
از نظر شهيد «سيدمرتضي آويني» سينما انعكاسدهنده تفكر غربي است و در آن، تنها همان بنبستهاي روحي نشان داده ميشود كه تجلي و ظهور انسان زميني و جداشده از ملكوت است، البته اين سينما با جاذبهاي كه دارد، همه عناصر و ابزار خود را به خدمت ميگيرد تا دهكده جهاني غرب شكل گيرد اما اين دهكده كه اكنون از معنا تهي شده، در رمز و رازهاي هنر هفتم با پرچمداري هاليوود، موجب خودشيفتگي برخي از هنرمندان شرقي شده است، چنان كه براي دستيابي به قلههاي شهرت در پرده نقرهاي، هويت، مليت و انسانيت را نيز پشت سر خواهند گذاشت. تجربه نيز نشان داده است كه سينماي غرب با استيلاي فني و تبليغي، درصدد حذف ارزشهاي انساني و فطري در جوامع ديگر و جايگزيني منظومه فكري صهيونيستي است كه اين مهم با سياستگذاري در انتخاب، جذب و شهرت دادن به برخي از هنرمندان است و البته نمادهايي همچون عريانسازي، قهرمانپروري، مبارزه با سنتها و بينشهاي ديني و ترويج سكولاريسم از ترفندهاي رايج آن است.
مدتهاست كه جلوههاي ظاهري چنين رويكردي- كه به اندازه كافي در چارچوب بدحجابي و بيبند و باري عملي و نظري در سينما همه گير شده- جاي خودش را به رهاوردهاي محتوايي داده است و اين بار به جاي سر و تن عريان، در رويكردي جامع و هماهنگ از فارسيوان تا خصوصي و برف روي كاجها همه از يك مفهوم و فراگير شدنش در فرهنگ جهاني و به تبع آن فرهنگ ايراني ميگويند. خيانت!
گرچه به عقيده بسياري پرداختن به خيانت در حوزه فرهنگ و هنر كه به صورتي خائنانه يا جاهلانه در حال توسعه است امري نيست كه به مثابه يك مد در يكي دو روز ايجاد شده باشد.
رئيس حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي در اين باره اظهارنظر كرده است: در سالهاي اخير يكي از راهبردهاي دشمن براي شكست و بيتأثير كردن انقلاب اسلامي، تغيير سبك زندگي
ايراني-اسلامي است. اخلاق و نجابت، صداقت و وفاداري در زندگي زناشويي و رعايت خطوط قرمز از عناصر مهم زندگي و خانواده ايراني است.
مؤمني شريف بر ريشهدار بودن اين جريان پاي ميفشرد و ميافزايد: مدتي است در هنر و ادبيات جبههدگرانديشان شاهد هجوم به اين عناصر هستيم، نميتوان به راحتي پذيرفت كه اين همه تصادفي است، چطور ميشود يك ناشر حدود ۱۰۰ كتابش در مميزي ارشاد رد ميشود و از قضا تم اصلي عمده اين داستانها هم خيانت زن به مرد يا شوهر به همسرش كه او را محق انتقام ميكند است.
چند سال پيش بنده نسبت به رمانها و داستانهايي كه با تأكيد بر اينكه زنان سنتي ايراني زندگي مخفي و زيرزميني دارند، هشدار دادم اما اخيراً اين تفكر جرئت كرده در پرده سينما هم به نمايش درآيد. اين پديده آنقدر وسعت پيدا كرده كه ما نميتوانيم نسبت به آن بياعتنا باشيم و آن را از سر تصادف بدانيم.
حال كه با اعتراضات و توقف پخش فيلم خصوصي بايد منتظر تكرار اين قضيه يا فراموشي آن در امثال فيلمهايي مشابه باشيم، بد نيست فارغ از جلوههاي سينمايي و درگيري با نقد فني و داستاني و روايي موضوع خيانت در هنر وارداتي ايران به اصل اين قضيه در مسئله فرهنگ عمومي بپردازيم.
كدام خيانت؟
پيش از آنكه به صراحت درباره جلوههاي خيانت و نحوه مطرح كردن آن در جامعه از ديدگاه فرهنگي بپردازيم، بهتر است كه به روش سقراط حكيم پيش از هر بحثي در مورد خيانت بياييم و آن را در حوزه فهم و در اصطلاحي كه امروز بيش از هر زماني مورد بحث است، مورد تعريف قرار دهيم. به عبارت ديگر بگوييم وقتي درباره چيزي به نام خيانت سخن ميگوييم، مشخصاً منظورمان چيست؟
بر پايه قوانين كشورها، به عدم وفاداري مجرمانه اشخاص نسبت به منافع فردي يا گروهي و ميهني خود، خيانت و در ابعاد ميهني آن خيانت ملي گفته ميشود.
هر گاه كسي به پيماني كه بسته است وفادار نماند، به خيانت متهم است و از آن جمله در اصطلاح عامه بيشترين كاربرد كلمه خيانت، درباره مسائل عشقي و در وهله گسترده تر در مسائل زناشويي است.
با جستوجوي مفهوم خيانت در تارنماي GooGle خواهيم ديد كه علاوه بر سايتهاي عشقي پر شماري كه در آن چامهها و چكامههاي مبارزه با خيانت يا گلايه از خيانت درج شده و هزاران قطعه موسيقي پاپ و راك كه در كمال تعجب در ۱۰ ساله اخير جامعه را با اين دغدغه باطل و تا حدي دروغين روبهرو كرده است، تصاوير و طرحهايي نيز به چشم ميخورد كه سعي داشته در يك نما موضوع خيانت را نشان دهد.
عشقهاي مثلثي، ضربدري، مربعي، ذوزنقهاي و...
همه قبول دارند كه نقض پيمان امري مذموم و ناشايست است و اين نه در فرهنگ جهان، بلكه در فرهنگ ايران نيز ريشه عميق دارد. آنجا كه خواجه حافظ فرموده اند:
اگر رفيقي شفيقي درست پيمان باش.
در عين حال بايد به صراحت گفت آيا آنچه در اين فيلمها، كتابها و موسيقيها ظاهراً مورد انتقاد وارد شده اما در باطن مورد تبليغ و عادي و بوميسازي قرار ميگيرد، واقعاً خيانت است و اگر بتوانيم نام خيانت روي آن بنهيم، چقدر در كشور ما موضوعيت و عموميت دارد و اگر اين عموميت هم وجود دارد، عموميتش در آحاد مردم است يا در محيط ذهني آن نويسنده و كارگردان و تهيه كننده و آن موسيقيدان روشنفكرنما و ماليخوليايي زده؟
خيانت، يعني پشت كردن به هر پيماني ولي آيا ميتوان به هر رابطه بعد از تأهلي عنوان خيانت نهاد؟ ميتوان به امكان ازدواج مجدد به عنوان يكي از مسلمات قرآني شريعت يا ازدواج موقت كه يكي از مهمترين راهبردهاي كنترل اجتماعي در ساحت فقه و مباني خانوادگي شيعه و بلكه اسلام است، عنوان خيانت نهاد؟
باري روشنفكر نماها، فمنيستها و تشكلهاي دروغين حمايت از حقوق خانواده، دهههاست كه با هوچيگري و دستكاري احكام خدا در قوانين مدني با داعيه حمايت از خانواده، خانواده ايراني را به هزار و يك دليل كه بايد در جاي خود بحث و بررسي شود سست كردهاند، اما اساساً طرح اينكه فردي دست به ازدواج موقت يا مجدد ميزند به عنوان خائن، آيا معارضه آشكار با حكم و نص كتاب خدا نيست؟
در اين فضاي بسته گفتن اين جمله- حتي گفتن اين جمله- هم جرئت ميخواهد، زيرا عناصر معلوم الحال مذكور چنان بر طبل باورهاي باطل و بيپايه عمدتاً وارداتي خود درباره نظام حقوق بشر و حقوق خانواده- همان حقوقي كه در غرب خانوادهها را به راحتي از هم ميپاشد و خانواده را به سستترين نهاد اجتماعي تبديل كرده- ميكوبند كه به مرور نظر جامعه از كارهاي شرعاً مجاز بازگردد و چنانچه در عقيده روشنفكرنماها اين موضع جا افتاده است و حتي بعضاً عمل ميشود، جوامع به حرام بيشتر از حلال كشش پيدا كنند و به اصطلاح تحت همين آموزههاي ننگين (نگاه كنيد به تحليل شهيد مرتضي مطهري در كتاب آزادي جنسي) در جامعه وجود روسپيخانه امري واجب و لازم و مقبول باشد و ازدواج موقت و مجدد كه در صورت مديريت صحيح و برنامه درست اجتماعي، باعث تهي شدن جامعه از زنان بيسرپرست و آسيب پذير ميشود، بشود جنايت و خيانت نابخشودني!
امروزه متأسفانه محتواي بسياري از آثار هنري ژانر خيانت در موسيقي، فيلم، نمايش و رمان دقيقاً پرداختن به همين مسائل از دريچه دينستيزي و زير سؤال بردن مسائل اسلامي از اين دست است و حتي بسياري از هنرمندان متعهد را نيز در اين زمينهها به همنوايي با دشمنان دين ما كشانده است.
نكته مهمي كه بايد به آن اشاره كرد، اين است كه خيانت امري مذموم است. حتي اسلام براي آنچه به عنوان خيانت شناخته ميشود، مجازات سنگيني با عنوان سنگسار تعيين نموده است.
همچنين دروغ و پنهان كاري امري مذموم است و جامعه ما از عدم شفافيت خود ضربههاي بسياري خورده است، چنانكه در اين زمينه پيامبر اكرم(ص) ميفرمايد: اگر كسي پنهاني ازدواج كرد و بر آن شهودي نگرفت، اگر مورد تهمت واقع شد نبايد كسي جز خودش را ملامت كند، اما با اين حال نبايد فراموش كرد به استثناي برخي آثار مهمترين اثري كه اين خيانت نگاريها در فرهنگ جامعه ميگذارد، برابر شدن دو مفهوم متفاوت ازدواج مجدد و موقت شرعي با عنوان خيانت به عنوان يك گناه است كه مسلماً دروغ بستن به خداي بزرگ است و گناهي نابخشودني! به همين دليل به نظر ميرسد شفافسازي شجاعانه درباره موضوع خيانت، قبل از اينكه بخواهيم مصداقي را براي آن پيدا كنيم بسيار پر اهميت است.
هنر و از بين بردن قبح گناه !
در جامعه همواره گناهان بزرگ و كوچكي انجام ميشود كه همه افراد درباره امر به معروف و نهي از منكر درباره آن مسئوليت دارند. بيشك يكي از مهمترين راههاي نهي از منكر استفاده از هنر و رسانه در عصر حاضر است، اما همواره اين سؤال وجود داشته كه شرط امر به معروف عمومي چيست؟
آيا ميتوان به بهانه نهي از يك بدي اولاً آن بدي را آموزش داد و ثانيا انجام آن را عادي جلوه داد؟اين فاصله واقعي فعاليتهاي ارشادي با مقوله بسيار زشت اشاعه فحشاست و اين امري است كه در زمينه آن اكثريت قريب به اتفاق هنرمندان آموزش خاص و لازم را نديدهاند.
براي فهم اين موضوع توجه به يك حكم شرعي راهگشاست. به عنوان مثال اگر به جاي چهار نفر شاهد، سه نفر به فساد شرابخواري يك فرد در ملأعام شهادت دهند، قانونگذار به جاي مجازات شرابخوار آن سه نفر را تنبيه و مجازات ميكند و اين يعني وقتي جرمي به آن اندازهاي كه بايد عمومي نشده، عمومي كردن آن بيش از ارتكاب آن جرم مجرمانه است.
در سالهاي اخير متأسفانه هنرمندان كپي كار ايران همچنان در قالب پرداختن به معضلات اجتماعي دانشگاه خلافكاري راه انداختهاند و با برجسته كردن دغدغههاي جامعه روشنفكر نماها و بورژوازي و توهمات خودشان جامعه را درگير دغدغههاي غيرواقعي كردند.
واقعيت اين است كه جامعه ما به رغم همه مشكلاتش همچنان يك جامعه اخلاقي و مشخصاً غيور است و مسائلي كه در اين سالها از هاليوود به فيلمها، داستانها و حتي سريالهاي ما راه يافته بيشتر مشكلات شخصي آنهايي است كه از آن مدام دم ميزند تا مشكلات جامعه!
جرم بزرگ نااميد كردن جامعه
يكي ديگر از ابعاد فرهنگي تأسفبار خيانتنگاري در عرصه هنر فارغ از همه ابعاد اجتماعي و روانياش نا اميد كردن و بد بين كردن جامعه نسبت به هم است.
چه كسي است كه واقعاً منكر آن باشد كه تلخكاميهاي سلاطين توهم و ناراحتي در چند ساله اخير با هنر، رسانه و حتي روابط بين فردي چنان كرده كه همه روزه نگرانيهايي براي نااميدتر شدن جامعه، بدبين شدن افراد نسبت به هم و... پررنگتر ميشود.
جامعه طبيعتاً همواره با مشكلات خاص خود درگير است و از آن دلگير ميشود. چه اينكه هنر بخواهد بر بار اين تلخكاميها بيفزايد يا مد خاصي بخواهد با ژستهاي روشنفكرانه جامعه را ملتهب تأملات ذهني نمايد. آيا اين درست است و ميتوان اين را توصيه كرد؟
كدام خيانت ميكنند؟ با اين همه شايد بهتر از هر زماني بتوان قضاوت كرد كه چه كسي به جامعهاش خيانت بيشتري كرده و بايد افشا شود؟ فلان مدير متوسط اقتصادي يا حتي سياسي كه در پستوي تمولش خلوتي به خطا يا درست براي خودش مهيا كرده يا آن كسي كه با افشا كردن آن خلوت، خيلي از خلوتهاي باصفا و درست مردان و زنان جامعه را دچار لغزش و ترديد ميكند؟
خيانت مخصوص عمل فردي است كه به يكي از تمنيات غريزي خود درست پاسخ نميدهد يا آنكه با بد مطرح كردن اين خطاي فرضي (كه شايد محصول ذهن عنود صاحب اثر باشد نه واقعيت خارجي) آحادي از جامعه بيخبر از مباني را با برخي از هزارتوي شرايع و ايمان به آن دشمن ميكند؟
درباره اين چيزها بيشتر بايد فكر كرد. واقعاً همه چيز هنر به روز داشتن كپي كردن «پيشنهاد بيشرمانه» در مملكت ليلي و مجنون و فرهاد و شيرين نيست.