
این گروه به حدی برای تحریم نفت تشویق شدهاند که خاموش کردن آنها کار راحتی نیست، با وجود آنکه خود پیبردهاند تلاشها یشان محکوم به شکست است. آنها ناساز مینوازند در حالی که به خوبی میدانند سلامهای «نفتی»شان به عربها برای دور زدن ایران بی نتیجه است. میوههایی که برای این کار از سوی امريكا آماده شده، نخورده تلخ است اما به هر صورت رفاقت دیرین امريكا و قاره سبز اتحادیه اروپا را به این سمت برد که از ایران، موقتاً نفتی خرید نشود، اگر حیات این حلقه یورویی به خطر نیفتد !
این تصمیم در شرایطی به خروجی آخرین جلسه اتحادیه اروپا تبدیل شد که بسیاری از صاحبنظران حوزه انرژی براین باورند كه این اقدام غرب یک نوع خود زنی است و دست آخر باید کلاهشان را برای نفت ایران از سر بیرون کنند. خوراک بیش از ۵۰ پالایشگاه بزرگ جهان از سوی ایران تأمين میشود؛ پالایشگاههایی که با نفت خام ایران عجین شدهاند، با کیفیت نفت ایرانی پالایشگر شدهاند و نمیتوانند نفت دیگری را به فرآورده تبدیل کنند. غرب به خوبی میداند که اگر عربستان بتواند کسری نفت ایران در اروپا را جبران کند باز هم نمیتواند از نظر کیفیت به پای نفت ایران برسد زیرا نفت سعودیها سنگین بوده و منطبق بر الگوی پالایشی کشورهای غربی نیست. گرچه این کشورها میتوانند با تغییر الگوی پالایشی خود از نفت عربستان استفاده کنند اما با توجه به عدم صرفه اقتصادی، ضرر تنها چیزی است که در ترازنامههای مالی این پالایشگاهها به ثبت خواهد رسید، به همین دلیل است که دو غول نفتی جهان(توتال و انی ایتالیا) در نامههایی به مقامات اتحادیه اروپا و ایران از این بابت به شدت ابراز نگرانی کردهاند، آنها به خوبی میدانند تفریق ایران از نفت اروپا چه عواقب خطرناکی برایشان دارد. سازمان بینالمللی انرژی هم اعلام کرد آثار منفی تحریم نفت ایران بر عرضه جهانی انرژی از نیمه دوم ۲۰۱۲ کاملاً محسوس خواهد بود. تحلیلهای صورت گرفته در این باره نشان میدهد که تحریم نفت ایران به شدت روی بهای نفت تأثیر خواهد گذاشت و چون این افزایش، بیشتر نشأت گرفته از عامل روانی است تا ماهها اقتصاد جهان را با مشکل روبه رو میکند. کنار آمدن با این مشکل شاید درسالهای نه چندان دور از سوی غربیها قابل تحمل بود اما با توجه به اقتصادهای رو به زوال اروپا و امريكا هشدار جدی باشد برای آخرین تصمیم نا پختهشان.
شکست امريكا شاید بسیاری از تحلیلگران غربی بر این باورند که با تحریم نفت ایران، کشورمان بازنده اصلی این دوئل نفتی خواهد بود اما نگاهی گذرا به سیاستهای امريكا نشان میدهد، یانکیها بازنده این دوئل خواهند بود و بس. بر اساس دکترین انرژی امريكا که توسط دیگ چنی رئیس سابق هيئت مدیره شرکتهالی برتون نوشته شده است، منابع نفت امريكا باید زیر زمین مانده و اجازه استخراج به تولید کنندگان خصوصی داده نشود. به دلیل خصوصی بودن تولید نفت در ایالات امريكا، قانون تأکید کرده است اگر بهای نفت منطقی و متعادل باشد تولیدکنندگان نمیتوانند نفت را برداشت کنند هرچند هزینه تولید نفت در این کشور بسیار بالاست و تولید کنندگان تنها در دورانی میتوانند نفت برداشت کنند که قیمتها افزایش داشته باشند. بر مبنای قانون اساسی امريكا، دولت مرکزی در این مواقع باید مازاد نفت مورد نیاز خود را از تولیدکنندگان داخلی تأمين کند نه کشورهای دیگر. به بیان دیگر با افزایش قیمت نفت، امريكا باید بهای بیشتری را برای رفع نیازهای خود بپردازد و هم دکترین انرژی خود را در خطر میبیند.
به عقیده همه کارشناسان جهان بهای نفت به شدت افزایش خواهد یافت به ویژه آنکه اگر رفت و آمد نفتکشها در تنگه هرمز دچار محدودیت شود، در این شرایط به طور قطع امريكا با بحران بزرگی مواجه خواهد شد و همه راهها را بسته خواهد یافت.
دور زدن
امريكا و غرب براین باورند که با تحریم خرید نفت ایران، ضربه ای مهلک به اقتصاد کشور وارد میکنند، در حالی که این سومین تحریم نفتی ایران در طول ۳۳ سال گذشته بوده که با شکست همراه بوده است. تجربه نشان داده است کشورهای نوظهور اقتصادی و تشنه انرژی در اینگونه مواقع نفت را با صدای رسا فریاد میزنند و به خرید نفت روی میآورند. شرق آسیا به طور عجیبی تشنه نفت است آن هم نفت با کیفیت که در خاورمیانه ایران در راس همه کشورهاست. پایگاههای خبری به خوبی این حقیقت را درک کردهاند و ايمان آوردهاند که هند نیز به چین پیوسته و ترجیح داده در تحریمهای امريكا و اروپا علیه مبادلات مالی و نفت ایران شرکت نکند. ترکیه نیز هفته گذشته علناً اعلام کرد از هیچ یک از تحریمهای اعمال شده علیه برنامه هسته ای ایران حمایت نمیکند، مگر اینکه این تحریمها از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد اعمال شود. طبق گزارش منابع اطلاعاتی، تهران یک مکانیسم مالی جایگزینی را در معاملات خود با چین و روسیه به وجود آورده تا هزینه نفت خود را به پولی غیر از دلار امريكا دریافت کند. پکن و مسکو، هر دو کاربرد چنین مکانیسمی را فوق سری نگه داشته اند.
بلومبرگ اعلام کرد چین حداقل دو فروند نفتکش بزرگ برای انتقال ۲ میلیون بشکه نفت از جزیره خارک ایران اجاره کرده است.
وزیر نفت هند هم یک روز پس از تحریم نفت ایران توسط اروپا با تاکید بر عدم پیروی از تحریمهای یک جانبه علیه ایران گفت، کشورش میخواهد تا آنجایی که میتواند از ایران نفت وارد کند.
بنابراین گزارش به ترتیب سریلانکا ۱۰۰ درصد، ترکیه ۵۱ درصد،آفریقای جنوبی ۲۵ درصد، یونان ۱۴ درصد،ایتالیا و اسپانیا ۱۳ درصد، هند و چین ۱۱ درصد،ژاپن و کره نیز هر کدام ۱۰ درصد از نفت موردنیاز خود را از ایران وارد میکنند.
واردات نفتي اروپا از ايران تنها حدود ۲۰ درصد از درآمد صادراتي نفت ايران را شکل ميدهد، ولي وابستگي خود اروپاييها به نفت ايران بهقدري هست که قطع اين جريان ميتواند مصرفکنندگان مغرور اروپايي را با مشکلات جدي مواجه کند، به ويژه کشورهايي مانند يونان، اسپانيا و ايتاليا که تاكنون بخش قابل توجهي از نفتخام خود را از تأمينکنندهاي به اسم ايران دريافت ميکردهاند.