
اين روزها در هر محفل و مكان عمومي و خصوص كه حاضر ميشوي، برخلاف القائات رسانههاي استكباري كه تلاش دارند حضور مردم در جشنواره مردمسالاري را كمرنگ جلوه دهند، صحبت از انتخابات است و تركيب گرايشهاي سياسي. مردم بدون توجه به تهديدات دشمن عزم خود را جزم كردهاند تا بار ديگر جلوهاي ديگر از مردمسالاري ديني را كه به تعبير رهبر معظم انقلاب مصونيت بخش نظام است به بهترين شكل ممكن مقابل ديدگان جهانيان به نمايش بگذارند. چنانكه بر اساس يك نظرسنجي كه از سوي يكي از نهادهاي انقلابي در ۳۲ استان كشور به عمل آمده است، بيش از ۵۰ درصد مردم از هم اكنون آمادگي خود را براي حضور در انتخابات اعلام كردهاند كه انتظار ميرود با رسمي شدن تبليغات انتخاباتي اين رقم فراتر نيز برود.
اما آنچه در اين نوشتار حائز اهميت است، اينكه برخي نامزدهاي انتخابات، چه آنها كه بخت خود را براي نخستين بار ميآزمايند و چه آنها كه سابقه نمايندگي دارند، از دايره اخلاق انتخاباتي خارج شده و براي جلب آرا، به شيوه هايي متوسل ميشوند كه رفتار آنها هرگز در تراز نمايندگي ملت فهيم و آگاه مردم نيست. بديهي است اينگونه رفتارهاي سبك هرگز از ديد ملت بصير ايران دور نميماند و آنها تلاش خواهند كرد حق قانوني و تكليف شرعي خود را پاي صندوقهاي رأي در ۱۲ اسفند به بهترين شكل ممكن با انتخاب نامزدهاي اصلح ادا نمايند. با اين توصيف برخي وعده و وعيدهاي انتخاباتي نه تنها كمترين سنخيتي با وظيفه نمايندگي ندارد، بلكه نافي مسئوليتهاي او نيز خواهد بود.
قانونگذار نميتواند پل بسازد!
كانديدايي وعده ساخت ورزشگاه ميدهد؛ كانديدايي ديگر از ساخت پل و جاده و سد ميگويد؛ آن ديگري حرف از ارزاني مسكن ميزند و يكي ديگر. . . و اين طور ميشود كه گلستان رنگارنگي از وعدههاي انتخاباتي (خودمانياش همان وعدههاي سرخرمن است) پيش روي مردم شكل ميگيرد. دليل دروغ و سرخرمن بودن اين وعدهها هم خيلي ساده است؛ نماينده مجلس قدرت كار اجرايي ندارد، بلكه محدوده مسئوليتها و كار او در حيطه قانونگذاري است. ساده ترش ميشود اينكه برخي كانديداهاي محترم دقيقاً وعدههايي را ميدهند كه انجامش اصلاً در حيطه مسئوليتهاي آنان نيست! شايد لازم است وظايف نمايندگي را يك بار ديگر با هم مرور كنيم. وضع قوانين مختلف، شرح و تفسير قوانين، تحقيق و تفحص از همه امور كشور، تصويب عهدنامه، دادن رأي اعتماد به هيئت دولت و مسئوليتهايي از اين دست، جزء وظايف نمايندگان مجلس است. اين وظايف را هر قدر بالا و پايين هم بكنيد، انجام اين وعدههاي عمراني از ميانش درنميآيد، يعني ساده سادهاش آنكه قانونگذار بايد قانون بگذارد؛ نميتواند پل، جاده، استاديوم و سد بسازد!
بيشتر اين وعدهها هم همان كاركرد رأي آوري و جلب اعتماد مردمي دارد؛ چه آنكه همان طور كه گفتيم اصلاً در حيطه اختياراتشان نيست كه بخواهند عملي بكنند يا نكنند! اما اين ميان برخي نامزدهاي حالا نماينده شده هم، از عملي نشدن وعدههايشان معذب ميشوند؛ يك مدل عذاب وجدان كه شايد حتي ربط زيادي به نيم نگاهي داشته باشد كه دوستان به دور بعدي انتخابات دارند و فكر ميكنند هرطور شده بايد وعده داده شده عملي شود تا دور بعدي هم. . .
نتيجه ميشود آنكه براي عملي شدن وعدهاي كه اجرايي شدنش اصلاً در حيطه اختياراتشان نبوده است، مجبور ميشوند دست به لابيها بزنند كه در شأن نماينده مردم نيست؛ علاوه بر آن آنها را وامدار كساني ميكند كه خود بايد ناظر بر چگونگي انجام وظايفشان باشند؛ اتفاقي كه نميتواند در حسن انجام وظيفه يك نماينده مجلس بيتأثير باشد. نمايندهاي كه براي عملي كردن وعدهاش مجبور شود به فلان مسئول اجرايي باج بدهد، كجا ميتواند ناظر خوبي بر عملكرد آن مسئول اجرايي باشد؟ با كوچكترين ايرادي كه بگيرد، بايد قيد آبروي خودش را هم بزند.
اخلاق انتخاباتي را فراموش نكنيد
دور شدن از اخلاق انتخاباتي و بالابردن نابجاي توقع مردم هم از ديگر ايرادات چنين وعدههاي سرخرمني است. اولين چيزي كه با شنيدن اين وعده به ذهن متبادر ميشود اين است كه اين نامزد گرامي لابد با خودش گفته است مردم كه اطلاع دقيقي ندارند، متوجه نميشوند كه دروغ ميگوييم! اين دروغ گفتن علني البته اصل التزام عملي نامزدها به اسلام را هم زير سؤال ميبرد، چه رسد به اخلاق انتخاباتي كه همه آنها زير بار چنين وعدههايي له خواهد شد! ضمن اينكه دادن وعدههاي عمل نشدني، توقع مردم را هم بالا ميبرد و توقع بالا وقتي جواب نگيرد، به نارضايتي ميانجامد.
از سويي ديگر، مردمي كه بياطلاع دقيق از وظايف نمايندگي مجلس، براي كمي رفاهي بيشتر به اين وعدهها اعتماد كرده و بر مبناي آن رأي ميدهند، وقتي با عملي نشدن وعده مواجه ميشوند، اعتمادشان نسبت به مسئولان كم ميشود و اين كم شدن اعتماد شايد برسد به جايي كه كم كم قيد شركت در انتخابات را بزنند. اين اتفاق خصوصاً در شهرهاي كوچك و روستاها كه ميزان اطلاعات سياسي اندك تر است، بيشتر احتمال وقوع دارد.
اين ميان البته رسانهها و نيز كانديداهاي صادق تر! هم لازم است مردم را به صورت دقيق با وظايف و اختيارات نمايندگان شان آشنا كنند تا اين وعدههاي سرخرمن نه تنها مورد اعتماد قرار نگيرد، بلكه خود راهي براي شناخت صادق و كذاب باشد.