نگرش ديني و توحيدي، خداباوري، ولايت مداري، مردمگرايي و مردم باوري، عدالتخواهي، استعمارستيزي، ظلمزدايي، سنت باوري و بسياري از شاخصهاي ديني و اعتقادي و انساني و اسلامي از جمله ويژگيهاي بارز انقلاب اسلامي ايران به رهبري حضرت امام خميني(ره) بود که قرن بيستم و بيست و يکم را با لرزشهاي عظيمي روبه رو ساخت.
بيترديد وجه مردم باوري، مردمگرايي و مردممداري انقلاب اسلامي طي ۳۳ سال از عمر پرخير و برکت اين انقلاب در نهاد بسيج تبلور و تجلي يافته و به باور همه صاحبنظران بسيج نهاد و نمود واقعي مردمباوري و مردمگرايي اين انقلاب عظيم است که ميرود تا طرحي نو در جهان درافکند. بسيج طي اين سالها در تمامي عرصهها پيشرو و پيشگام حضور مردم در صحنه و بازوي اصلي و يد تواناي نظام در حمايت از ارزشهاي انقلاب، حراست از مرزهاي ايماني و حفاظت از دستاوردها بوده است.
هر جا و هر زمان از نقش اين نهاد غافل بودهايم انقلاب و نظام متضرر شده است. سال اول جنگ که ليبرالها و مليگراها بر جنگ مديريت داشتند، غفلت عامدانه و ممانعت از حضور مردم و محدودسازي نيروهاي انقلاب موجب خسارات فراوان شد. در دوره سازندگي و اصلاحات نيز به طور عامدانه با حضور و نقش آفريني نيروهاي بسيجي در عرصههاي مورد نياز کشور مخالفت و ممانعت شد در حالي که در همان دورهها بسيج ميتوانست بسياري از گرههاي نظام را باز کند و بسياري از موانع و سنگهاي بزرگ را از پيش پاي نظام بردارد. فعاليت ها، خدمات و حضور نيروهاي جهادي بسيج در دورترين نقاط کشور و بهره برداري از ۶هزار پروژه عمراني، تشکيل ۱۸۵۰ گروه جهادي که شب و روز و تعطيل و غير تعطيل نميشناسند و بهسازي و بازسازي هزاران مدرسه و صدها عنوان فعاليت ديگر، حاکي از عظمت، عزم و باورمندي بسيجيان نسبت به نقش خود است. در کجاي دنيا ميتوان چنين نيروي پا به کار و متعهد و باورمند و سازمان مردم نهاد قدرتمندي را يافت که اينگونه خالصانه بدون چشمداشت وارد صحنه شود.
اما امروز در دهه چهارم انقلاب اسلامي ضرورت دارد که نظام و مسئولان متناسب با نيازها و آوردگاهها به يک بازتعريف از کارکردها و رويکردهاي بسيج برسند و آن را وجهه همت و تلاش خود قرار دهند. روشن است که ميدان جنگ نرم، اقتضائات خود را دارد و نميتوان با اقتضائات جنگ سخت وارد اين ميدان شد. بسيج، زماني نوي باقي خواهد ماند که با فراهمسازي زمينههاي بازآفريني و نوزايي، بسترهاي زايشها و رويشهاي تازه را فراهم نماييم.