کد خبر: 466671
تاریخ انتشار: ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۸
«جوان» بررسي مي‌كند؛

محمدصادق دهنادي: شاید مجموع اهمیت این موضوع به علاوه چشم انداز فرهنگی انقلاب اسلامی و نظام ما باعث شده بود که اولین جلسه از سلسله جلسات اندیشه‌های راهبردی با حضور و رهنمودهای رهبر حکیم انقلاب اسلامی به موضوع جایگاه زن و خانواده در نظام اسلام اختصاص یابد. 

همانطوری که در بخش‌های مختلف مورد اشاره نیز قرار گرفته است، موضوع بسیار مهم زن و نقش او در جامعه یکی از مهم‌ترین بخش‌های دیپلماسی عمومی غربی‌ها به شمار می‌رود و سال‌هاست اندیشه استفاده ابزاری از زنان در این کشورها تکامل خاصی یافته و اصول اندیشه ای غرب به نحو پیچیده‌تری در‌صدد یارگیری در زمینه موضوع زنان از کشورهای اسلامی و به ویژه کشور ما ایران است. 

رابطه فرهنگ و دیپلماسی عمومی 

قبل از ورود به نقش تهاجم فرهنگی به موضوع زنان در جوامع شرق باید به این موضوع دقیق پرداخت كه دیپلماسی عمومی چیست و چه قرابتی با بحث‌های فرهنگي دارد. 

درميان اصطلاحات مختلف، اصطلاح ديپلماسي عمومي (ديپلماسي مردم محور) در مفهوم امريكايي خود به گونه‌اي فراگير شامل هر دو گونه ديپلماسي فرهنگي و ارتباطي بوده است و به کاربرد ابزارهاي بين فرهنگي و ارتباطات بين‌‌المللي در سياست خارجي معطوف مي‌‌شود. 

كتاب فرهنگ اصطلاحات روابط بين‌المللي، ديپلماسي عمومي را برنامه‌هاي مورد حمايت دولت تعريف كرده است كه با هدف اطلاع‌رساني يا تأثيرگذاري بر افكار عمومي در كشورهاي ديگر انجام و شامل انتشارات، تصاوير متحرك، مبادلات فرهنگي، راديو و تلويزيون مي‌‌شود. 

سرانجام مي‌توان به تعريف آژانس اطلاعات ايالات متحده اشاره كرد كه ديپلماسي عمومي را به معناي تقويت منافع ملي از طريق شناخت، اطلاع‌رساني و تأثيرگذاري بر مردم كشورهاي ديگر و گسترش گفت‌وگو ميان شهروندان و نهادهاي يك كشور و همتايان خارجي آنان تعريف مي‌‌كند. 

بی‌شک ابزار اصلی این جنگ نرم که در اینجا از آن به عنوان دیپلماسی عمومی یاد شده ابزار‌های فرهنگی و رسانه‌ای است. 

در دهه ۱۹۷۰ رشته علوم ارتباطات به ارتباطات ميان فرهنگ‌ها توجه و آن را از حيطه خاص علوم رفتاري خارج كرد. مطالعات ارتباطات بين فرهنگي، در مورد روابط ارگانيك ميان ارتباطات و فرهنگ، نه فقط از منظر عناصر رفتاري و بيروني بلكه با توجه به اجزاي شناختي نظير نظام‌هاي دريافت و شيوه‌هاي استدلال نظريه‌پردازي كرد. اين رويكرد مردم را نه فقط به عنوان ساختارهاي اقتصادي‌-‌اجتماعي و توده‌هاي منفعل جامعه شناختي بلكه به مثابه نظام‌هاي فرهنگي مورد توجه قرار مي‌دهد بنابراين مي‌تواند شكاف‌هاي موجود ميان ملت‌ها و فرهنگ‌ها را از جنبه دروني هر فرهنگ كشف كند. در واقع ارتباطات بين فرهنگي بيشتر بر ارتباطات فردي، رودر رو و مستقيم متمركز شده و ارتباطات بين‌المللي بيشتر با ارتباطات جمعي، يك طرفه و غير مستقيم سر و كار دارد. 

غرب و فرهنگ جنسی آن 

اندیشه وران غرب از دیرباز نگاه مثبتی به امر جنسیت زن نداشته‌اند و شاید به همین دلیل هم جنبش‌های فمنیستی نیز در غرب شکل گرفت‌. 

به طور مثال افلاطون معتقد است همانطوری که به مردان تعلیمات جنگی داده می‌شود به زنان نیز باید داده شود، همانطوری که مردان در مسابقات ورزشی شرکت می‌کنند، زنان نیز باید شرکت کنند. 

اما دو نکته در گفته افلاطون هست: یکی اینکه اعتراف می‌کند زنان از مردان چه در نیروهای جسمی، چه در نیروهای روحی و دماغی ناتوان‌ترند، یعنی تفاوت زن و مرد را از نظر «کمی» اعتراف دارد، هر چند مخالف تفاوت کیفی آنها از لحاظ استعدادهاست. 

افلاطون معتقد است استعدادهايي که در مردان و زنان وجود دارد، مثل یکدیگر است. چیزی که هست زنان در هر رشته ای از رشته‌ها از مردان ناتوان ترند و این جهت سبب نمی شود که هر یک از زن و مرد به کاری غیر از کار دیگری اختصاص داشته باشند. 

با دمیدن صبح رنسانس در اروپا می‌توان به تلاش‌های کارل مارکس به عنوان نخستین تلاش‌ها برای احیای فرهنگ زنانه اشاره کرد، اما مارکس در سازمان فرهنگی خود مانند سایر چیزها درباره زنان هم به صورت طبقه‌ای نگاه می‌نمود. به عقیده وی شاخص آزادي و پيشرفت هر جامعه‌اي، رهايي و پيشرفت زنان در آن جامعه است و موقعيت عمومي زنان در جامعه مدرن سرمايه‌داري غير‌انساني است. 

پيشروي زنان به سوي رهايي همواره معيار تحول و تکامل هر دوره‌اي از تاريخ است، چرا که درست در رابطه زنان با مردان و ضعيف نسبت به قوي است که غلبه و پيروزي طبيعت انساني بر توحش آشکار و عيان مي‌شود، البته در ادامه همین تفکر است که تفکر کمونیست با شعارهاي حمایت از بانوان وارد عرصه نه چندان مناسب اروپای شرقی می‌شود. 

به نظر می‌رسد،نفس ستمکشي و فرودستي زن اختراع سرمايه داري نيست، اما سرمايه‌داري اين ميراث نفرت‌انگيز تاريخ پيشين را تکامل بخشيده و به يک رکن مناسبات اقتصادي و اجتماعي معاصر بدل کرده است. 

ريشه نابرابري و بي‌حقوقي امروز زن، نه در افکار کهنه و ميراث فکري و فرهنگي نظام‌ها و جوامع منقرض شده و پيامبران و مذاهب عصر جاهليت، بلکه در جامعه سرمايه داري صنعتي و مدرن امروز نهفته است؛ نظامي که به تقسيم جنسي انسان‌ها در قلمرو توليد به عنوان يک عامل مهم اقتصادي و سياسي در تضمين سودآوري سرمايه مي‌نگرد. 

ايجاد انعطاف‌پذيري نيروي کار در اشتغال و اخراج، ايجاد شکاف و رقابت و کشمکش دروني در اردوي مردم کارگر، تضمين وجود بخش‌هاي محروم‌تر در خود طبقه کارگر که پايين نگاه داشتن سطح زندگي کل طبقه را مقدور مي‌سازد و بالاخره مخدوش کردن خودآگاهي انساني و طبقاتي بشريت کارگر و دوام بخشيدن به آرا و افکار و تعصبات کهنه و پوسيده و فلج‌کننده، برکات ستم‌کشي زن براي سرمايه‌داري مدرن معاصر و از ارکان انباشت سرمايه در دنياي امروز است.
 
اعم از اينکه سرمايه‌داري ذاتاً و به طور کلي با برابري زن خوانايي داشته باشد يا خير، سرمايه داري انتهاي قرن بيستم به طور مشخص خود را بر اين نابرابري بنا کرده است و به سادگي و بدون مقاومت سرسختانه و قهرآميز از آن عقب نمي‌نشيند. 

جهان و پدیده‌ای فرهنگی به نام فمنیسم 

در کنار همه سابقه فکری و فرهنگی غرب در مقابل موضوع زنان باید به نظریه‌ای اشاره کرد که بیش از هر چیزی پایه‌های تفکر غربی درباره زن را در کشورهای دیگر نیز تعمیم داد. فمنیسم باور داشتن به حقوق زنان و برابری سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زن و مرد است. 

فمنیسم مباحثه‌ای است که از جنبش‌ها، نظریه‌ها و فلسفه‌های گوناگونی تشکیل شده‌است که در ارتباط با تبعیض جنسیتی هستند و از برابری برای زنان دفاع کرده و برای حقوق زنان و مسائل زنان مبارزه می‌کند. 

به هرحال نکته‌ای که باید بدان توجه داشت این است که فمنیسم به معنای برابری حقوق زن و مرد است و همان طور که مشخص است هرکدام تفاوت‌ها و برتری‌هایی نسبت به یکدیگر دارند. 

برابر ذکر دانشنامه‌های معتبر فمنیسم مجموعه گسترده‌ای از نظریات اجتماعی، جنبش‌های سیاسی و بینش‌های فلسفی است که عمدتاً به وسیله زنان برانگیخته شده‌ یا از زنان الهام گرفته‌ شده، مخصوصاً در زمینه شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آنها.
 
به عنوان یک جنبش اجتماعی، فمنیسم بیشترین تمرکز خود را معطوف به تهدید نابرابری‌های جنسیتی و پیشبرد حقوق، علایق و مسائل زنان کرده‌است. فمنیسم عمدتاً از ابتدای قرن ۱۹ پدید آمد. زمانی که مردم به طور وسیع این امر را پذیرفتند که زنان در جوامع مرد محور، سرکوب می‌شوند. 

فمنیسم از سال‌های شکل‌گیری تاکنون سه موج اصلی و جریان‌های فرعی فرهنگی – سیاسی را تجربه نموده است و نه تنها در سپهر فرهنگ غربی بلکه در سراسر جهان روی بسیاری از تغييرات، شامل حق رأی و شرکت در انتخابات زنان، استخدام وسیع زنان با دستمزدهای مساوی، حق آغاز کردن طلاق، عایدی‌ها و معرفی گناه نبودن طلاق، فراهم کردن وسایل جلوگیری از بارداری و سقط جنین‌های سالم و حق تحصیلات دانشگاهی تأثیر گذاشته‌است. 

برخی از نحله‌های فمنیستی گرچه تلاش کرده اند که در دل تعالیم دینی برای خود – چه در اسلام و چه در سایر ادیان - محملی بیافرینند، اما واقعیت این است که فمنیست با وجود گزاره‌هایی چون حق آزادی جنسی برای زنان، به رسمیت شناختن چیزی به نام حق تن‌فروشی، بر اساس مالکیت زن بر خود و همچنین نقشی که در انهدام مسئولیت‌های خانوادگی زن و در نتیجه گسترش همجنس‌گرایی زنانه بازی کرده هیچ گاه نتوانسته خود را در پس واژه‌هاي فریبنده و منافقانه برای مدت زیادی پنهان نگه دارد. 

دیپلماسی عمومی زنانه بر محوریت افکار فمنیستی دارای چند کارکرد بسیار مهم برای غرب در داخل و خارج از مروزهای خود بوده است که مهم‌ترین آنها بهبود روانی رویه تلخ، نظامی و تجاوزکارانه غرب در سال‌های نیمه دوم قرن بیستم بوده است، به نحوی که همواره در رأس سیاستمداران کشورهای متجاوزی چون ایالات متحده و بریتانیا از سیاستمدارانی چون مارگارت تاچر، مادلین آلبرایت، هیلاری کلینتون و... بهره گرفته شده است. 

همچنین روسای سازمان‌های جهانی فرهنگی و سیاسی نیز در سال‌های اخیر از زنان انتخاب می‌شوند و حضور رئیس و دستیاران زن در یونسکو، جانشینی خانم اشتون به جای خاویرسولانا و... نشان دهنده یک پیام خاص برای جامعه جهانی است. 

اسلام و ۱۰۰ سال کشاکش فرهنگی 

هجوم عقاید نوین غرب به سرزمین‌های اسلامی دارای واکنش‌های مثبت و منفی بود. یکی از مهم‌ترین واکنش‌های مثبت استقبال از آگاهی زنان بود. 

عبدو شاگرد سید‌جمال اسد‌آبادی معتقد بود که يکي از دلايل اصلي ضعف و انفعال مردم عرب، عقب ماندگي زنان است که برخلاف تعاليم قرآن ديواري به دور آنها کشيده شده و مانع استفاده از انرژي و توان آنها شده است. 

او در يکي از سخنراني‌هايش گفت: ما اميدواريم که دخترانمان آموزش ببينند چرا که خداوند قادر متعال آن را لازم شمرده و بسياري از آيات مقدس قرآن اين ايده را مکرراً طرح و تصريح کرده‌اند که آموزش براي زنان و مردان لازم است تا بتوانند وظايف خود را در زندگي و نسبت به مذهب به جا بياورند. رها کردن دخترانمان در جهل و حماقت واقعاً گناه بزرگي است. 

عبدو نگران رفتار زنان و آزادي بيشتر آنها و حضورشان در مجامع عمومي بود. رشيد ريدا و عبدالله نديم از همفکران عبدو، اين پديده را تقليد از غرب و مضر مي‌دانستند. رشيد ريدا اين تمايل را در همه جا چه در بين طبقات بالاي جامعه و چه زنان معمولي مشاهده مي‌کرد. وي حتي دقت کرد که حجاب به درجاتي شل شده است. ريدا ضمن اظهار اينکه اروپايي شدن حتي تا درون حرمسراهاي شيوخ و مردان مسلمان در قالب لباس و پوشش زنان آنها پيش رفته، مي‌گفت «خدا مي‌داند که اين مسئله تا کجا پيش خواهد رفت»! 

این اظهارات در جایی رخ می‌دهد که روشنفکر‌های غرب‌زده‌ای چون قاسم امین در مصر در همین زمان دم از آزادی زنان از حجاب اسلامی می‌زنند و به شدت بنیان‌های حجاب و فرهنگ اسلامی را مورد تاخت و تاز قرار می‌دهند. 

تهاجم اندیشه فمنیستی در دیدگاه فرهنگی ایران 

گرچه در سال‌های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی سخن گفتن درباره فمنیسم به معنای رایج آن به دلیل گرایش گسترده آحاد مردم به موضوع دین و مبارزه اقشار مردم با موضوعات ضد دین به نحو آشکارا امکان‌پذیر نبوده اما بی‌تردید نمی‌توان از نقش شعارهای فمنیسم، شخصیت‌های مختلف آن و بالاخره ارزش‌های آن در سال‌های پیش و پس از انقلاب در حوزه فرهنگی به راحتی گذشت. 

مبارزات فمنیستی به عنوان بخشی از پروژه دیپلماسی عمومی غرب، باهدف ایجاد تقابل بین جامعه زنان به عنوان نیمی از جامعه فعال کشور با سنت و دین رسمی از صدر مشروطه در دستور کار دولت‌های خارجی قرار گرفته بوده است. 

در واقع جریان کشف حجاب در سال ۱۳۱۴ و تکامل آن در قالب اصلاحات قانون‌های مدنی و حمایت از خانواده در دهه ۴۰برای غربی کردن ساختار قانونی خانواده‌ها و بالاخره جریان صوری اعطای حق رأی به زنان ایرانی در دهه ۶۰ میلادی را می‌توان در پوسته یک تلاش هماهنگ برای جلو بردن یک پروژه تلقی کرد. پروژه‌ای که با ظهور انقلاب اسلامی اندکی در حرکت آن خلل ایجاد شد اما پیاده نظام آن همچنان با عنوان حمایت از حقوق بشر و خانواده ( در الگوی غربی‌اش) به معارضه و تحدید نظام خانواده اسلامی پرداخته و درصدد وضع قوانینی به نفع زن آرمانی جامعه فمنیستی است. 

چه در قبل و چه در بعد انقلاب عقبه فرهنگی این جریان با ساختن فیلم، تئاتر، انتشار رمان و کتاب و همچنین تشکیل گروه‌های پوششی در صدد حرکت به سمت جامعه فمنیستی غربی بوده و همچنان هم هستند. 

یکی از مهم‌ترین شقوق دیپلماسی عمومی در مسئله زنان تسلط و بازار اقتصادی است. ملک حفنا نصيف مصری معلم و نويسنده زني بود که عليه تعدد زوجات و اسارت زنان در حرمسراها مي‌نوشت اما طرفدار حجاب بود،مي گفت بي‌حجابي زنان مرفه نه به خاطر آزاديخواهي و کسب حقوق زنان بلکه براي زيبايي و مد بود. 

دیپلماسی عمومی توجه به موضوعات زن مدارانه در دل خود بازار بزرگ مصرفی به وجود آورده و از کرانه خاور دور تا خاور نزدیک زنانی که نه احتیاج به خود آرایی داشتند و نه مصرف خاصی به مصرف‌کننده بزرگ لباس، لوازم آرایشی، وسایل نقلیه، فرآورده‌های نفتی، فست فود و لوازم آن، تحصیل و لوازم آن و... تبدیل شده‌اند. 

به نظر می‌رسد در ادامه تهاجم فکری و فرهنگی غرب با ادعاهای بشر دوستانه و بر گسل جنسیت‌گرایی فرهنگی حرکت تبلیغاتی غرب بر محور بالا رفتن وزنه چانه زنی و تأثیر‌گذاری در حکومت به مدد تشکل‌های جنسیت‌گرای زنانه، سهولت نفوذ در سازمان رأی به لحاظ روانشناسی خاص بانوان،از بین رفتن لبه تیز سیاست‌های استعماری در افکار عمومی، نمایش ثمرات سیاست‌های حامی زن در افکار عمومی، فرهنگی اجتماعی، تنظیم زاد و ولد اجتماعات بر اساس سیاست‌های کلان قدرت‌های بزرگ، پذیرش ارزش‌های فرهنگی و انتقال آن به نسل‌ها توسط مادران، کنترل اجتماعی مردان با برنامه‌های جنسی و...همچنان‌ متمرکز باشد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار