
از میان فوج فیلمهای فرانسوی که در دهه اخیر شاهد آن بودهایم، سه فیلم راه خود را به سالنهای سینمای دنیا گشوده است. این فیلمها که به اجبار از دروازه جشنوارههای بینالمللی گذشتهاند، عبارتند از: «فرمان و اخلاق» ساخته متیو کازوویتس، «جنگ اعلام شد» اثر والری دونزیلی و «هنرمند» به کارگردانی میشل هازاناویسیوس.
صرفنظر از فرانسوی بودن همه این فیلمها، وجه مشترک آنها این است که با موقعیت استثناییشان توجه سینمای فرانسه را (که بیشک سینمای پیشگامی است) در سطح بینالمللی جلب نمودند.
در طول چند ماه اخیر، بسیاری از روزنامههای سینمایی به این جواهرات بصری پرداختهاند؛ شاهکارهایی که در لیست برترینهای منتقدان سینما جای گرفتهاند.
در حقیقت، در این انتخابها هیچ غرض شخصی وجود ندارد بلکه پذیرش طلایهداری سینمایی است که از زمان پیدایش این هنر توسط آگوست و لوییلومیر، آثاری ارزنده عرضه کرده است؛ آثاری که الهامبخش سینماگران بزرگ در سرتاسر جهان بوده و نسل جدیدی از سینماگران فرانسوی را پیشگام بوده است.
همه این تغییر و تحولات بیش از انتظار، در طول یک سال، یعنی در سال۲۰۱۱ رخ داد چرا که فرانسویان سینما را پناهگاه امنی در برابر بحران اقتصادی میدانند؛ بحرانی که بیش از سه سال است اروپا را به قعر میکشاند. گزارشهای مرکز ملی سینما، حاکی از آن است که پس از ۴۵ سال رکود تا سال ۲۰۱۰، اکنون تعداد سالنهای سینمای فرانسه چهار درصد افزایش داشته است، به طوری که بیش از یک سوم از مجموع ۲۱۵میلیون بلیت فروخته شده، به فیلمهای فرانسوی اختصاص داشته، این درحالی است که فیلمهای امریکایی در مقابل تنها یک سوم از کل بلیتهای فروخته شده را از آن خود کردند، این نشانگر پیشرفتی است که تنها در خلال چند سال در سینمای فرانسه رخ داده است. فرانسه اولین کشور اروپایی است که توانست در برابر سلطه سینمای امریکایی قد علم کند و جایگاه آن را تصاحب نماید. بیش از ۴۰ درصد از فیلمهای نمایشداده شده در سالنهای فرانسه، محصول همین کشور است و با استقبال ۲۲درصد مردم از آن رو به رو شده و ۲۰ فیلم فرانسوی نیز از مرز یک ميلیون تماشاچی گذشت.
از «نفرت» ابدی تا جدالی بین« فرمان و اخلاق» این فیلم کمدی داستان مردی ثروتمند و جوانی سیاهپوست از حاشیه شهر را حکایت میکند. متیو کازوویتس كه پیش از این در دهه ۹۰ با فیلم « نفرت» زبان حال سه جوان حاشیه نشین را به تصویر کشیده و یک نسل کامل از تماشاچیان را مقابل پردههای سینما میخکوب کرده بود، بار دیگر با «فرمان و اخلاق»، هفتمین فیلم خود بازگشت تا غبار را از یکی از صفحات نه چندان درخشان تاریخ استعمار فرانسه بزداید.
این کازو (لقبی است که به او دادهاند) با آن کازویی که پیش از این میشناختیم، زمین تا آسمان فرق دارد چرا که به یک پختگی عقلی رسیده است و پستی و بلندیها را تجربه کرده و در شرایط تولید غیر سنتی، تصمیم میگیرد این فیلم را بسازد؛ فیلمی که حدود ۱۰ سال از عمر خود را روی آن سرمایه گذاری كرده است.
همزمان با آماده شدن فرانسه برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری خود در سال ۱۹۸۸، گروهی انقلابی با حمله به پاسگاههای پلیس فرانسه اقدام به ربودن آنها میکنند. خواسته انقلابیان استقلال کشورشان از استعمار دور و دراز فرانسه است.
حکومت فرانسه با گسیل سربازان بیشمار به فرماندهی سرگرد لوگرژو (کاسویتز) با شورشیان به مذاکره مینشیند. این سرگرد که شخصی عاقل و با وجدان است از طریق مذاکره موفق میشود خواستههای محق آنها را شنیده و اعتمادشان را جلب کند، اما حکومت به جای اینکه همه امکانات را در اختیار لوگرژو بگذارد تا مذاکرات ۱۰ روزه به سرانجام برسد، پای سیاست و منافع آن به وسط کشیده میشود تا آخرین بارقه امید را خاموش کند. مقامات در الیزه تصمیم میگیرند به جای مذاکره و راهحل مسالمتآمیز، از مشت آهنین استفاده کنند. این امر به معنای در حاشیه قرار دادن سرگرد و بر باد دادن تلاشهای او است و وی را در برابر یک معضل اخلاقی قرار میدهد چرا که وی مجبور است دستور مقامات را گردن بگذارد و هیچ کار دیگری از او ساخته نیست، به ویژه زمانی که بازیچه سه قدرت ارتش، سیاستمداران و شورشیان میشود. این کارگردان به منظور اعتبار یافتن فیلمنامهاش به کتاب « اخلاق و عمل» نوشته سرگرد لوگرژو و نیز به سندی متعلق به اتحادیه حقوق بشر استناد می کند.
با علم به اینکه آنچه در این دو سند ذکر شده است شخصیتهای نظامی و سیاسی آن برهه از زمان به خصوص وزیر سابق برنارد بن، به آن اعتراض کردهاند. این فیلم اکشن است. با پلانهایی که نفس را در سینه حبس میکند. خشم و غضب از پرده سینما بیرون زده و مخاطب را مسحور کرده است. بیش از آنکه ما نظارهگر فیلم باشیم، این فیلم است که بر ما احاطه دارد. صدای سرگرد که با فلاشبک به گوشمان میرسد، در حقیقت معضل اخلاقی است که رفته رفته با وجدان مخاطب پیوند میخورد. کازوویتز به شکل غیر معمول با تصاویر سربازان و آدم ربایان، بیماران ناسیونالیست بیخرد را به ستوه میآورد.
کشمکش بین آشوب و آرامش دومین فیلم «جنگ اعلام شد» اثر والری دونزیلی پس از نمایش موفقیتآمیزش در هفته بینالمللی منتقدان کن، تنها در یک ماه اول با استقبال بیش از ۶۴۳ هزار تماشاگر روبه رو شد. « جنگ اعلام شد» توانست همه رقیبهای اسم و رسمدار و کهنهکار سینمای فرانسه را در حاشیه قرار دهد و به عنوان نماینده سینمای فرانسه برای دریافت بهترین فیلم خارجی سال، به آکادمی اسکار راه یابد.
این فیلم داستان مبارزه و جنگ زوج جوانی است که با دشواریهای بیماری تومور مغزی پسر کوچکشان مبارزه میکنند. این داستان واقعی، به بن بست رسیدنها و از نو امیدوار شدن را به زیبایی نشان میدهد؛ مبارزهای که تا رسیدن به پیروزی ادامه مییابد. این فیلم هیچیک از جریانهای معمول سینما را تکرار نمیکند، بلکه تجربه شخصی دردناکی است که دونزیلی و همسرش( که از بازیگران فیلم نیز هستند) با تار و پود وجودشان آن را تجربه کردهاند. خشم و غضب دونزیلی با سرکشی آغاز شده و با حکمت و دانایی به پایان میرسد؛حکمتی که میتواند درسی در زندگی برای ما باشد.
با این فیلم در مییابیم لبخند زدن به معنای شادی و اشک ریختن به معنای غم واندوه نیست. کارگردان در هر سکانس بیش از پیش مخاطب را قانع میسازد ضمن اینکه هر لحظه او را غافلگیر مینماید. فیلم بر این نکته تأکید دارد: آن زمان که زندگی چهره پر از غم واندوه خود را به تو مینمایاند، بايد به چشم یک هدیه به آن نگاه کرد، یک ماراتن پیوسته است اما نه به این معنا که خوشبختی برای دونده تضمین شده باشد. وقتی در پی خوشبختی هستیم باید تاوان آن را هم بپردازیم. با این اندیشه فلسفی ساده، دونزیلی مشکل بیشتر نوع بشر یعنی مبارزه بین آشوب و آرامش را در قاب دوربین جای میدهد.
«هنرمند»ی صامت و سیاه و سفید نمیتوان از سینمای فرانسه در این برهه اخیر نام برد و « هنرمند» میشل هازناویسیوس را از قلم انداخت. این فیلم ۹جایزه اسکار شامل بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین موسیقی متن، بهترین طراحی لباس، بهترین طراحی صحنه، صدابرداری، فیلمبرداری، بهترین صداگذاری، صدابرداری و جلوههای ویژه را از آن خود کرد.
این فیلم صامت سیاه و سفید که با استقبال چشمگیر منتقدان سینما رو به رو شد، تناقضاتی را نشان می دهد؛ تناقض قدیم و جدید، مرد در مقابل زن، سکوت در برابر سخن، شهرت در برابر انزوا و روشنایی در برابر تاریکی. این فیلمها بوسه گرمی بود که کارگردانان فرانسوی بر پیشانی سینمای فرانسه نشاندند.