الناز خماميزاده | افق ۱۴۰۴ گردشگري كشور كه بايد تا آن تاريخ ايران را به ۲۰ ميليون گردشگر ورودي در سال برساند، براي همين ترسيم شد تا اين صنعت را خواسته يا ناخواسته به سوي آرمانهاي ايدهآلش سوق دهد اما تا اينجاي كار ظاهراً اين افق هم كارساز نشده است. معاونت گردشگري كشور براي سومين بار پياپي در يك سال اخير باز هم از سمتش كنار رفت تا اين صنعت در تمناي مديريت باثبات همچنان درجا بزند. دليلش را هم بايد از صندلي چرمي و مرموز سرپرست معاونت گردشگري كشور در خيابان آزادي پرسيد كه روز سهشنبه باز هم مديرش را به هوا فرستاد.
صندلي گردشگري كشور صندلي خاصي است؛ از آن صندليها كه بايد نامش را صندلي جادويي، سكوي پرش يا صندلي لرزان گذاشت. روزي روزگاري هر كس كه ميخواست روي صندلي رياست يكي از مناطق آزاد تجاري - اقتصادي كشور بنشيند، كافي بود كه تنها نشستن روي اين صندلي را تجربه كند تا در فاصله زماني كوتاه از اين سمت به هوا پرتاب شده و فرسنگها دورتر درست در همان نقطهاي كه انتظارش را دارد، فرود بيايد.
در واقع روي اين صندلي جادويي كه بيشباهت به «چهارپايه داغ» برنامه «خنده بازار» نيست تابهحال افراد زيادي نشستهاند كه يا دشواري و سنگيني و پيچيدگي بار مسئوليتهاي معاونتي كه يك چشمش به زيرساختها و چشم ديگرش به افقهاي دوردست است پشت آنها را سوزانده يا آن قدر اين صندلي برايشان خوششانسي داشته كه براي قبول سمت در پستهاي بيدردسر و پر آب و نان حداقل يك بار روي آن بنشينند. «سيدرضا موسوي» به عنوان يكي از معاونهاي گردشگري كشور كه از نظر مدت زمان نشستن روي اين صندلي از جمله ركوردداران اين معاونت محسوب ميشود، در مرداد سال پيش جاي خود را به عليرضا عامري داد و خود به منطقه آزاد قشم رفت تا عهدهدار سمت مديرعاملي آن شود. عامري هم كه در دوران رياست خود چندان تعامل خوبي با رسانهها برقرار نكرد بعد از نشستن روي صندلي داغ معاونت گردشگري يا سوزان بودن صندلي را تاب نياورد يا دلش هواي سواحل زيباي كيش را كرد كه چند ماه بعد در اسفند ماه او نيز توسط اين صندلي به كيش پرتاب و مديرعامل سازمان منطقه آزاد شد. بعد از رفتن او به كيش نوبت به «شهباز يزداني» رسيد؛ كسي كه پيشتر سابقه رياست توسعه صنعت گردشگري را در پرونده خود داشت اما او هم چند ماه بعد همچون ساير مديران در تيرماه سال جاري توسط صندلي پرشي گردشگري كشور به چابهار رفت و جالبتر اينكه درست روي صندلي رياست سازمان منطقه آزاد تجاري و صنعتي آن فرود آمد.
اين عزل و نصبها كه به تعويضهاي پياپي سرمربيان باشگاههاي فوتبال عربي كه مدتها است از اين قبيل سيستمها فاصله گرفتهاند شباهت دارد، به همين جا ختم نشد. بعد از يزداني حامد دهقانان روي كار آمد؛ مديري كه در چند ماه رياست خود تا به امروز حدود دو يا سه نشست خبري برگزار كرد و در اين نشستها آنچنان با صلابت و ديدگاههاي علمي از اهداف آينده گردشگري سخن ميگفت كه همه نسبت به خاصيت جادويي صندلي معاونت گردشگري دچار شك شدند اما اين شكها بيمورد بود. دهقانان سهشنبه شب از اين سمت كنارهگيري كرد، با اين تفاوت كه هنوز نقطه فرود او نامعلوم است، چنانچه تلفن خاموش او تاكنون به تماسهاي پيگير ما پاسخ نداده است. دهقانان در حالي از اين سمت استعفا داده كه سيد فرهاد سجادي، سرپرست معاونت سرمايهگذاري سازمان ميراث فرهنگي طي حكمي از سوي رئيس سازمان ميراث فرهنگي به سمت معاونت گردشگري منصوب شده است.
سعيد اميريان، كارشناس ارشد برنامهريزي توريسم در خصوص اين عزل و نصبهاي پياپي مديريتي به «جوان» ميگويد: يكي از مشكلات صنعت گردشگري كشور ما از سالهاي دور نداشتن مديران متخصص و همين طور عدم ثبات همين مديران غير متخصص بوده است. صنعت گردشگري ما از همين ناحيه متحمل زيانهاي فراواني شده است.
مديراني كه براي صنعت گردشگري كشور انتخاب ميشوند، متخصصان اين حوزه نيستند و تجربه اجرايي، تخصص دانشگاهي و آكادميك در اين حوزه ندارند، بلكه به استناد اينكه روابط دوستانهاي با سطوح بالاتر دارند يا اينكه داراي قابليتهايي در ساير حوزههاي اقتصادي يا فرهنگي كشور هستند وارد گود گردشگري كشور شده و عمدتاً با الفباي اين صنعت آشنايي ندارند، تا اين افراد بيايند و با الفباي صنعت گردشگري آشنا شوند از سمتشان بركنار ميشوند و اين داستان با تغييرهاي پياپي مديريتي همچنان ادامه پيدا ميكند.
اميريان در حالي از عدم ثبات مديريتي در معاونت گردشگري و نيز عدم تخصص مديران در اين حوزه سخن ميگويد كه مديريتهاي كوتاه مدت و تغييرات پيدرپي آنها حكم هدر دادن بيت المال را دارد. عمر مديران اين حوزه معمولاً كفاف تحقق بخشيدن به اهداف بزرگي كه در اولين نشستهاي خبري خود عنوان ميكنند را نميدهد و اين عزل و نصبهاي پياپي، مرزهاي اشتباه را رد كرده و بيش از پيش به مرموز بودن سازمان ميراث فرهنگي كشور و معاونت گردشگرياش كه يكي از بستهترين سازمانهاي دولتي كشور است دامن ميزند.
صندلي گردشگري كه سكوي مهم صنعت درآمدزاي غيرنفتي كشور است نياز به مديري كاردان و لايق و با ثبات دارد. جالب اينكه حكمهاي ابلاغي جهت انتصاب مديران گردشگري همه با عبارت «نظر به تجارب و سوابق ارزنده جنابعالي» آغاز ميشوند پس يا اشكال از صندلي گردشگري بيش از حد سوزان كشور است كه اين همه لياقت و سوابق درخشان را در خود ذوب ميكند يا ايراد از همان خاصيت جادويي صندلي است كه مديرانش را مستقيم روانه صندلي رياست مناطق آزاد تجاري كشور ميكند!