
واقعاً عجب هنری دارد این رئيس کل بانک مرکزی برای ایجاد اشتغال، البته از نوع کاذبش! اکنون افرادی که با حقوق ماهانهای نزدیک به حداقل حقوق کارگران در رؤیای درآمد روزانه صدها هزار تومانی برای یکشب به صفوف شبانه شعب منتخب میایستند وگاهی هم در قرعه کشی شرکت میکنند، سکههای بانکی با قیمت بانک مرکزی که روزانه بر خلاف قیمت جهانی رو به تزاید است، مانند سکههای گلد کوئیستی افراد را ترغیب به کرایه دادن کارت ملی و پرزنت کردن شغل کاذبشان کرده است. این چه تدبیری بود که رئيس کل بانک مرکزی در انداخت؟
لابد به تعداد تمام سکهها نیز که هر کدام بیش از ۱۰ ساعت در روز علافی کشیده اند ]برای محاسبه شغل براساس تعاریف دولت کار کردن دوساعت در هفته شاغل به حساب میآید[ و هیچ تأثیری بر روند توسعه کشور ندارد، آمارهای ایجاد اشتغال را بالا میبرد؟ غافل از اینکه بانک مرکزی با این تدابیر باهر استدلالی (که جذاب ترین آن کنترل تورم است)، چه ضربهای به اشتغال وارد میکند.
از یک سو عرضه سکه و چندی پیش ارزمانند گولدکوئیست و فرد اخلالگر (در سیستم بانکی با آن تخلف بزرگش) فرهنگ کار را هدف قرار میدهد وحقوق حداقل تعیین شده کارگران را به سخره میکشد واز سوی دیگر با خروج سرمایه از سایر بازارهای مالی در چنین شرایطی سودا گری در طلا و ارزرا بر ورود به بورس وتولید ارجح میکند. آنچنان که برخی شرکتهای سرمایه گذاری وامانده از شرایط ایجاد شده به جای تحلیل بازارهاو جذابیتهای بخشهای مختلف اقتصادی در بورس به دنبال تحلیل سیاست داخلی و بین المللی و عملکرد گیجکننده بانک مرکزی میروند.
برخی کارشناسان معتقدند با ادامه چنین سیاستهایی در شرایط بینالمللی و اعمال تحریمهای غیر منطقی زیربناهای توسعهای در بخش تولید و صنعت در سال آینده با ضربههای سختی مواجه خواهد شد.
یک کارشناس اقتصادی در اینباره با اشاره به تبعات فرهنگی و اقتصادی این اقدامات بانک مرکزی به خصوص در حوزه عرضه سکه میگوید : بانک مرکزی در سال جاری با عملیاتها،سیاستها و وعدههای تعجب برانگیزی که از خود ارائه داده در کنار تخلف بزرگ بانکی، کارنامه خوبی در سال جاری از خود به جا نمی گذارد زیرا از ابتدای سال با تعیین دستوری نرخ سود، سه نرخی کردن نرخ ارزکه هر روز خود بانک مرکزی قیمت آنها را با بالاارز مسافرتی تحت تأثیر قرار میدهد و بالاخره سوداگری در بازار سکه، بازار مالی را دچار گرفتاریهایی کرده که تبعات آن را در سال آینده خواهد دید.
این کارشناس با اشاره به اینکه سیاستهای بانک مرکزی بیشتر کوتاه مدت بوده و به نام تولید وبه نوعی ضربه به تولید است، می افزاید: جمعآوری نقدینگی با این شیوهها که برخی دلیل دیگری چون تأمين بودجه هدفمند کردن یارانهها را شایعه کردهاند، شیوه مناسبی نیست و بیشتر به جای اینکه کنترل تورم به شمار آید، شبیه تلنبار آب پشت یک آب بند غیر استاندارد است که نمود خود را در آینده نشان خواهد داد.
وی میافزاید:اگر چه حجم نقدینگی۳۵۰ هزار میلیارد تومانی با این عملیاتها قابل جمع نیست اما میتواند همچون سنگ اندازی در درون دریاچهای از مشکلات خود ساخته سیستم مالی کشور حلقهها و امواجی را ایجاد کند که پیامد آن هرچه باشد به نفع تولید یا کنترل تورم نیست.
وی با اشاره به موضوع جنجال سکههای بانک مرکزی میگوید: ادامه این روند چه سکه در سال آینده ارزان شود یا بالا برود به ضرر تولید است زیرا با کاهش قیمت سکه نقدینگی با دریافت این علامت و وضعیت پیش بینی قیمت طلادر عرصه بینالمللی قطعاً با احتیاط بیشتری وارد بازار میشود و گردش مالی را در جامعه کُند میکند و به رکود تورمی دامن خواهد زد وچنانچه سکههای خریداری شده گرانتر شود و در سطحی بایستد، روند تورم با شتاب بیشتری رخ داده و مستعد برهم زدن بازار جدیدی خواهد شد، ضمن آنکه اگر قرار بود بانک مرکزی نقدینگی جمعآوری شده از پول ارزو سکه را به سوی تولید در سال آینده هدایت کند، در سال جاری با این نرخهای سود کارنامه خوبی به ثبت میرساند. به خصوص آنکه حجم نقدینگی با یارانههای نقدی ماهانه رو به تزاید است.
به هر حال باید بانک مرکزی توضیح دهد که چرا از ابتدای سال تاکنون چنین تصمیماتی را اتخاذ کرده به خصوص آنکه بازار نسبتاً آرام سکه را با وعده کاهش ۸۰هزار تومانی و به طور ناگهانی دچار چنین شوکی کرده است؟ یا همزمان با چنین تصمیمی بازار فروش آتی سکه را قمار بداند؟ یا چرا برعرضه قطره چکانی وآن هم فقط توسط بانک ملی مصر است؟ آیا این حاصل جمع تصمیمات امسال بانک مرکزی با چنین تدابیری مثبت خواهد بود؟ این پاسخی است که شاید حداکثر تا پایان خرداد سال آینده مشخص خواهد شد.