يكي از عادتهايي كه لازم است از هنجارهاي محاوره ما ايرانيها خط بخورد، تملق و اغراق در تعريف و تمجيد است. وقتي از چيزي خوشمان ميآيد چنان در تعريف و تملق اغراق ميكنيم كه گويا بهتر ازآن روي زمين وجود ندارد. اتفاقاً هنگام انتقاد نيز همين گونه هستيم. خداي ناكرده وقتي از چيزي بدمان بيايد طوري بدگويي ميكنيم كه نماد تمام زشتيها و بديهاي عالم ميشود. بار مفهومي كه اين تعريف و تمجيدها دارد گاهي مانند ترازو عمل كرده يعني كفهاي را بالا و در عين حال كفه ديگر را به پايين ميآورد. نمونه اخير اين نوع را ميتوان در اظهار نظر يكي از منتقدان سينما ديد كه فيلم بدرود بغداد را «سنگ بناي سينماي نوين ايران» دانسته و پيشرفت سينماي جديد ما را مرهون چنين تجربههاي دانسته است.
بدرود بغداد شايد به لحاظ ساختار سينمايي تجربه جديد و خوبي براي كارگرداني كه فيلم اولش را ساخته، داشته باشد ولي در كليت سينماي ايران فيلم چندان مهمي نيست و ميتوان با اغماض آن را جزو يكي از ساختههاي قابل اعتناي اين چند سال اخير سينماي ايران دانست كه در اكران محدودي كه در سال ۸۸ داشت نتوانست مخاطبي را به سالن سينما بكشاند و براي اينكه فيلم بهتر ديده شود به تازگي دوباره در چند سينما اكران شده كه تا اينجاي كار هم ميزان فروش بسيار پاييني را در جدول اكران داشته است.
در اين شيوه به ظاهر نقد نويسي كه بيشتر به تعريف نويسي شباهت دارد بهتر بود، دوست منتقد ما وقتي از صفتهاي تفضيلي استفاده ميكند، كمي مراعات انصاف را داشته و اسير هيجانات زودگذر نشود. اگر بخواهيم بهترين فيلمهاي ۳۰ ساله اخير يعني بخش اعظم سينماي بعد از انقلاب را بررسي و رتبه دهي كنيم شايد به زحمت بتوان در ميان برگزيده ها، جايي براي «بدرود بغداد» پيدا كرد.
در بهترين شرايط اگر بخواهيم از دايره انصاف خارج نشويم بايد بگوييم بدرود بغداد يكي از ثمرات سينماي نوين ايران است، نه پايه گذار آن. خيلي پيش از «درود بغداد» و «مهدي نادري» فيلمسازاني مثل «احمدرضا درويش» با فيلمهاي چون «كيميا» و «سرزمين خورشيد» چنين ساختارهاي را تجربه كردهاند.
دوست منتقد ما همچنان مدعي شده كه در اختلافات اخيري كه ميان جامعه سينمايي ايران وجود دارد، در يك مورد همدلي پيدا شده و آن نابودي فيلم «بدرود بغداد» است.
اگر سينماي ايران با اين فيلم دشمني و خصومت داشت چرا با همه هشدارها و نظراتي كه كارشناسان و منتقدان سينمايي در خصوص عدمتوفيق اين فيلم در راهيابي به اسكار داده بودند، مديران سينمايي آن را به عنوان نماينده راهي بزرگترين رويداد سينمايي جهان كردند؟
اميدوارم روزي برسد كه منتقدان سينماي ايران مانند نوجواناني كه تازه در حال كشف عالم سينما هستند، با ديدن يك فيلم عنان از كف نداده و اينگونه هيجان زده به اظهار نظر نپردازند.