کد خبر: 472761
تاریخ انتشار: ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۷:۵۹
تفاوت مجسمه‌هاي ايراني و خارجي
مريم علوي بالمعني
در حقيقت مجسمه‌هاي شهري در يك نمايشگاه دائمي و نه موقت و در مقياس تمامي مردم شهر از هر قشري و نه اقشار محدود به نمايش گذاشته مي‌شود. همين موارد حساسيت اين اثر هنري را دو چندان كرده و در نتيجه معيارهاي خلق آن را نيز مشخص‌تر و محدود‌تر مي‌كند چراكه يك هنرمند در اثر شخصي خود مجاز به ارائه هرگونه مفهوم عيني يا انتزاعي است كه مي‌تواند كاملاً شخصي هم باشد اما با توجه به اينكه مجسمه‌هاي شهري در فضاهاي عمومي شهر قرار مي‌گيرند و هر روزه طيف وسيع و مختلفي از مردم با آن در ارتباط هستند و با توجه به اينكه نماينده و معرف يك شهر و شهروندان آن نيز هست، از جايگاه متفاوت تري برخوردار مي‌باشد كه البته اين موضوع يعني عمومي بودن آن نه تنها از ارزش‌هاي هنري آن نمي‌كاهد بلكه آن را مهم‌تر نيز جلوه مي‌دهد و در ارتقاي دانش هنري و بصري جامعه به مراتب مؤثر‌تر عمل مي‌كند. 

مجسمه‌هاي شهري در ايجاد هويت بصري، هويت معنايي و مكاني نقش دارند و با تأكيد بر كاربرد رابطه با معماري و ايجاد نقش متقابل با عوامل جغرافيايي، به غناي معنايي و انساني شهر كمك مي‌كند. ايجاد تنوع و نشاط در فضاي شهري، ايجاد هويت جمعي، انتقال مفاهيم و ارزش‌هاي مشخص، زيباسازي و ارتقاي كيفيت بصري محيط، ارتقاي سواد بصري، ايجاد بستر‌هاي تعامل فرد با محيط، تقويت روحيه يك فضا، ايجاد حس مكان و. . . از جمله مزايا و اهداف استفاده از هنر عمومي مجسمه در شهر است. در حقيقت مجسمه‌هاي شهري عناصر مهمي در سازمان‌دهي فضاي عمومي مي‌تواند محسوب شود.
 
همين عوامل موجب مي‌شود در انتخاب نوع اثر و مفهومي كه انتقال مي‌دهد و محل قرارگيري آن و تناسبي كه بايد با فضاي اطراف داشته باشد، دقت زيادي صورت گيرد. همايون ثابتي در اين‌باره ذكر مي‌كند: مجسمه‌هاي شهري تفاوت‌هايي اساسي با انواع مجسمه‌هايي كه در موزه‌ها و گالري‌ها مي‌بينيم دارند. مجسمه‌هاي شهري در ارتباط مستقيم با مردم هستند و لاجرم بايد بتوانند با روحيات جمعي مردم و واقعيت‌هاي اجتماعي آنان ارتباط برقرار كنند. هر فضا و موقعيتي فرهنگ خاص خودش را دارد و مجسمه‌اي كه در آن فضا قرار مي‌گيرد، بايد با موقعيت و فرهنگ مردمي كه از مقابلش مي‌گذرند سنخيت داشته باشد. اين مجسمه‌ها بايد بتوانند پيام و مفهومشان را به سرعت به مخاطبان خود انتقال دهند. 

نگاهي به مجسمه‌هايي كه اخيراً در تهران تعبيه شده‌اند، اين پرسش را مطرح مي‌كند كه آيا به معناي واقعي به اثراتي كه آنها به لحاظ كاركردي و معنايي روي مخاطبان خود مي‌گذارند يا محلي كه در آن قرار گرفته‌اند توجه شاياني شده است يا خير! مجسمه‌هايي كه بايد نه تنها به غناي بصري محيط كمك كنند، بلكه به زيست اجتماعي ما كمك كرده و به عنوان نمادهاي فرهنگ و هويت جمعي ما قابل استناد باشند، به عنوان مثال مجسمه‌هايي كه در كنار بزرگراه مدرس، ميدان صنعت يا زير پل پارك وي نصب شده‌اند گذشته از بررسي ارزش‌هاي هنري و زيباشناختيشان، تناسب با محتواي فضا و جايگاهي كه قرار دارند قابل تأمل مي‌شود، به عنوان مثال نيمكتي كه قصد پرواز دارد اما يك پايش به زمين گير كرده است. در زير پل پارك وي شايد به شخصه اينطور تعبير كنم كه پل هوايي مانعي براي پرواز تلقي شده است يا شايد بتوان ارتباط‌هايي ضمني و معنايي ميان ميله و بافتني و اسم ميدان صنعت پيدا كرد! البته اينها همه تعابير شخصي است و بايد ديد تا چه حد همين منظور براي آنها در نظر گرفته شده است، اما موضوع مهم ديگري كه در اين ميان فراموش مي‌شود نقش مجسمه‌هاي شهري در تأثيرگذاري فرهنگي و تعاملات مردم شهر است. اغلب مجسمه‌هاي حاضر به نوعي عناصري تزئيناتي صرف هستند كه در صورتي كه به عنوان نمادي فرهنگي يا عيني مانند مثال‌هاي پيشين ساخته نشده باشند احتمالاًٌ حامل معاني و ارجاع بيروني بوده و از بيرون تماشا مي‌شوند. اغلب آنها نيز در فلكه مياني ميادين يا جايي كه محل عبور عابران نبوده نصب مي‌شوند. اين موضوع و حتي محتواي خود مجسمه‌ها نيز آنها را محدود به يك شيء تزئيني كرده است كه ايجاد ارتباط با آنها را بسيار محدود مي‌كند. در صورتي كه يكي از كاربردهاي آنها خصوصاً در پياده را‌ه‌ها و فضاهاي عمومي ايجاد بستري براي تعامل است، به عنوان مثال يكي از مجسمه‌هاي شهري كه اخيراً طراحي شد، مجسمه‌اي بود كه توسط يك گروه انگليسي در پكن ارائه شده است. اين مجسمه شهري داراي ۲۰ متر طول و هفت متر ارتفاع مي‌باشد و مقياس چشمگير مجسمه به عنوان يك اثر تاريخي، به توانايي صنعتي كشور چين اشاره دارد. همانطور كه اشاره شد، نكته جالب توجه در طراحي اين مجسمه، توجه به كاركرد فرهنگي اين المان شهري مي‌باشد. مجسمه‌ها در شهرهاي مختلف جهان كم نيستند كه حتي در فرهنگ‌سازي در ارتباط با موضوعاتي خاص نيز به كار برده شده‌اند. 

در حال حاضر در ايران نيز گرايشاتي مبني بر ايجاد مجسمه‌هاي شهري و استفاده آنها در فضاها ايجاد شده است اما همچنان در محدوده فلكه‌هاي بزرگ شهري و عبوري و ورودي شهرها و به عنوان عناصري تزئيني كاربرد دارند و در واقع همچنان داراي رفتار سنتي تزئيني و نمادين بوده و فراتر از آن گامي بر نداشته‌اند و به نظر مي‌رسد جاي مجسمه‌هايي پويا‌تر كه بتواند موجبات تعاملات شهري و ايجاد حس تعلق به مكان و فضا را ايجاد كند، همچنان خالي باشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار