
فاطمه احساني: او معتقد است تحولات خاورميانه از ايران و انقلاب اسلامي شروع شد و بعد هم با گذر از عراق و لبنان به ديگر كشورهاي اسلامي رسيد، به همين دليل دولت حسني مبارك بارها او را بازداشت و ممنوعالسفر كرد. حتي وي در طول ديكتاتوري مبارك بارها از سوي نيروهاي امنيتي مصر تهديد به مرگ شد. راسم النفيس البته ديدگاههاي خاصي دارد كه شايد با ديدگاههاي رايج در ايران درباره اخوانالمسلمين و اسلامگرايان مصري همخوان نباشد از جمله اينكه او اخوانالمسلمين را تحت تأثير عربستان و قطر ميداند و به نگاه مثبت رسانههاي ايران به اخوانالمسلمين و مجموعه اسلامگرايان انتقاد دارد و از همه مهمتر اينكه ميگويد وضعيت شيعيان بعد از مبارك، تغيير چنداني در مقايسه با دوران او نخواهد كرد. گفتوگوي اختصاصي ما را با او بخوانيد.
اين روزها كارشناسان سياسي همه از تقلب نرم سخن ميگويند، آنان معتقدند كه اين تقلب توسط طرفداران مبارك و با همكاري شوراي عالي نظامي صورت گرفته است و شايد يكي از دلايل آراي بالاي شفيق در مرحله اول انتخابات همين تقلب باشد، نظر شما در اين مورد چيست؟
اين نظريهاي شكبرانگيز است چراكه طرفين يعني اخوانالمسلمين و احمد شفيق با يكديگر در حال رقابت هستند. اگر گروه احمد شفيق براي كسب رأي دست به تقلب زده باشد، مطمئناً اخوانالمسلمين نيز بيكار ننشسته است. اخوانالمسلمين كه در انتخابات پارلمان دست به تقلب زدند بيشك در انتخابات رياست جمهوري نيز از طريق اموالي كه عربستان در اختيار آنها ميگذارد اقدام به اين كار خواهند كرد. اگر تقلب در اين انتخابات را بپذيريم بايد قبول كنيم كه هر دو طرف از آن بهره بردهاند و اين امر مختص طرف خاصي نيست.
وضعيت كنوني اسلامگرايان مصر بهچه صورت است و از چه طيفهايي تشكيل ميشوند؟
آنان كه به اصطلاح خود را اسلامگرا مينامند، خود را از ساير مسلمانان متمايز ميدانند و شامل اخوانالمسلمين و سلفيها ميشوند. مسلمانان براساس قواعد فقه امامي يا مجتهد هستند يا مقلد يا محتاط ولي نميدانيم اسلامگراها را جزو كدام دسته بايد جاي داد؟ فرض بر آن است كه همچون ساير مسلمانان با آنان رفتار ميشود. اصول رفتاري و فقهي و سياستي كه آنان در پيش گرفتهاند واضح نيست بلكه مجموعه اصول دوگانهاي است كه رهبرشان براي آنان در نظر گرفتهاند اما در حقيقت وهابيوني هستند كه در عمل بر فتواهاي ابن تيميه و محمد بن عبدالوهاب تكيه دارند.
بعد از سقوط نظام مبارك، روابط بين شيعه و سني را چگونه ارزيابي ميكنيد؟ با توجه به اينكه در رژيم مبارك شيعيان در محدوديت بودند و حق بيان عقايد خود را نداشتند و همواره بايد زندگي محتاطانهاي را در پيش ميگرفتند.
فرض بر اين است كه با سقوط حكومت مبارك، شيعه و سني روابط جديدي را از سر خواهند گرفت چراكه بزرگترين مخالف شيعيان يعني مبارك سقوط كرده است. يك درصد از جمعيت مصر را شيعيان تشكيل ميدهند، رژيم سابق مصر رفتار مناسبي با شيعيان نداشت و همواره آنان را به حاشيه ميراند، شيعيان حق ابراز عقايد يا پيوستن به احزاب سياسي را نداشتند. اميد است كه با روي كار آمدن نظام جديد شيعيان بتوانند به راحتي مناسك و مراسم ديني خود را برگزار كنند اما حقيقت آن است كه جريانهاي به اصطلاح اسلامگراي مصر همچون سلفيها در برخورد با شيعيان از سياست مبارك و رژيم او پيروي خواهند كرد و به درگيريهاي مذهبي و طايفهاي دامن خواهند زد. همان جرياني كه هماكنون در سوريه شاهد آن هستيم يعني تحت آموزههاي عربستان روز به روز به اختلافات ميان شيعه و سني بيشتر دامن ميزنند.
شما قبلاً گفته بوديد كه حضور صهيونيستها در منطقه از زمان صلاحالدين ايوبي پررنگتر شده است، آيا ميتوان گفت كه اسلامگرايان نيز دنبالهرو همان جريان هستند؟
آنان كه خود را اسلامگرا مينامند به هيچ وجه اقدام به بررسي و تجديد افكار و آراي خود نميكنند و همواره راه پدران خود را در پيش ميگيرند. بيآنكه در عبرتها تأمل كنند، عبرتهايي كه ميتواند آنان را از اين مسير غلط نجات دهد و همواره سعي ميكنند با مخالفان خود برخورد سختي داشته باشند خواه از طريق قانون اساسي جديدي كه حافظ منافع آنان باشد و خواه از طريق تلاشهاي روزانه خود.
روابط مصر و رژيم صهيونيستي را چگونه ارزيابي ميكنيد و نظرتان در مورد معاهده كمپ ديويد چيست؟
معاهده كمپ ديويد در زمان انور سادات، رئيسجمهور قبلي مصر امضا شد. اين معاهده در حال حاضر مصر و امنيت ملي را به خطر مياندازد. اعتقاد ما بر اين است كه به محض استقرار اوضاع در مصر انتقاد از اين معاهده هم شروع شود و با گذشت زمان و به ندرت ما از پيامدهاي منفي اين معاهده رها شويم.
آينده روابط مصر و ايران را چگونه ميبينيد؟
در صورت روي كار آمدن اسلامگرايان خواه اخوانالمسلمين باشد و خواه سلفيها تغييري در روابط مصر و ايران ايجاد نخواهد شد و همچون دوران مبارك خواهد بود زيرا آنان دست نشانده عربستان سعودي و قطر و موظف به اجراي خواسته اين كشورها هستند و اين دو كشور نيز هرگز نميخواهند كه روابط ايران و مصر از سر گرفته شود. اين افراد كه نام اسلامگرا روي خود گذاشتهاند، اسلام از آنها مبراست. متأسفانه رسانههاي ايران واقعيت را آنگونه كه هست انعكاس نميدهند و تنها به وسيلهاي براي انعكاس سخنان و وسيلهاي براي تبليغ اخوانالمسلمين تبديل شدهاند. سخنان اخوانالمسلمين را بيچون و چرا و بدون آنكه درپي كسب اطلاع صحيح برآيند، نقل ميكنند. من نميدانم رسانههاي ايراني چرا اينگونه رفتار ميكنند.
مثلاً اعلام ميكنند احمد مضيف مدير اطلاعات قطر كه در پوشش خبرنگار وارد مصر شده بود، براي برقراري ارتباط با احمد شفيق و دخالت در انتخابات به مصر آمده است. حال آنكه واقعيت چيز ديگري بود، احمد مضيف براي ديدار با اخوانالمسلمين و تقسيم اموال فراوان در بين آنان به مصر آمده بود و زماني هويتش فاش شد كه نيروهاي امنيتي فرودگاه مقدار زيادي دلار در داخل كيفش پيدا كردند.