
نبود سرمایهگذاری خارجی متناسب با پروژههای نفتی و گازی در طول چند سال اخیر راهکارهای ورود اعتبارهای میلیارد دلاری به پروژهها را به سوی منابع داخلی سوق داده است. منابع داخلی هم با توجه به عوامل مختلفی از جمله مدت زمان خواب سرمایه، کمتر تمایلی به حضور در صنایع نفت و گاز دارند و همین موضوع وزارت نفت را در بن بستی بزرگ قرار داده است هرچند که مدیرعامل شرکت ملی نفت هر ماه از نهایی شدن قراردادهای توسعه میدانهای نفتی خبر میدهد.
متأسفانه مسئولان شرکت ملی نفت و برخی معاونان وزیر نفت برای برطرف کردن دغدغههای اقتصادی و جذب سرمایه به کلیگوییهایی رو آوردهاند که هیچ گرهي از طناب پرپیچ و خم نفت باز نمیکند. همگان به این نکته پی بردهاند که سالانه به چه میزان سرمایهگذاری نیاز است لذا پیشنهاد میشود در سالی که به نام جهاد اقتصادی نامیده شده است میدان حرف را به میدان عمل ترجیح دهند. مقام معظم رهبری در سفر نوروزی خود به عسلویه خواستار حرکت جهادگونه صنعت نفت شدند که گویا از سوی برخی مسئولان این صنعت به فراموشی سپرده شده است. کشتی شکسته این روزهای میدانهای مشترک بادشرطه میطلبد اما پیشنهادهایی که در این باره مطرح میشود از همان ادعاهای تکراری تبعیت میکند فارغ از اینکه میتوان با آسیب شناسی دقیق از موضوع فرصتها و چالشهای سرمایهگذاری در صنعت نفت و ارائه راهکارهایی کارشناسانه نفت را در مسیر توسعه قرار داد.
یکی از مشکلاتی که در این باره اذهان را به خود مشغول کرده بی تفاوتی این صنعت به نقدینگی موجود در جامعه است. مسئولان شرکت ملی نفت به جای مذاکرات طولانی با شرکتهای چینی و اعطای امتیازهایی که چندان به سود مصالح کشور نیست، میتوانند با برنامهریزی کوتاه مدت و میان مدت مشکل فعلی بی پولی را برطرف کنند؛ متأسفانه بارها و بارها گفته شده که قشر عوام و حتی سرمایهدار کشور از جذابیتهای سرمایهگذاری در نفت بی اطلاع هستند و همین مقوله نگاهها را به نفت تردیدآمیز کرده است. براساس آمارهای موجود حدود ۳۳۰ هزار میلیارد تومان حجم نقدینگی کشور است که بهرهگیری از ۱۰ درصد این نقدینگی در سال میتواند رنسانسی بزرگ در نفت ایجاد کند اما چرا این جذب سرمایه صورت نمی گیرد؛ پرسشی است که ریشه مبهم ماندن آن را باید در انفعال شرکت ملی نفت ایران یافت. متأسفانه در سال میلیاردها تومان از اعتبارات این شرکت صرف امور تبلیغاتی بیهدف، تیزرهای تلویزیونی، همایشهای غیرکاربردی و... میشود در حالی که با همین اعتبار میتوان فرصتهای سرمایهگذاری در نفت را میان مردم نهادینه کرد. باید قبول کرد که وجود ۳۰۰ میلیارد دلار نقدینگی در جامعه نشان از ترس سرمایهگذاری مردم در کشور دارد که تا حدودی هم طبیعی است ولی شرکت ملی نفت خیلی وقت پیش میتوانست با نهادینه کردن مشارکتهای مردمی در صنعت نفت و ارائه تسهیلات مشوقگونه، به چالشهای موجود پایان دهد.
بخشی از ترس موجود بخش خصوصی و مردم به علت سیاستهای غلط دولت در این بخش است اما از یاد نبریم که بخش خصوصی در پروژههایی شکست خورده که قرار بود خود کار را به دست گیرد نه دولت؛ در واقع هم سرمایهگذار بوده هم بهرهبردار اما در صنایع نفت و گاز این پدیده وجود ندارد. سرمایهگذاران از طریق اوراق مشارکت و سهام مشروط میتوانند در تأمین منابع مالی یک پروژه سهیم شده و پس از پایان پروژه یا سهام خود را میفروشند یا در بهرهبرداری و استفاده از سود آن سهیم میشوند. بدون تردید مردم کشور بسیار محقتر از چینیها هستند. مردم باید شریک نفت شوند نه نظارهگر آن.