از ميان پيامبران اولوالعزم الهي، زندگي حضرت موسي(ع) از بدو تولد تا زمان برگزيده شدنش به مقام بزرگ پيامبري و رسالت هدايت قوم بني اسرائيل مملو از فراز و نشيبهاي فراوان بوده است؛ از جان به در بردن حضرتموسي(ع) در دوران طفوليت گرفته تا بزرگ شدن در دامان همسر فرعون بزرگ مصر، از وسط نصف كردن درياي مواج و تبديل عصاي چوبي به ماري خشمگين، زندگي «كليمالله» را به يكي از سينماييترين داستانهاي انبياي الهي تبديل كرده است.
شايد به همين دليل بوده كه هاليوود در اولين اقدام خود به ساخت فيلمي مذهبي پيش از آنكه بخواهد از حضرت عيسي(ع) به عنوان پيامبر پرجمعيتترين دين جهان فيلمي سينمايي بسازد، به سراغ حضرت موسي(ع) رفت و «۱۰ فرمان» ماندگار و معروف دهها سال پيش را به عرصه سينماي جهان معرفي كرد.
با اين حال و با وجود اينكه «۱۰ فرمان» يكي از آثار موفق تاريخ سينماي جهان بوده است، هاليوود هنوز از پرداختن به داستان پيامبري كه از ميان پيامبران الهي، بيشترين حجم از گفتوگو با خداوند را در كتاب قرآن و ساير كتب آسماني دارد، سيراب نشده است.
در حالي كه دغدغه اصلي صنعت فيلم و سينماي هاليوود امروز مسئله مذهب و رواج آن نيست، يك فيلمساز ايراني نيز همزمان با همتايان هاليوودي خود درصدد ساخت سريالي از حضرت موسي(ع) است.
فرجالله سلحشور كه توانايي خود در ساخت سريالهاي مذهبي را با ساخت سريال «حضرت يوسف (ع) به اوج رساند، اين بار تمركز و توجه خود را به سوي «كليمالله» معطوف كرده است تا رقيب مسلمان فيلمسازان هاليوودي چون «ريدلي اسكات» و «استيون اسپيلبرگ» باشد، اگرچه ميتوان محتوا و مضمون تمام و كمال مذهبي اثر «فرجالله سلحشور» را از هم اكنون پيش بيني كرد اما تجربه پر رمز و راز هاليوود و كمپانيهاي فيلمسازياش شك و ظن پيرامون دلايل سيراب نشدن فيلمسازان هاليوودي از اثر بزرگ «۱۰ فرمان» و اقدام همزمان دو فيلمساز هاليوودي براي ساخت دوباره فيلمي از حضرت «موسي(ع)» را بر ميانگيزد، البته «موسي(ع)» ريدلي اسكات به گفته خودش بيش از هر چيز به روابط ميان حضرت موسي(ع) و فرعون رامسس دوم ميپردازد اما در اين بين پيوند همكاري ميان استيون اسپيلبرگ و كمپاني صهيونيستي برادران وارنر بروس بيش از هر چيز ساخت فيلمي تمام و كمال با ريشههاي يهوديسم را محتمل ميسازد.
در واقع «۱۰ فرمان» دهها سال پيش فارغ از جهتگيريهاي خاص به مصائب حضرت موسي(ع) در امر هدايت قوم بني اسرائيل پرداخته است و اين بيبهرگي سياسي در روزهايي كه هنر سينما تمام و كمال گوش به فرمان سياست شده است، براي حاميان با نفوذ ساخت فيلمهاي هاليوودي پذيرفته نيست.
در آن سالها از «۱۰ فرمان» آنچنان كه بايد بهره برداري سياسي نشد و شايد به همين دليل است كه هاليوود باز هم «موسي(ع)» را به خاطر آورده است، البته درباره اثر «ريدلي اسكات» هنوز نميتوان نظري داد اما به احتمال فراوان برادران وارنر كه از هر دري براي ورود به بحث يهوديستايي استفاده ميكنند، موضوع و داستان زندگي حضرت موسي(ع) را يكي از مهمترين سوژههاي تاريخي براي پرداختن به يهوديسم و پيشينه تاريخي آنها ميبينند؛ سوژهاي كه براي آنها ارزش اختصاص ميليونها دلار جهت ساخت فيلم «خدايان و پادشاهان» اسپيلبرگ را دارد. به نظر ميرسد انتخاب برادران وارنر نيز تا حدودي درست باشد چراكه امروز اسپيلبرگ را به خاطر چالش هايش در ساخت فيلمهايي با مضامين هولوكاست، بردهداري، جنگ و تروريسم ميشناسند.
حال بايد ديد كه آيا «موسي(ع)» ريدلي اسكات انگليسي برنده سه جايزه اسكار و كارگردان فيلمهايي چون گلادياتور و گانگستر امريكايي خوب از آب درميآيد يا «خدايان و پادشاهان» استيون اسپيلبرگ امريكايي يا حتي سريال حضرت موسي(ع) فرج الله سلحشور كه بيشك دو روايت تقريباً متشابه هاليوودي را در مقابل روايتي ايراني - اسلامي از زندگي حضرت موسي(ع) مقابل هم قرار خواهد داد.