشت كوهاي بلند» هم به پايان رسيد. اثر تازه امرالله احمدجو كه پس از شكست «تفنگ سرپر» منتظر بوديم دوباره حضوري به پررنگي «روزي روزگاري» از اين نويسنده و كارگردان پايبند به سنت‌هاي ايراني ببينيم؛ اتفاقي كه در وهله نخست و با روي آنتن رفتن چندين قسمت از سريال محقق شد، اما بر خلاف روزي روزگاري كه از ميانه‌هاي كار نظر مثبت مخاطبان و منتقدان را به خود جلب كرد اين بار عكس اين اتفاق رخ داد. 

پخش نخستين قسمت‌هاي سريال پس از شور و شوق و انتظاري كه نويد تكرار موفقيت‌هاي قبلي احمدجو را مي‌داد با استقبال خوبي روبه‌رو شد. به سرعت تكيه‌كلام‌هايي چون «اين دروغو كه ميگي راسته» بر سر زبان‌ها افتاد و منتقدان متفق‌القول بر قوت اين اثر تأكيد كردند. توجه كم‌نظير مطبوعات به اين سريال و انتشار مصاحبه‌هاي فراوان با عوامل آن از جمله احمدجو نيز گواهي بر اين مدعاست. 

اما با گذشت زمان و تكرار اتفاقات در يك لوكيشن ثابت با تعدد شخصيت‌هايي كه نويسنده با تمركز فراوان بر شرح و بسط ويژگي هايشان تأكيد ورزيده بود برخي مخاطبان از ادامه تماشاي سريال دلزده شدند. گرچه ناگفته نماند مخاطبان شهرستاني اين سريال با توجه به شباهت‌هايي كه در فضا و لحن آن با زندگي خود مي‌يافتند افزون‌تر از مخاطبان تهراني بودند و كماكان تا پايان سريال پاي تلويزيون نشستند.
 
در اين زمينه مي‌توان پرداخت موشكافانه و جزئي به شخصيت‌ها و افزايش همذات پنداري مخاطبان با آنها را به عنوان يك نقطه مثبت تلقي كرد كه نبود قصه و درگيري و گره‌هاي داستاني نقطه ضعفي است كه در نبرد با امتياز مثبت نامبرده پشت او را به خاك‌‌مي‌مالد.
«پشت كوهاي بلند» پيش از آنكه داستانگو باشد شخصيت‌محور است و اين در حوصله مخاطبي كه به محصولات كپسولي وMP۳ عادت كرده است نمي‌گنجد. گرچه اين را مي‌توان به منزله نقاط ضعف و كمبودهاي مخاطب امروز نيز قلمداد كرد كه ارتباط بيشتري با آثار جواد رضويان و مهران مديري برقرار مي‌كند تا زبان فخيم امرالله احمدجو! به نوعي سهل‌پسندي و نبود توجه عميق مخاطب به اثري كه از تلويزيون روي آنتن مي‌رود محصول ذائقه‌اي است كه خود سريال‌سازان صدا و سيما آن را پرورش داده‌اند و فيلمساز متعهد ديگري به سختي مي‌تواند اين ذائقه را تغيير دهد. 

نكته ناگفته ديگر، بي‌توجهي مديران سيما به فيلمسازاني چون امرالله احمدجو است. شايد بسياري اطلاع نداشته باشند كه كم كاري احمدجو به هيچ وجه خودخواسته نيست و از طرفي با تصويب اثر تازه‌اي از او براي ساخت نيز با وجود بنيه قوي براي ارائه اثري محكم در درجه كيفي ب ارزيابي مي‌شود. نقطه‌اي كه به نام داستاني نبودن ضعف پشت كوهاي بلند مي‌خوانيمش نيز ناشي از همين موضوع است. سريالي با اين تعداد بازيگر و لباس و خدم و حشم كه در درجه ب برآورد مي‌شود تنها در صورتي به پايان راه ساخت مي‌رسد كه كارگردان براي كاهش هزينه‌ها تمهيداتي بينديشد و تصميمي كه احمدجو در اين زمينه اتخاذ كرده، كم كردن عناصر داستاني و تكيه بر ديالوگ به جاي قصه است. تنها در چنين صورتي است كه بدون تعدد لوكيشن مي‌توان سريالي با اين طول ساخت و براي رسيدن به نقطه پاياني ناچار به صرف هزينه شخصي نشد. 

با اين وجود «پشت كوهاي بلند» پايان غيرمنتظره‌اي دارد؛ غيرمنتظره نه به معناي مثبت شگفت‌آور و غيرقابل پيش‌بيني و انتظار بلكه به معناي بي‌چفت و بست بودن و رها كردن و خاتمه دادن به آنچه در ۴۹ قسمت ارائه شده با ساده‌ترين راه ممكن، به شكلي كه مخاطب حيرت زده مي‌ماند و نمي‌داند چرا اينطور دستمزد ۵۰ قسمت همراهي با سريال را از سازندگانش گرفته است. 

ناكامي «پشت كوهاي بلند» در تداوم جذب مخاطب به عوامل مختلفي بستگي دارد كه در اين نوشتار به هركدام اشاره كوچكي شد و موفقيت آثار اين‌چنيني پس از اين علاوه بر كوشش بيشتر سازندگان به همراهي تلويزيون و تلاش براي تغيير ذائقه مخاطبان نيازمند است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار