
به گزارش جوان، متهم كه آرين نام دارد، يك بار محاكمه و به قصاص محكوم شده بود اما اعتراض وي به رأي دادگاه از سوي ديوان عالي كشور پذيرفته شده و از طناب دار نجات پيدا كرده بود. پس از اينكه آرين با قرار وثيقه از زندان آزاد شد، خانواده مقتول به رأي ديوان عالي كشور اعتراض كردند. آرين كه متوجه شده بود اعتراض خانواده مقتول ممكن است بار ديگر وي را به طناب دار نزديك كند به صورت قاچاقي از مرز خارج و متواري شد.
بنابراين پرونده اين بار روي ميز قضات شعبه اول دادگاه كيفري استان البرز گشوده شد و آرين كه پس از اعتراض خانواده دوستش به رأي دادگاه فرار كرده بود به طور غيابي محاكمه شد. ظهر روز ۱۴ بهمن ماه سال ۸۱ وقتي زنگ آخر يكي از دبيرستانهاي منطقه گوهردشت كرج به صدا درآمد پسران نوجوان به سرعت راهي خانههايشان شدند. هنوز زمان زيادي از نواخته شدن زنگ نگذشته بود كه در نزديكي مدرسه دعواي خونيني بين دو پسر نوجوان رقم خورد و زنگ كلانتري ۱۵ رجايي شهر كرج به صدا درآمد. مأموران پليس به سرعت راهي محل حادثه شدند و پي بردند دعوا بين دو پسر ۱۶ ساله – آرين و شروين – اتفاق افتاده است.
همكلاسيهاي دو پسر به مأموران گفتند آرين شروين را با چاقو زخمي كرد و يكي از معلمها او را براي مداوا به بيمارستان شهيد مدني برد. زماني كه مأموران به بيمارستان رسيدند شروين به دليل شدت جراحت روي تخت بيمارستان تسليم مرگ شده بود. آرين در حالي كه كنار جسد همكلاسياش گريه ميكرد، از سوي پليس بازداشت شد. او در حالي كه اشك پنهاي صورتش را گرفته بود به مأموران گفت: صبح امروز وقتي زنگ تفريح زده شد به حياط رفتم. ديدم شروين دارد با دوست صميميام كه ميلاد نام دارد دعوا ميكند.
براي ميانجيگري جلو رفتم و از آنها خواستم با هم دعوا نكنند. شروين فكر كرد من ميخواهم با او دعوا كنم. اول يك سيلي به من زد و بعد با صداي بلند به من فحش داد. همان لحظه مدير مدرسه آمد و ما را از هم جدا كرد. وقتي داشتيم بهسر كلاس ميرفتيم، شروين به من گفت زنگ آخر بيرون مدرسه منتظر من ميماند. من هم براي اينكه جلوي او كم نياورم گفتم همديگر را ميبينيم.
بعد از اينكه زنگ آخر زده شد، همراه ميلاد از مدرسه بيرون رفتم و كمي دورتر از مدرسه شروين را ديدم. او به طرفم آمد در حالي كه انتظارش را نداشتم با سر به پيشانيام ضربهاي زد. من هم با دست به صورتش ضربهاي زدم كه عينكش شكست و با هم گلاويز شديم. همان لحظه بچههاي مدرسه دور ما حلقه زدند و به جاي ميانجيگري داشتند دعواي ما را نگاه ميكردند. شروين مرا با مشت و لگد ميزد. ميخواستم فرار كنم كه نتوانستم. ناخودآگاه چاقوي ضامنداري كه در جيب داشتم، بيرون آوردم و به طرفش گرفتم تا بترسد و با من كاري نداشته باشد.
همان لحظه يك نفر شروين را به طرف من هل داد و چاقو به سينهاش خورد و روي زمين افتاد. من وحشت زده شدم. همه بچهها به جاي كمك كردن فرار كردند. در حالي كه وحشتزده گريه ميكردم از يك راننده پيكان خواستم به من كمك كند شروين را به بيمارستان ببريم اما گفت خودت زدهاي خودت هم او را به بيمارستان ببر. همان لحظه معلم هندسهمان آمد و با كمك او شروين را به بيمارستان آورديم اما كار از كار گذشته بود. پسر نوجوان با گريه ادامه داد: به خدا نميخواستم او را بزنم. دعواي ما كودكانه بود. وقتي مأمور پليس از او سؤال كرد براي چه در جيب خودت چاقو گذاشتهاي، جواب داد: هفته گذشته داشتم از مدرسه به خانهمان ميرفتم. در راه دو پسر موتورسوار مزاحم من شدند و كلاهم را برداشتند و فرار كردند. من هم در راه اين چاقو را به مبلغ ۲هزار تومان خريدم.
ميلاد- دوست متهم- نيز در جريان تحقيقات به مأموران گفت: آرين و شروين با هم دعوا ميكردند. من سعي كردم آنها را از هم جدا كنم. يك بار هم اين كار را كردم اما دوباره با هم گلاويز شدند تا اينكه شروين چاقو خورد.
پس از اعتراف آرين و انجام تحقيقات، پرونده براي رسيدگي به شعبه ۳۳ دادگاه عمومي كرج فرستاده شد و قضات دادگاه او را مستحق مجازات قصاص دانستند. در حالي كه پرونده به ديوان عالي كشور فرستاده شده بود، آرين به رأي دادگاه اعتراض كرد. اعتراض متهم از سوي قضات ديوان پذيرفته شد و پرونده براي رسيدگي دوباره به شعبه ۱۱۲ دادگاه تجديد نظر فرستاده شد.
قضات دادگاه پس از بررسي اوراق پرونده و شنيدن دفاعيات آرين، قتل را از نوع شبه عمد تشخيص داد و متهم را به حبس و پرداخت ديه محكوم كرد. در حالي كه آرين با سپردن وثيقه از زندان آزاد شده بود اين بار اولياي دم به رأي اعتراض كردند. رأي صادر شده از سوي قضات شعبه ۲۷ ديوان عالي كشور نقض و پرونده براي رسيدگي دوباره به شعبه اول دادگاه كيفري استان البرز فرستاده شد. از آنجا كه متهم پس از سپردن وثيقه به زندان بازنگشته و متواري شده بود، وي به صورت غيابي محاكمه شد.
در ابتداي جلسه دهقاني نماينده دادستان كرج مقابل هيئت قضات به رياست قاضي هدايت رنجبر ايستاد و براي آرين درخواست مجازات قانوني كرد. سپس خانواده شروين براي آرين درخواست قصاص كردند.
قاضي رنجبر بعد از شنيدن آخرين دفاع وكيل متهم با اعضاي دادگاه ـ موسوي نژاد، مينايي، پاكدامن و پورياني ـ وارد شور شد و پس از بررسي اوراق پرونده، آرين را به اتهام مباشرت در قتل عمد به قصاص محكوم كرد.