
هر چند در زمان نبي اكرم (ص) به فرمان خدا اهل كتاب بهعنوان اهل ذمه تحت حمايت حكومت اسلامي قرارگرفتند و هرگونه تعدي به آنها جرم شناخته شد اما با غصب حكومت، تبعيضهاي بسياري درمورد مسلمانان ايراني و عرب بهوجود آمد و اهل بيت (ع) با وجود نداشتن قدرت حكومتي همواره در كلام و رفتارشان براي رفع آن تلاش زيادي داشتند.
حديث معروف پيامبر اعظم (ص) كه فرمودند سلمان از اهل بيت من است، ازدواج امام حسين(ع)با برده ايراني و تولد امام سجاد (ع) و ازدواج امام حسن عسگري(ع) با برده رومي (اروپايي) كه ماحصل آن امام عصر و منجي عالم بشريت (عج) است از جمله مصاديق بارز دراين عرصه از سوي ائمه معصومين(ع) است كه اين بزرگواران درمقابله با چنين تفكرات جاهلانه و تفرقهافكن ميان مسلمانان انجام دادهاند.
پس از اينكه استعمارچشم طمع به ممالك اسلامي دوخت و سياست معروف تفرقه بينداز و حكومت كن انگليسي دراين سرزمينها كليد خورد، بحث تبعيضها رنگ و بوي ديگري به خود گرفت؛ انگليس با اين سياست توانسته بود كشور هند را با جمعيت بسيار زياد توسط گروه كوچكي از سربازان خود به بردگي و استثمار بكشاند آنها امپراتوري عثماني را با همين سياست مانند گوشت قرباني به هزارتكه تبديل كردند و با خيانت مزدوران داخلي در ايران و نفوذ ميان درباريان ايراني امپراتوري وسيع ايراني را تكه تكه كردند، افغانستان را از ايران جدا نمودند، قسمتي از جنوب شرقي ايران را به هند بخشيدند، زمينهساز ايجاد معاهدههاي ننگين تركمانچاي و گلستان شدند و آذربايجان، قفقاز، ارمنستان و ... را هم باهمين ترفندها از ايران جدا كردند و حالا بحث قومگرايي را دراين كشورها تقويت ميكنند.
در دوران نه چندان دور حكومت دستنشانده پهلوي هم بحرين را نيزبه حراج گذاشت و فروخت، يعني همان زمانيكه بحرين دراتاق مذاكرات از ايران جدا ميشد افتخاربه اجداد ايراني و پست شمردن همسايگان از سياستهاي اصلي استعمارگران بود. در همان دوران خفت بار پهلويها كه گوشه گوشه ايران را به دستور اربابان انگليسي از مام وطن جدا ميكردند، استعمارگران نقشههاي شوم ديگري را براي ايران در سر ميپروراندند و آن پان ايرانيسم بود؛ همانگونه كه در تركيه آتاتورك، پان تركيسم و در ممالك عربي جدا شده از امپراتوري عثماني، پان عربيسم را نهادينه كردند، آن هم پان عربيسمي كه نتوانست با وجود تعدد كشورهاي عربي از اشغال قبله اول مسلمين، فلسطين جلوگيري كند، اوج توانمندي اين نژادپرستيهاي قومگرايانه ميان اعراب را درجنگ شش روزه بايد ديد كه كوتاهترين و مفتضحترين جنگ تاريخ دنيا محسوب ميشود.
دشمنان اسلام بارديگر براي پياده كردن اهداف شوم تفرقه افكني و جلوگيري از اتحاد مسلمانان درلباس قومگرايي شروع به فعاليت كردند، يكي از اين ابزارها هم توليد جوكها و طنزهاي قوميتي بود كه براي اولين بار در راديوي حكومت شاه اجرايي شد و توانست پيشداوري توهين به اقوام را درجامعه جا بيندازد. استاد شهيد مطهري از جمله كساني بود كه با جهل هدفمند استعمار پير در ايران ميجنگيد، او در اوج تفكرات موهوم باستانگرايي و اسلامستيزي حكومت دست نشانده پهلوي كتاب «خدمات متقابل اسلام و ايران» را نوشت كه درآن به برخي حقايق تكان دهنده اشاره نموده است.
با ظهور و بروز امام خميني (ره) تحت عنوان رهبري اتحادبخش مردم ايران براي مبارزه با حكوت ستمشاهي و بهثمر رسيدن انقلاب اسلامي، تفكرات استعماري نژادپرستانه جاي خود را به ايدئولوژي برابري و مساوات اسلامي داد؛ ايدئولوژياي كه ريشه درثقلين دارد، بههمين دليل پيام آن از مرزهاي ايران عبور كرد و به تعبير امام خميني(ره) باعث صدور انقلاب اسلامي به سرتاسر جهان گرديد تا از آن به بعد ملت مسلمان در تمام دنيا فارغ از مسائلي چون رنگ، پوست، نژاد، زبان و قوميت باهم و كنارهم بتوانند چون دژي محكم مقابل استكبار جهاني ايستادگي كنند اما متأسفانه بهرغم اين جهانبيني و نگاه ژرف انقلاب اسلامي به انسانها به خصوص مسلمانان، گاه مواردي اتفاق ميافتد كه دل هربيننده يا شنوندهاي را بهدرد ميآورد و البته نشاندهنده عمق فعاليتهاي استعمارگران است. برخي رفتارها با افاغنه و يا مواردي كه بهتر است به مصاديق آن اشاره نكنيم، شايسته جامعه اسلامي ما نيست؛ جامعهاي كه رهبرانش امام خميني(ره) و امام خامنهاي به رأفت و مهرباني شهره جهانيان هستند بايد به تبعيت از ولايت عمل كند.
فراموش نكنيم اينجا ايران است درست نيست مانند برخي افراد متعصب نژادپرست غربي سياهپوستي را بهخاطر رنگ پوستش تحقيركنيم آن هم در ديني كه دركتاب آسمانياش به صراحت آمده است، هيچ فرقي ميان شما نيست مگر در تقوا و ما كه خود را منتظر امام زمان (عج) ميدانيم و خود را با افتخار شيعه امام علي (ع) معرفي ميكنيم، آيا اين نوع رفتارها در شأن عناويني همچون منتظر و شيعه هست؟! اگر امام غايبمان را ميديديم، چگونه رفتارمان را توجيه ميكرديم؟!