تا چند سال گذشته حتي منتقدان دولتها نيزجهت انتقاد بر آمار ارائه شده از سوي نهادهاي دولتي استناد ميكردند زيرا شك و شبههاي نداشتند كه آمارارائه داده شده از سوي نهادهاي دولتي و همچنين مركز آمار منطبق بر واقعيت است اما مدتي است كه ديگر آمارهاي ارائه شده از سوي دستگاهها رنگ و بوي خود را باخته وفاصله ای ولو کوچک با واقعیتهای عینی وملموس جامعه دارد.
دراين بين مدتي است كه كارشناساني مستقل از دولت به گمانه زني دررابطه با آمارهاي اقتصادي ميپردازند كه اغلب منتقدان درانتقاد به عملكرد بخشهاي دولتي نيز از همين آمارها بهره ميگيرند.
دراين ميان با علم به اين موضوع كه لازمه يك برنامه ريزي صحيح و بدون نقص دستيابي به آماري دقيق و خالي از هرگونه اشكال است يك سؤال باقي ميماند و آن هم اين است كه براي برنامهريزي بايد به كدام آمارها استناد كرد، آيا بايد بهرهگيري از آمارهاي رسمي و دور از واقعيت را دردستور كار قرار داد يا اينكه به آمار كارشناسان استناد كرد. تفاوت اين دو نگاه نيز به يك آمار جديد ميرسد.
دولت به جهت آنكه علاقه مند است عملكرد خودرا مثبت جلوه دهد، سعي دارد نگاهي خوشبينانه به آمارها داشته باشدكه اين رفتار جنبه تبليغي به آمارها بخشيده است و از سوي ديگر نيز برخي منتقدان مغرض ميكوشند تا با ارائه آمارهاي دروغين عملكرد دولت را تا جايي كه امكان دارد منفي جلوه دهند. درهمين راستا درگيري برسر آمارهاي اقتصادي چون نرخ رشد وتوسعه اقتصادي، ميزان يارانه پرداختي به توليد از نمونههاي بارزاين درگيريهاست كه هرروز دررسانههاي مختلف شاهد آن هستيم، به نحوی که درزمان رويارويي مسئولان دولتي با منتقدان نيز هيچ يك از اين دو از موضوع خودكوتاه نميآيد ودست آخر ادعاي آماري طرف مقابل را نميپذيرد.
درپايان احساس ميشود كه هرچه زودتر بايد سازماني مستقل بدون هيچ گونه طرفداري و خصومتي اقدام به بررسي صحت و سقم آمار بپردازد و از اين رهگذر آمارصحيحي را جهت برنامهريزي استخراج كند تا از تبدیل آرزوها و خصومتها به آمار پرهیز شود و برنامهریزی اقتصاد بر اساس آن استوار شود. وگرنه تازماني كه مسئولان به اين رویه ادامه دهند، اعتماد مردم روز به روزبه این آمارها کمتر شده و يك سؤال بي پاسخ باقي ميماند و آن هم اين است كه كه در اين هياهيو حقيقت آمارها چيست؟