
مهدي تهراني: اين نمايش حاصل پژوهشي دو ساله روي تكنيك تئاتر گارژنيتره در راستاي اجرايي كردن نمايشنامه مدهآي اوريپيد است. اصليترين مؤلفه اين تكنيك، قرار گرفتن موسيقي در مركز اجرا و استفاده از موسيقيها و آيينهاي كهن مردمي در تنظيم ساختار اجراست.
موسيقي نمايش مدهآ، مجموعهاي است از ملوديهاي يونان باستان، ريتمهاي آييني و آواهاي بومي سرزمين ايران كه در فرآيندي كارگاهي تنظيم و بازآفريني شده و به مجموعهاي منحصر به فرد به لحاظ موسيقايي تبديل گشته است. «مدهآ» روايت رنج مادري است كه در زندگي با همسر و پدر فرزندانش به تباهي و پوچي رسيده و عقدههايي از زندگي با پدر فرزندانش بر دل وي مانده است. نحوه بيان ديالوگ در اجرا مهم است. تصوير پرده سفيد نصب شده در صحنه نمايش گوياي اين مفهوم است كه تصويري از حركت بازيساز بازيگران در صحنه را به چهره گوياي پرده سفيد ارزاني ميدارد و به اين وسيله به مخاطب اين معنا را ميرساند كه نماي حركت را در چهرهاي از معناي اجراي مفاهيم رئاليستي و پرفورمنسي در اجراي اصول صحنه به مخاطب ميدهد.
«مدهآ» شخصيتي است دو چهره از يك كاراكتر؛ شخصيتي كه در وجهي از زندگي به زندگي در صحنه ميرسد و به اين دليل در چهره و در صحنه، بازي با دو معنا و روايت وجود دارد تا شخصيتي را به مخاطب بشناساند. حركت دست بازيگران نمايش اشاره به محتواي قالبي دارد كه ميخواهد موضوعي را در قالب شعر و به زبان رئاليستي در زندگي و لهجه خود بيان كند و آن روايت رنج زندگي است.
«مدهآ» در روايت و بازي از سبك رئاليست و معناساز مصائب زنان تروا و مسيح(ع) بهره ميجويد و در اجرا و معناسازي از آن صحنه پيروي و سعي كرده است اين معنا را به اجرا برساند و اين رنج را در زندگي نشان دهد و از موسيقي آكاردئون در تعالي معنايي كمك جسته است. تعالي بازي بازيگر نقش اول «مدهآ» كه زني شيطانصفت است به سبب سود زندگي، همسر مردي شده است در تعالي اجرايي معنايي و بيان ديالوگ و همسانسازي معناي بازي مدهآ در نقش تصويري از بيان مكمل ساختاري ديالوگ، معناي بازي را به اجرا نزديك و سعي كرده است در بازي زندگي كند.
در اين نمايش سبكي از عزاداري در زندگي يوناني ديده ميشود كه در غم از دست دادن همسر اين چنين ميكنند و مويه ميكنند و بر طبل ميكوبند و حركاتي همراه جيغ به نمايش ميگذارند و البته رواست كه به مفاهيم ايمايي و اجرايي يوناني توجه شود از جمله معضلات در تئاتر، اين است كه به بازيگران درجه يك پول ميدهند و بازيگران درجات پايينتر كه به مراتب كارهايي فاخرتر تحويل ميدهند، مورد توجه نيستند، به طور مثال همين اثر مدهآ كه در تئاتر مولوي روي صحنه است، در جشنواره بينالمللي فجر ۹۰ يكي از بهترين كارها بود كه به جشنواره راه نيافت در حالي كه با اثر نمايشي مصائب زنان تروا از ايتاليا در سال ۸۹ برابري ميكرد.
چه صلاحي ديده شد كه اين كار كه به توليد يك كارگرداني ايراني رسيده است. جلوي اجرايش در جشنواره فجر ۹۰ گرفته شد و ديگر اينكه طبق گفته كارگردان اين كار وي مبلغ ۴ ميليون و ۵۰۰ هزار تومان به بازيگران كار اوريپيد بدهكار است و همه اين مبلغ را قرض كرده است! چرا هنرهاي نمايشي پول نميدهد كه كارگردان مجبور به قرض نشود! مگر نبايد هنرهاي نمايشي پيش قسط كار را بپردازد؟!