چنين رويكرد اقتصادي، چالش جدي براي دولتمردان جنگطلب امريكا و در مقابل نقطه قوت و تقابل دنياي اسلام با زياده خواهيهاي امريكاست. ايالات متحده امريكا با رشد صعودي و قابل توجه مصرف نفت خام مواجه است و لذا حيات سياسي، اقتصادي و حتي نظامي امريكا نه در توليد، به كارگيري و تهديد به استفاده از سلاحهاي هستهاي و اهرمهاي نظامي در تقابل با ملتها و دولتهاي مستقل كه وابسته به خريد و تهيه نفت خام ارزان بوده و هست و قرائن تاريخي نيز مؤيد اين نكته مهم هستند، لذا امريكا در تعريف دكترين تأمين انرژي خود با چند گزينه مواجه است:
۱- كاهش مصرف نفت خام و به تبع آن كاهش وابستگي به آن، ۲- استفاده از سوختهاي جايگزين، ۳- تأمين منابع ارزان انرژي.
دو راهكار۱و۲، نيازمند بسترسازي و اقدامات فرهنگي و اجتماعي خاص زمانبر و مطالعات تكنولوژيكي هزينه بر و صبورانهاي است كه با توجه به رقابتهاي جدي و سريع اقتصادي در بازارهاي جهاني و به رغم در دستور كار و اجرا بودن، نتايج آن حداقل تا سالها ملموس و اثرگذار نخواهد بود، اما راهكار سوم و با استفاده از زور دكترين جنگ مقدس! جهت تسلط بر منابع انرژي ارزان و به جهت تأمين تقاضاي روبه رشد نفت خام سالهاست كه در دستور كار دولتمردان امريكا اعم از جمهوريخواهان و دموكراتها بوده است، منتها در هر برهه زماني با تاكتيكي خاص دنبال شده است.
اينكه خاورميانه مركز توجه استكبار جهاني و همپيمانانش قرارگرفته و هر از چند گاهي تحت عنوان نقشه راه، طرح خاورميانه بزرگ و طرح خاورميانه جديد و ادعاي تحقق دموكراسي و... محل جولان آنان ميشود، بيدليل نيست چراكه ۶۰ درصد كل نفت دنيا در خاورميانه وجود دارد. اين ميزان از منابع انرژي از نفت خام و گاز طبيعي است كه چشم غارتگران بينالمللي را به خاورميانه و دنياي اسلام متمركز كرده است. از طرفي حاكميت بسياري دولتمردان ضعيف و مرعوب عرب منطقه كه اتفاقاً كمترين وجاهت و پايگاه مردمي در بين شهروندان خود را ندارند، سبب شده امريكا حضور نامشروع خود را و در حمايت ظاهري از اين دول مرتجع و وابسته، مشروعيت بينالمللي دهد! دولي كه تا به حال تضمين دهنده انرژي ارزان به امريكا بوده اند!
وجود غده سرطاني و رو به اضمحلال اسرائيل و صهيونيسم بينالمللي در قلب دنياي اسلام را نيز بايد از اين منظر مورد توجه قرار داد. حمايتهاي بيدريغ امريكا و غرب و از اين وليده فاسده كه تحت لواي شوراي امنيت سازمان ملل و مبارزه با تروريسم و... صورت ميگيرد، جملگي در راستاي مهار نهضتهاي آزاديبخش و اسلامخواهي است كه عمدتاً عليه خوي تجاوزگرانه امريكا قدعلم كردهاند.
شعار تقابل اسلام ناب محمدي(ص) در مقابل اسلام امريكايي و از سوي حضرت امام خميني(ره)، روش مبارزاتي را تبيين كرد كه امروز اثرات آن را در منطقه و به ويژه دركشورهاي مسلمان عراق، لبنان، سوريه، مصر و فلسطين و. . . ميتوان ملاحظه كرد و الّا امريكا با استقرار اسلام امريكايي و ذلتپذير كه برخي دولتمردان كشورهاي اسلامي منطقه متولي آن هستند و سمبل آن فرقه ضاله وهابيت است هيچگاه مخالفت نداشته بلكه از آنان حمايت نيز كرده است چرا كه وجود آنان متضمن منافع امريكا و اسرائيل و همپيمانان متجاوزش بوده است!
ليكن امروز با توجه به تحريمهاي اقتصادي به ويژه تحريم نفتي ايران كه بنابر تصميم جمعي امريكا و اتحاديه اروپا لحاظ شده و مقرر شده در تابستان سال جاري اجرايي شود، بهترين فرصت براي به چالش كشاندن حيات سياسي و اقتصادي دولتمردان زورگو و متجاوز و در رأس آنها امريكاست. جهان ليبرال سرمايهداري غرب كه ادعاي مديريت اقتصادي جهان را دارد، امروز با ركود و بحران اقتصادي و تبعات آن از جمله فساد مالي و سياسي مسئولان، نارضايتي و اعتراضات مردمي و دانشجويي، سركوب و نقض حقوق شهروندي، گراني و افزايش بيكاري مواجه است و اين تحولات، بستر مناسب را براي اقدام عملي و مقابله به مثل فراهم آورده كه تحريم نفتي ايران عليه شركتهاي اروپايي كه با غلظت حداقلي مواجه بود، اثرات خود را بر افزايش حاملهاي انرژي به طور محسوس گذاشت و عملاً سبب نارضايتي و اعتراض مردم در اروپا و امريكا از دولتهاي جنگ طلب گرديد، البته بايد با دقت در مديريت زمان براي اثرگذاري اقدام مقابله به مثل از هر گونه شعار زدگي در تهديد دشمن هم اجتناب كرد، ضمن آنكه ضربه ناشي از اقدام مقابله به مثل بايد قاطع، سريع، پرتأثير و موجافزا باشد و نبايد مجال بازسازي فرآيندي در صنعت نفت يا جايگزيني حجم كسري نفت خام توليدي عرضه شده ايران به اروپا و توسط دولتمردان مزدور عربي چون عربستان و قطر وامثالهم را به سلطه گرها داد، بنابراين تنگه هرمز دومين نعمت الهي در اين مبارزه نابرابر است كه بايد به تناسب عملي شدن تهديدات دشمن در تحريم اقتصادي مورد توجه جدي قرار گيرد.
به رغم تلاش امريكا در مورد آزادسازي ذخاير استراتژيك نفت خام خود كه تا ارديبهشت ماه سال۱۳۹۱ به حدود ۳۸۱ ميليون بشكه رسيده است، به منظور كاهش تأثير حذف نفت خام ايران از بازار اروپا، با بستن تنگه هرمز راهبرد تهديد در برابر تهديد كه خواست رهبر معظم انقلاب و اراده ملي و مردمي است اين تلاش امريكا بهرغم شعارگرايي بودن آن نميتواند عدم صدور نفت همپيمانان امريكا از جمله عربستان، قطر، امارات، كويت و حتي عراق و با احتساب تحريم نفتي ايران كه جمعاً بالغ بر ۵/۲۱ميليون بشكه در روز ميشود را جبران نمايد.
از طرفي ساير اعضاي اوپك ازجمله ونزوئلا و اكوادور با توليد روزانه حدود ۳ميليون بشكه در روز تعهدي به امريكا براي جبران نخواهند داشت، ضمن آنكه ديگر توليدكنندگان در شرايط موجود تقريباً در اوج توليد خود هستند و از افزايش قيمت ۱۰۰ دلار در هر بشكه و تا قيمت فروش هر بشكه نفت تا ۲۰۰دلار به شدت استقبال هم ميكنند!
در هرصورت ذخاير راهبردي امريكا در اين مبارزه جدي و با تمام خوشبينيها ظرف يك ماه به لجنهاي ته نشين شده در مخازن مذكور منتهي ميشود و اين تازه آغاز احتضار مرگ اقتصادي امريكاست! از طرفي امريكا و همپيمانان متجاوزش آمادگي آغاز هيچ تهاجم نظامي را براي مجاب كردن ايران اسلامي براي دست برداشتن از مقابله به مثل درباره تحريم نفتي را ندارد چراكه نيروهاي مسلح ما و همپيمانان ما در بهترين شرايط، آمادگي و آرايش نظامي در ۲۰ سال گذشته بوده و قدرت پاسخهاي قاطع و پشيمانكننده از جمله نابودي اسرائيل و پايگاههاي امريكا را در سريعترين زمان ممكن دارند و به نظر نميآيد امريكا بخواهد تجربه تلخ و ويرانگر تقابل نظامي با ايران اسلامي قدرتمند را تجربه كند لذا ملغي كردن تحريم نفتي ايران حداقل اقدام امريكا و همپيمانان زورگويش براي تضمين امنيت دولتها و اقتصاد مضمحل آنهاست!
* كارشناس ارشد پتروشيمي