
محسن غلامي: در ميان عرصههاي مختلف فرهنگي، «سينما» را در مقام قياس بايد پرمخاطبترين تكه پازل اين عرصه عريض و طويلي بدانيم كه تا بوده حداقل قشر سينمارو را با خود همراه داشته، اما اين اوج و فرودهاي استقبال از اين هنر، تا به ياد داريم نظم خاصي نداشته و دچار تپشي است!
سبقه مخاطبپذيري آثار سينمايي طي اين چندسال اخير و برخي موفقيتهاي بينالمللي به خودي خود در كنار فشار دروني به خود فيلمسازان براي توليد فيلمهاي برجستهتر، ذائقه مخاطب و حتي سواد آنان از سينما، نيازمندي به سبد اكران متنوعتر و پربارتري را يادآوري ميكند.
اين اتفاق اگر درباره توليدات سال ۹۰ به بحث گذاشته شود، جداي از تمام دعواهاي هميشگي پز روشنفكري عدهاي فيلمساز و بوق و كرناي مخالفتشان با متوليان سينما كه بگذريم، آنچه بيشتر جاي مانور دارد را بايد «مخاطبپذيري» فيلمها بدانيم.
اينكه چقدر جا و قدرت كشش جذب مخاطب را به طور بالقوه دارند لازم است دركنار حواشي دال بر اين جذب مورد بحث قرار داد؛ از اين بابت كه در نطفه سبد اكران سال ۹۱ تنوع نسبتاً خوبي را تدارك ديده، گرچه كيفيتشان گاه شايد پايه لرزاني هم داشته باشد اما نقطه شروعي به خصوص در امثال تم سياسي و به ويژه دفاعمقدس محسوب ميشود.
گرچه ورود نامطلوب كثيري از فيلمها بر فضاي خانوادگي غيرمعقول و اتخاذ نتيجهاي همچون «خيانت» بدون هيچ حل بحراني از آنتنها و تنها ضعف سينماست كه گاهي مخاطب را هم در اين تشويش دلزده ميكند.
اما تمام اين طرح مسائل، «اما» و «اگر»ي آزمايش نشده بوده و در اين ميدانسنجي مخاطب قرار نميگيرد. منظور تصميماتي است كه حداقل در سال جاري ضربه جدي به ريزش مخاطبان داشته؛ همينگونه هم كه بيترديد شاهد افت فروش بودهايم. تصميم ناگهاني بر سر افزايش قيمت بليت سينما شايد در نظر صنفهاي مرتبط لازم به نظر رسد اما براي همين مخاطبي كه نگاه سرگرمي به سينما دارد، مقوله قابل هضمي نيست.
اين نكته ادعايي نبوده و همين گذشت دو ماه از اكران سال جاري خود دليلي است بر اين نقطه نظر. جز اينكه شرايط جغرافيايي سينماها و كيفيت فيلمها بتواند به اجبار اين استقبال را موجب شود؛ همينطور هم كه تا حدودي اين اتفاق در مورد امثال «قلادههاي طلا» صادق افتاد؛ ولي اين بار مشت نمونه خروار به حساب نميآيد.
پس از حواشي اكران نوروزي و استرس ناشي از پايين كشيدن فيلمها از پرده اكران، قطعاً هر تهيهكنندهاي گذشت زمان را بهتر از اكران فعلي ميداند جز اينكه محتواي كارش را خالي از هر عيب و اشكال و گاهي خطوط قرمز تصور كند. گذشته از اين نقطهنظرات ضد و نقيض بر روند دوباره بازبيني برخي فيلمها كه عمدتاً هم با تكذيب روبهرو ميشد، جز تشنج بر فضاي سينما بازخورد ديگري را به همراه نداشته تا همچنان فيلمهاي نسبتاً خوب و شايد با كيفيت كمتر جرئت روي پرده رفتن را نداشته باشند.
نگاهي گذري بر آثار تا به الان اكران شده نيز –به جز فيلمهاي ابتدايي اكران نوروزي- تداعيكننده اين مسئله است كه فيلمها چندان كارا و داراي پتانسيل جذب مخاطب نبودهاند؛ كارهايي عمدتاً طنز مربوط به ساليان قبل كه هيچ نكته مثبت و مازادي را پيش روي مخاطب قرار نميدهند از اين مسئله حكايت كرده است.
با اين شرايط تماشاگر اين سينما به چه اميد و دلخوشي ميتواند به سمت سينما كشيده شود. اگر دنبال تفريح و سرگرمي است كه قطعاً جايگزينش بهتر از شرايط پيش از اين سينما خواهد بود. گرچه اميدمان شايد به برخي فيلمهاي تازه روي پرده رفته سوق داده شده، امثال «روزهاي زندگي» و «چك» شايد بتواند تا حدودي جور فروش و استقبال كم را بكشد. اما باقي فيلمهاي در حال اكران و در صف آينده نمايش را هم نبايد چندان اميدي بدانها بست؛ چراكه آنگونه كه اعلام كردهاند آثاري دلخوش كرده در كنج انبارند كه رنگ پرده را بعد از سالها خواهند ديد.
هرچه هست اين ترتيب و تنوع به شكلي منسجم در تصميمات متوليان سبد اكران هم ديده نميشود. گويا تمام آثار را براي اكران تابستان يا پاييز گذاشتهاند آن هم با اين ريزش مخاطب!