درشرايطي كه قيمتهاي نفت توسط كشورهاي غربي تعيين ميشود و كشورهاي توليد كننده كمترين نقش را درتعيين قيمت نفت دارند، تنگه هرمزعاملي اثرگذاربراي تغييراين نرخ است. اهميت نفت و اين تنگه استراتژيك زماني بيشترمي شودكه بدانيم درسال۱۳۳۳تنها به علت ملي اعلام شدن صنعت نفت ايران كشورهاي استعماري جهان به خصوص انگلستان طي قطعنامه اي وبااين ادعا كه امنيت جهاني درخطرقرارگرفته است، ايران رادرشوراي امنيت محكوم كردندوهميشه تندترين واكنشها رابه كوچكترين تحركات درمسير تأمين انرژي بروزدادهاند و جالبتر اينكه درقيمتگذاريهاي نفت ودربسياري از مقاطع يك بشكه نفت گاه يك پنجم يك بشكه نوشابه قيمت داشته است!ونسبت به تغييرات قيمت نفت بيشترين حساسيت را داشتهاند. نفت بسیاری ازكشورهاي جهان ازاين تنگه تأمين ميشود و هميشه براي جلوگيري از تسلط ايران براين تنگه و شاهرگ حياتي جهاني اجماع كلي وجوددارد و به همين علت حفاظت از اين موقعيت استراتژيك همتی مضاعف با غیرتی ایرانی میطلبد و يك انسجام ملي همانند دوران دفاع مقدس براي حفظ اقتدارايران لازم و ضروري است چرا که درحقيقت جنگ نفت فقط جنگ براي نفت نبوده بلكه تبديل كردن نفت به سلاح هدف اشغالگران بود كه با غفلت چين و روسيه وحتي دربرخي مقاطع متأسفانه كمك به اشغالگران آنهارادرپي ريزي استعمارنوين كمك شاياني كردند.
امريكا از حمله به عراق نزديك به ۱۸ هدف راهبردي و استراتژيك داشت كه تنها يكي از آنها مقابله با رشد فزاينده وسرسام آوراقتصادي چين بود! امريكاييها كه از پايين آوردن هزينههاي توليدخودوكاهش بهاي تمام شده توليدات خودعاجزشده بودند، با حمله به عراق و رسيدن به منابع غني نفتي عراق، سعي دربه دست گرفتن نبض بازارنفت داشتند تا بتوانند از طريق افزايش سرسامآور قيمت نفت، هزينههاي توليد را در چين به بالاترين حدممكن برساند، چون دراين صورت امريكاييها با در اختيارداشتن نهادههاي توليدكمترين خسارت را متحمل ميشدند ولي چين كه مجبور به واردات اين نهادههاي توليد بود بايد به ناچار قيمت توليدات خود را بالا ببرد.
چينيها در مقاطعي نادانسته از سياستهاي استكباري غربيها در مورد ايران حمايت كردند و از اين واقعيت كه محورشرارت خواندن ايران از سوي آنها به خاطر حفاظت ناخواسته ايران از منافع چين و روسيه بوده است و تنها مانع اجراي برنامههاي امپرياليستي دراقتصاد جهان، كشورمستقل و مقتدر ايران بوده است. چين و روسيه پس ازمشاركت در چند قطعنامه ضدايراني متوجه نقشههاي شوم اعضاي دائم شوراي امنيت براي خالي كردن اطراف اين كشورها از دوستان وشركاي راهبردي تجاري شان شدند و مخالفتهاي خود را آشكارا بيان كردند.
طرح تحريم خريدنفت ايران از دو بعدجهاني وداخلي قابل تأمل است: از بعد جهاني همان نقشه گام به گام استعمار نوين براي اقتصادهاي نوظهور و جهشدار جهان مانند چين، برزيل، تركيه، كرهجنوبي و. . . است تا ترمز آنها به اين وسيله كشيده شود، چون كشوري كه داراي منابع عظيم نفت وگازاست وازطرف ديگركشورديگري مانند عراق رابه تصرف درآورده است، اگرقيمت نفت بشكهاي ۵۰۰ دلارهم شود تأثير كمتري نسبت به واردكننده اين محصول متحمل ميشود. از طرف ديگر باعث تضعيف جايگاه بينالمللي روسيه با تضعيف شركاي راهبردي اين كشور شده و قطعاً باعث ضعف دربلوك روسيه و چين درجهان ميشود. ازسوي ديگر با افزايش قيمت نفت كه پيامد تحريم نفت ايران است، متحدان كشورهاي غربي مانند عربستان، كويت و قطر سود سرشاري را به دست آورده و طبيعتاً اين سودها در كشورهاي غربي سرمايهگذاري خواهدشد.
اما تأثير تحريم نفتي ايران چند پيامد مثبت و منفي داخلي هم دارد. ابتدا اين اقدام حتي اگر عملي هم نشود قطعاً مسئولان ما را بر آن خواهد داشت كه از اتكاي نزديك به ۸۰درصد به درآمدهاي نفتي و فرآوردههای آن بكاهند و هميشه اين نكته را مدنظر قرار دهند كه ممكن است اقتصاد تكمحصولي به شاهرگ حياتي براي فشارهاي سياسي تبديل شود.
اتكا به درآمدهاي نفتي باعث غفلت ازمقولههاي مهمي مانند مديريت، بهرهوري، توليد و شاخصهاي كلان اقتصادي در سالهاي گذشته شده است و كمترين بهارابه اين مقولات مهم دادهاند، چون بسياري از ضعفهاي مهم دولتهاي گذشته بادرآمد نفت پاك شده است ولي اكنون چه بخواهيم و چه نخواهيم همانند جنگ صلاح الدين ايوبي سردار سپاه اسلام درجنگ با اسپانيا، براي پيروزي راهي به جز شكستن كشتيهاي خود نداريم. پيام ديگر تحريم نفتي نشان ازتلاش كشورهاي همسايهاي دارد كه با ما منابع مشترك نفتي و گازي دارند و با تحريم ايران آنها بهرهبرداري و استخراج بيشتري نسبت به ايران از اين منابع مشترك خواهند داشت. دراين ميان هم برداشت ايران كاهش مييابد و هم براي ثبات قيمت نفت فروش خود را افزايش ميدهند و احيانا از افزايش قيمت بيشترين بهره را خواهند برد و در اين ميان قطر تلاش بيشتري را صرف خواهدكرد. بحث مهم ديگرتنگنايي است كه به واسطه هدفمندي يارانهها گريبانگير دولت شده است و دولت ماهانه موظف به پرداخت يارانه نقدي است وكاهش درآمدهاي دولت باعث ناتواني دراين پرداختها و در نتيجه نارضايتي گسترده ميشود و چنانچه اين وجوه از طريق چاپ اسكناس تأمين گردد هم باعث سقوط بيش ازپيش ارزش ريال خواهد گرديد و هم باعث افزايش تورم.
درنتيجه ميتوان گفت اين يك توطئه طراحي شده است كه باتوجه به تبعات گسترده آن نيازمند برخورد هوشمندانه و بسيار محتاطانه هستيم تابتوانيم فرصتي براي اصلاح برخي از شاهرگهاي حياتي داشته باشيم تافرصتي مغتنم ازاين نقاط براي دشمن فراهم نشود.
* مدرس دانشگاه