
در آخرين برنامهاي كه فريدون جيراني مسئوليت آن را بر عهده داشت با آنكه جيراني سعي ميكرد خود را خونسرد نشان دهد اما عصبيت و برآشفتگي او مشخصاً روي برنامه تأثير گذاشته بود. هم اكنون نيز كسي به درستي نميداند در هفته آينده اين برنامه پخش خواهد شد؟ و اگر هم قرار است پخش شود، اجراي آن به چه سر و شكلي ميشود؟!
«هفت» خيلي كمتر از «نود» است
برنامه هفت دوسالي است كه جمعه شبها به بررسي مسائل سينمايي ايران ميپردازد؛ موضعي كه پس از گل كردن برنامه نود به ذهن برنامه سازان تلويزيون افتاده بود، آنها چند نوع برنامه چالشي را بر اساس مدل «نود» پيشنهاد داده بودند كه يكي برنامهاي چالشي- سياسي و دومي فرهنگي - هنري بود، البته نوع اول در همان حد طرح باقي ماند و هرگز عملي نشد اما برنامه هنري با موضوعيت سينما تحت عنوان «هفت» كه اشارهاي به هنر هفتم بودن سينما داشت، توسط فريدون جيراني و با اجراي خودش توليد شد. برنامه هفت قرار بود كه مسائل روز سينماي ايران را مطرح كند و با كمك كارشناساني كه به برنامه دعوت ميشوند، آن را مورد نقد و بررسي قرار دهد، اما نوع نگاه جيراني به مسائل سينماي ايران با ديدگاههاي بسياري از افراد و صاحبنظران سينما متناقض بود، حتي شخصيتهاي فرهنگي نيز ناخشنودي خود را از رويكرد برنامه اعلام كردند، اما عدم اعتناي جيراني به انتقادات يا عدم توانايي وي در اغناي نظر منتقدان آنقدر كش و قوس پيدا كرد كه با پاياني تراژيك براي جيراني منجر به تعليق برنامه هفت شد.
چه كسي مقصر است؟
دلايل تعليق برنامه هفت را ميتوان در چند نكته ديد، ابتدا خود سينما. سينما به دليل فراگيري كه نسبت به ساير هنرها دارد و ارتباط مستقيمي كه با مخاطبان برقرار ميكند، هميشه موضوعي جالب براي سياست و سياستمداران بوده است. يك فيلم سينمايي ميتواند داراي پيامهاي روشن و پنهان سياسي و اجتماعي باشد كه چالشهاي بسياري را در يك جامعه به وجود آورد. ميتوان گفت موضوع چالشبرانگيزي كه برنامه هفت به دنبال آن بود آخرسر كار دستش داد، شايد موضوعي مانند فوتبال كه برنامه «نود» به آن ميپردازد و تمام درگيري هايش مربوط به بازيكنان و باشگاهداران يا در حد انتقال تيمي از يك استان به استان ديگر است، ميتواند با فراغ بال بهتري فعاليت كند و هم محبوبيت خود را داشته باشد و هم از ميليونها تماشاگر ثابت برخوردار باشد، اما هفت ماهيتاً از اين شانس برخوردار نبود. دومين دليل تعليق برنامه، رفتار مديران شبكه سوم سيما به عنوان متوليان توليد و پخش برنامه هفت است، آنها كه در مورد برنامه عادل فردوسي پور از هر كمك و پشتيباني دريغ نميكنند و حتي شيطنتهاي عادل را ناديده ميگيرند، در مقابل انتقادات وارد شده به فريدون جيراني سعي كردند تا خودشان را به دردسر نيندازند و بگذارند خود جيراني با مشكلاتش كنار بيايد و هنگامي هم كه ديدند او نميتواند از پس كار بر بيايد با حذف وي تمام سؤالهاي منتقدان را بيپاسخ گذاشته و صورت مسئله را پاك كردند.
جيراني كه سالهاست با سيستمهاي دولتي فيلمسازي آشناست و تمامي سياستهاي وزارتخانه ارشاد و حتي نهادهاي مؤثر بر امور فرهنگي را ميداند، از هنگامي كه مسئوليت اجراي هفت را برعهده گرفت، سياست كدخدامنشانهاي را پيگرفت كه در آن نه سيخ ميسوخت نه كباب، اما وارد نشدن به مسائل چالش بر انگيز نتوانست زياد دوام بياورد و ورود هفت با رويكردي كه جيراني آن را ميپسنديد، به سرعت باعث اصطكاك وي با منتقدان شد.
جيراني سعي ميكرد در برنامهاش مسائل را از ديد خود و فيلمسازان همفكرش دنبال كند و آن طور كه دوست داشت، به موضوعات بپردازد كه مسلماً نميتوانست ديدگاه صددرصد درستي باشد، اما شايد خودخواهي جيراني در ندادن فضا به مخالفان باعث شد تا صداهاي مخالف در يك جا جمع شوند و موج قدرتمندي را عليه برنامه هفت به راه بيندازند. با آنكه مخالفان در نامهاي خواستار حضور در برنامه و مناظره با جيراني شده بودند، اما صداوسيما به جاي پاسخ قانعكننده و حتي تخصيص برنامهاي به اين امر، خود را به دردسر نينداخت و عطاي برنامه هفت جيراني را به لقايش بخشيد.
بعد از اين چه ميشود؟
با حذف فريدون جيراني از هفت كه بهانه اصلي آن توليد سريالي توسط اين كارگردان است، خبر ادامه اجراي آن توسط تيم محمد خزائي و اجراي محمود گبرلو به گوش رسيد. خزائي كه دبيري سيامين جشنواره فيلم فجر را بر عهده داشت، از گبرلو در اجراي نشستهاي خبري فيلمها استفاده ميكرد. اخلاق حرفهاي خزائي به گونهاي است كه در صورت اجراي برنامه توسط تيم وي، از اين به بعد برنامهاي را خواهيم ديد كه نه هيچ كس را ميآزارد و نه كسي از آن انتقاد ميكند، گبرلو هم به خاطر همين اخلاق ميتواند مجري خوبي براي برنامه خزائي باشد، اما از سوي ديگر طيف سينمايي طرفدار جيراني تهديد غير رسمي را مبني بر عدم همكاري با برنامه هفت در صورت نبود جيراني اعلام كرده است.
كساني كه با خط فكري جيراني همسو هستند يا دوستي و آشنايي با وي دارند حمايت خود را از وي طي عنوان نامه سرگشادهاي به عزت الله ضرغامي اعلام كردهاند؛ حمايتي كه شايد در سايه اعتراض نمايندگاني چون حميد رسايي كه در نطق پيش از دستور جلسه شنبه مجلس به پخش برنامه هفت انتقاد كرده بود، كمرنگ باشد. به هر حال همه كش و قوسها تا جمعه شب آينده بايد به نتيجهاي برسد و نحوه ادامه فعاليت اين برنامه مشخص شود.
برنامه هفت در ذات خود ميتواند كمك بسياري به سينماي ايران كند و نبود آن جز ضرر رساندن به سينما نفعي براي كسي نخواهد داشت، اما مهمترين نكته نوع ورود اين برنامه به مسائل و سياستي است كه در مديريت آن دنبال ميگردد. اگر قرار است هفت يك برنامه بياثر و ترسو باشد، همان بهتر كه هرگز توليد نشود و اگر قرار است كه سياستي مانند اجراي جيراني را ادامه دهد، بهتر است ضرغامي خود را براي چالشهاي جديتر آماده كند.