
كردستان با طبيعت بكرش به كاروان كوچك خبرنگاران سلام ميدهد. جمعي از اصحاب رسانه كه ميروند تا آئين افتتاح همزمان ۲۶۶ پروژه عمراني و محروميت زدايي بسيج سازندگي در روستاي محروم «وصي سفلي» را به مدد قلم و تصوير و صدا انعكاس دهند. سهم كردستان از اين ميان ۲۵ پروژه است و روستاي وصي و مردم مهماننوازش نيز افتتاح خانه بهداشت ۱۵۰ متري خود را جشن ميگيرند.
سنندج و بوي يار
سنندج به عنوان محل اسكان ما، هنوز بوي حضور رهبر معظم انقلاب اسلامي در ارديبهشت ۱۳۸۸ را با خود دارد و در گوشه و كنار شهر تصاويري از ايشان به چشم ميخورد كه كردستان را استاني فرهنگي معرفي كردهاند. بعدازظهر به شهر ميرسيم تا صبح روز بعد به روستاهاي محروم «نزار» و «وصي سفلي» حركت كنيم. سرهنگ «غلامحسين فائذ»، مدير فني و محروميت زدايي سازمان بسيج سازندگي از همراهان ماست كه دقايقي با او درخصوص اقدامات اردوهاي جهادي گفتوگو ميكنيم.
فائذ درباره خدمات عمراني بسيج سازندگي در ۳۱ استان كشور ميگويد: «سال گذشته در سراسر كشور حدود ۳۷۰۰ پروژه عمراني را اجرا كرديم كه شامل ساخت مسكن محرومان، خانه بهداشت، آب روستايي، فاضلاب، جاده روستايي، عمران مساجد و. . . است. انجام اين پروژهها با عرصه يابي بچههاي جهادي شكل ميگيرد و با همكاري نهادهاي دولتي و... ، اين همت و تلاش جهادگران است كه باعث به ثمر نشستن پروژههاي مختلف عمراني ميشود. به عنوان مثال در بحث عمران مساجد با همكاريهايي كه با سازمان اوقاف صورت پذيرفت، تنها در سال گذشته ۷۱۶ مورد مرمت و بازسازي قرار گرفتند.»
به گفته فائذ، ۱۲خانه بهداشت سهم استان كردستان از ۲۶۶ پروژهاي است كه روز بعد به صورت نمادين با حضور سردار خراساني، رئيس سازمان بسيج سازندگي و جمعي از مسئولان استاني كردستان همزمان افتتاح ميشدند. آماري كه به گفته وي، نشان از پيشرفت سريع بحث سازندگي عمراني در ميان بچههاي جهادي دارد و روز بعد ميرويم تا از نزديك شاهد افتتاح دو واحد از اين خانههاي بهداشت در دو روستاي كوهستاني محروم اطراف سنندج باشيم. روستاهايي كه خيلي از خود شهر دور نيستند اما جادههاي كوهستاني و ناهموار، حكايت اين مسير كوتاه را به بلندي محروميت كوهنشينان كردستان ميكند.
ژاوه، نگيني در قلب كوهستان
نزار اولين مقصد ما در دومين روز سفر است. روستايي در نزديكي سنندج، اما در دل ارتفاعات صعبالعبور اطراف شهر كه براي دستيابي به آن، جادهاي پر پيچ و خم را پيش رو داريم. با ديدن مناظر سرسبزي كه از مقابل وسيله نقليهمان ميگذرند، اين فكر به اذهان خطور ميكند كه با اين همه آباداني و خرمي، فقر اين مردم از كجا نشأت ميگيرد اما جادهاي كه از دل دشتي مسطح به كوههاي صعبالعبور منطقه تداوم مييابد، محروميت را با آواي سنگريزههايي كه از زير وسيله نقليهمان به شتاب ميگريزند، در گوشمان نجوا ميكنند. طبيعت بكر كردستان نشانميدهد كه وصف سرزمينهاي كوهستاني تنها به خرمي و آباداني محدود نميشود. اينجا همان «بلنديهاي صفر» است كه به همت جهادگران آباد ميشود.
جادهرفته رفته باريكتر ميشود اما آنچه در ميان اين همه صخره و سنگ جلوهنمايي ميكند، ديدن بتونريزي سد «ژاوه» در ميانه راه بود كه حسي از غرور را به افراد كاروان منتقل ميكند. ساختن سدي با اين عظمت در ميان بلنديهايي كه دسترسي به آنجا نيز كار دشواري است، نشان از عزم جدي براي كوشش و سازندگي در نظام اسلاميميدارد. جنب و جوش كارگران، كاميونها، دستگاههاي بتونريزي و سر آخر ساختمان سد كه تا حد قابل قبولي تكميل شده است، چون نگيني در دل كوهستان ميدرخشد كه نگاه هر بينندهاي را به خود جلب ميكند.
بعد از ژاوه هرچه جلوتر ميرويم، جاده باريكتر ميشود. به هوا برخاستن گرد و خاك اين جاده سنگلاخي نيز مزيد بر علت ميشود تا آنجا كه برخي از اتومبيلهاي گروه توان حركت ندارند. تخمين اينكه چه ميزان تا روستاي مورد نظر فاصلهمانده، از عهده عدد و آمار خارج است. رانندگاني كه قبلا اين مسير را پيمودهاند، زمان رسيدن را به وضعيت جاده موكول ميكنند و سپهري، مسئول روابط عمومي بسيج سازندگي انتخاب چنين محلي براي ساخت خانه بهداشت را نشاني بر عزم بسيج براي حضور در مناطقي عنوان ميكند كه هيچ پيمانكاري حاضر به فعاليت در آنجا نيست.
سرخ و سفيد و سبز
كمي بعد، نزار با سر و صداي كودكانش نمايان ميشود! ۳۰ الي ۴۰ كودك و نوجوان قد و نيم قد، با پرچمهاي كاغذي كه در دست دارند، به رديف براي خوشامدگويي ايستادهاند. دسته گل محمدي به روستاي ما خوش آمدي شعارشان است كه يك لحظه از دهانشان نميافتد. بزرگترهاي روستا هم آمدهاند. ديدن لباسهاي رنگارنگ محليشان، ذكر صلوات اهالي و سرخي و سفيدي و سبزي پرچمها كه در هواي پاك كوهستان بالاي سر بچهها چرخ ميخورند، خستگي راه را از تنمان خارج ميكنند. نكته جالبي كه از حضور بچهها به چشم ميخورد، تبحرشان در راه رفتن در تيغه دره است. كودكاني كه برخي به زحمت به سه يا چهارسال ميرسند، در لبه دره به سرعت ميدوند و من در اين انديشهام كه اگر بچههاي شهري به جاي آنها باشند، چه فاجعهاي رخ ميدهد!
برنامه گروه ما كه شامل رئيس و برخي از مسئولان بسيج سازندگي، فرمانده سپاه بيتالمقدس، استاندار و جمعي از مسئولان استاني كردستان، افتتاح خانه بهداشت نزار و حركت به سمت روستاي وصي است. به همين خاطر به خواهش مهندس «شهبازي»، استاندار كردستان اهالي گوسفند قربانيشان را ذبح نميكنند. شهبازي دليل آورد؛ بهتر است اين مردم محروم گوسفندي را كه وسيله معاششان است براي خود نگاه دارند. پس از بريده شدن رمان افتتاحيه توسط سردار مجيد خراساني، رئيس سازمان بسيج سازندگي وارد خانه بهداشت ميشويم. بوي رنگ تازه مشاممان را نوازش ميدهد. جمعيت اهالي به دليل كمي جا داخل نميآيند. خانه بهداشت كوچك روستاي نزار، پر از افتتاحكنندگان ميشود! كمي بعد اينجا ديگر كاري نداريم و چون جاده پر پيچ و خم ديگري انتظارمان را ميكشد، بيمعطلي راهي روستاي وصي ميشويم. پرچمهاي كاغذي بچهها باز به پرواز درميآيند. كودكاني كه با افتتاح اين خانه بهداشت ديگر احتياج نيست براي هر سرماخوردگي سادهاي كيلومترها راه را تا آباديهاي پايين دره بپيمايند، در بدرقه ما نيز سنگ تمام ميگذارند. سرخ و سفيد و سبز، رنگهايياند كه پشت سر به چشم ميخورند و نادري، راننده مان، ميگويد:«خدا كند دعاي خيرشان نيز همين طور پشت سر ما باشد.»
يك روستا و ۲۶۶ طرح!
براي رفتن به روستاي وصي از يك بلندي به پستي ميآييم و باز از پستي به بلندي ميرويم! حين راه، لابهلاي درهها و كوهها، ميان اين پيچ جاده و آن راه باريك كوهستاني، به طور مرتب دستگاههاي بولدوز يا خاك روب را ميبينيم كه مشغول آباداني و رام كردن طبيعت خشن و وحشي منطقهاند. گويي همت انسانها بسيار بلندتر از اين كوههاست كه هيچ صخره و سنگي مانعي براي سازندگي ايران اسلامي در پيش راه جهادگران فراهم نميآورد.
وصي سفلي با ۱۲۰ خانوار و ۶۵۰ نفر جمعيت، يكي از روستاهاي بزرگ منطقه به شمار ميآيد. اينجا نيز صف مستقبلين جلوه ويژهاي دارد، اما پربارتر و شلوغتر. صف مردهاي روستا شايد به بيش از صد متر ميرسد. تقريبا همه اهالي آمدهاند. بزرگترها يك طرف جادهاند و بچهها و پرچمها و شعار دسته گل محمدي به روستاي ما خوش آمدي شان در يك طرف. بازار سلام و احوالپرسي دو گروه هم گرم است. مهمان نوازي اين مردم از خبردار ايستادن بزرگترين و كوچكترينشان پيداست. حتي ريشسفيدها نيز در رديف نسبتا بلندي با لباسهاي محلي كردي ايستادهاند و ما از ميان اين جمع با صفا خودمان را به خانه بهداشت ۱۵۰ متريشان ميرسانيم. بريدن روبان قرمز، كودكي كه قرآني در يك سيني توي دستش دارد و تلاوت آياتي چند توسط يكي از اهالي، مراسم مختصر افتتاح خانه بهداشت را شامل ميشود.
بعد از آن نوبت به بخش اصلي مراسم ميرسد. تنها مسجد اين روستا كه دهداري و محل شورا و خلاصه مركزي براي همه امور اداري وصي سفلي به شمار ميآيد، جمعيت ميزبان و ميهمان را در خود جا ميدهد تا سردار مجيد خراساني، شرحي از اقدامات بسيج سازندگي را در كردستان و سراسر كشور ارائه دهد.
خراساني در ابتدا با اشاره به سالروز تاسيس بسيج سازندگي به فرمان رهبر معظم انقلاب اسلامي ميگويد:«محروميتزدايي و كشاندن جوانان در امر سازندگي دو وظيفهاي است كه برعهده ما نهاده شده و بسيج سازندگي در صدد نيل به اين مقصود است.» وي با ارائه گزارشي از عملكرد اردوهاي جهادي در سال ۹۰ بيان ميكند:«در سال گذشته سه هزارو ۷۶۰ پروژه عمراني نظير احداث مراكز بهداشتي، آبرساني، خانه محرومان، جاده روستايي و. . . را اجرا كردهايم كه امروز ۲۶۶ طرح عمراني همزمان به صورت نمادين در روستاي محروم وصي سفلي افتتاح ميشود.» رئيس سازمان بسيج سازندگي ميافزايد:«امروز بسيج سازندگي جايگزين جهاد سازندگي شده است و با رويكردي كه دولت و سپاه در محروميت زدايي كشور در پيش گرفتهاند، روزانه ۱۰ پروژه عمراني در جاي جاي كشور به بهرهبرداري ميرسند.»
خراساني با اشاره به حضور جوانان در جمع حاضر ادامه ميدهد:«سال گذشته انجام پروژه سازندگي ۱۲ هزار مدرسه در طرح بسيج سازندگي قرار گرفت كه ۳۷۰ هزار دانشآموز در مرمت، بهسازي و گاه احداث مدارس وارد عمل شدند. بچههايي كه در قالب طرح هجرت در واقع ورود به عرصههاي اجرايي را تمرين ميكنند.»
وي اضافه ميكند:«اگر تا قبل از دولت نهم هيچ كلاس آموزش فني و حرفهاي در بيرون از شهرها وجود نداشت اكنون ۲۵۰ هزار نفر از مردم مناطق محروم در ۵۰ رشته فني و حرفهاي مشغول تحصيل شدهاند.»
رئيس سازمان بسيج سازندگي ميزان كارهاي انجام شده در امر سازندگي را ۳۸ ميليون نفر روز اعلام ميكند و ميافزايد:«يكي از آسيبهايي كه جمعيت جوان ما را تهديد ميكند، اين است كه اغلب محصلان، كار اجرايي انجام نميدهند. اما طبق برنامه ريزيهايي كه بسيج سازندگي انجام داده است، دانشآموزان با ورود به طرحهايي نظير طرح هجرت كه پيشتر ذكر شد، وارد كارهاي اجرايي ميشوند.»
خراساني درباره اردوهاي جهادي دانشجويي نيز ميگويد:« در سال ۹۰ بالغ بر دو هزار و ۹۰۰ گروه دانشجويي شامل ۷۰ هزار دانشجو به مناطق محروم اعزام شدند كه تنها ۲۲ گروه جهادي در كردستان استقرار يافتند. دركل، تربيت نيروي انساني كارآمد براي انقلاباسلامي مهمترين دستاورد بسيج سازندگي به شمار ميرود، به طوري كه دانشجويان شركت كننده در اردوهاي جهادي ادوار گذشته، اكنون به عنوان استاد دانشگاه مشغول خدمت هستند و روحيه جهادي خود را حفظ كردهاند.» خراساني سال ۹۱ را سال تحول و توسعه خدمت رساني به مردم اعلام ميكند و ادامه ميدهد:« در سال جاري برنامهريزي كردهايم كه يك ميليون نفر از آحاد مختلف مردم از مساجد به اردوي يكروزه مناطق محروم اعزام شوند.»
درد دل وصي!
بعد از سخنان سردار خراساني، نوبت سردار رجبي، فرمانده سپاه بيتالمقدس استان كردستان ميرسد كه دقايقي پشت تريبون قرار بگيرد. رجبي با خير مقدم به بچههاي جهادي، فضاي تعامل در كردستان را بينظير توصيف ميكند و با ابراز اميدواري براي اينكه اين فضاي تعامل بتواند زمينهساز آباداني و سازندگي هرچه بيشتر را فراهم آورد، ادامه ميدهد:« سپاه بيت المقدس اين افتخار را دارد كه در كنار مأموريتهاي ذاتي خود همراه با ساير مسئولان قدمهاي بلندي را براي محروميتزدايي در استان كردستان بردارد.»
اما از بخشهاي جالب مراسم درخواست مهندس شهبازي، استاندار كردستان از اهالي است تا هر كس خواستهاي دارد پيش از سخنان او مطرح كند. مجري چندين بار از آقاي استاندار دعوت ميكند اما او نيز هربار يكي از اهالي را براي طرح مشكلاتشان فرا ميخواند تا اينكه «هيبت محمدي»، دهيار وصي دقايقي با لهجه شيرين كردي از مشكلات روستايشان صحبت ميكند. محمدي از زمينهاي وسيعي سخن ميگويد كه در صورت آبياري مناسب ميتوانند تمامي محروميتهاي اين روستا را برطرف كنند يا از عدم وجود حداقل امكانات تفريحي براي جوانان ميگويد و بالاخره از مسئولان استاني ميخواهد براي بار آخر نباشد كه به روستايشان قدم ميگذارند! ماموستا «اسدي پور» هم نفر ديگري است كه از نبود مدارس بالاتر از مقطع ابتدايي در روستايشان گله ميكند و بعد از آن نوبت به استاندار ميرسد تا دستور اجابت خواستههاي اهالي را به مسئولان استاني حاضر صادر كند.
انداختن عكس يادگاري و مراجعات حضوري اهالي كه شايد براي اولين بار مسئولان محلي خود را از نزديك ميبينند، صحنههاي جالبي را رقم ميزند كه از ديد عكاسان دور نميماند. وصي سفلي، روستايي در گوشهاي از كوههاي مرتفع كردستان، جايي كه هيچ پيمانكاري حاضر به قدم گذاشتن در آن نيست، اينك به همت بچههاي جهادي، توجهها را به خود جلب كرده است. كودكان وصي با لباسهاي محلي همه جا به چشم ميخورند. بچههايي كه دور نيست جا پاي جهادگراني بگذارند كه براي آباداني روستاي آنها، از شهر و ديار و خانه خويش دل كنده و سختيها را به جان خريدهاند تا اينكه لبخند شادي از چهره اين كودكان محو نشود.
وصي سفلي و نزار در منطقهاي قرار دارند كه روزگاري نه چندان دور، در دوران ناامني اين منطقه، جولانگاه ضد انقلاب به شمار ميآمدند. محلي كه با رشادت رزمندگان اسلام، امنيت خود را بازيافته و اكنون به همت جهادگران، سرود ايستادگي و آباداني را توأمان سرميدهد.