
سحر داوودي | گرچه تأكيد بر همين مدت سپري شده بوده و نه ادامه راه! چراكه دور برگشتي به اكران فيلمهاي تا به الان روي پرده رفته، از نبود آثار چنداني براي پخش در چهار ماه آخر سال خبر ميدهد. جز اينكه در اين مدت تكفيلمهايي بتوانند جور جذب بيننده را بكشند كه اين هم كمي بعيد به نظر ميرسد.
از همان ابتدا جشنواره ۲۹ فيلم فجر با ايجاد برخي حواشي چه در انتخاببرگزيدگان و چه در تمركز يا دست رد زدن به برخي فيلمهاي صاحب سبك و نوآور، آغازگر تحولاتي در توجه هرچه بيشتر مخاطب به سينماي سال شد حتي ميتوان به «يه حبه قند»ي اشاره داشت كه همان ابتدا دچار ناملامتيها شد اما امروز استقبال خوبي از آن ميشود.
اكران نوروزي به سبب داشتن ظرفيت و درآمدزايي بالقوه هميشه دچار تبعيضهايي معمولاً خوشايند و اعتراضهايي هم بوده! سال ۹۰ به خصوص با وجود نگرشها درباره برخي آثار و كارگردانان كه اتفاقاً طرفداران «خاص» هم داشتند توانست با تمركز بر گيشه نوروزي و اكران فيلمهاي مخاطبپسند بر رونق پرده چه از حيث مخاطب و چه بازدهي و درآمدزايي تكاني به خود دهد.
الزاماً هم با صدور پروانه نمايش براي دو فيلم «اخراجيها ۳» و «جدايي نادر از سيمين» اين التهاب را بيشتر كرد چراكه مخاطب هم ورودش به سينماها شايد براي افزايش و رقابت هرچه بيشتر اين دو بود؛ رويكردي خوشايند از سوي شوراي پروانه نمايش كه توانست از همان ابتدا دو فيلم ميلياردي را به ثبت برساند. گرچه ديگر فيلمهاي اين محدوده مثل «يكي از ما دو نفر» در جا زدند.
رونق سينماها در اكران بهاري از بين فيلمهاي تازه با ورود فيلمهاي «مرهم» و در ادامه «جرم» توانست فروش نسبتاً ميليوني را به دليل ساخت و مضمون كار و حتي نام عوامل توليد ادامه دهد گرچه به پاي آثار مسعود دهنمكي و اصغر فرهادي نرسيد؛ مسئلهاي كه ميتوانست متوجه فيلم خوش ساخت «سيزده ۵۹» هم بشود اما به دليل شرايط اكران اصلاً موفقيتي را حاصل نكرد.
متأسفانه از اين به بعد اكران به دليل همزماني و ازدياد فيلمهاي با كيفيت، هم به اقبال عموم و هم گيشه اين آثار لطمه زد و در ادامه نيز راه اكران اواخر سال را دچار تزلزل ساخت!
تزريق فيلم طنز «ورود آقايان ممنوع» در سبد اكران تابستان تنها نكته سنجيده بود كه باز هم توانست فيلمي ميلياردي را تقديم سينماي سال ۹۰ كند و پخش چند ماه آن نيز تضمين موفقيت فيلم و گيشه را ميسر ساخت. با اين حال فيلمهاي سينمايي «اينجا بدون من» و «آقا يوسف» به دليل همزماني با اين فيلم و در ادامه برخورد با آثار قابل تأملي همچون «آلزايمر» و در ادامه «ندارها» فقط و فقط افت فروش و بيمخاطبي آنها را در پي داشت؛ آثاري كه به مراتب هركدام تضميني براي سبد اكران محسوب ميشوند اما به دليل هجوم يكباره توليدات، اقبال عموم را به خود نديدند.
گويا اين تصميمگيريها همچنان نيز ادامه دارد تا جايي كه به مراتب احساس ميشود اكران اواخر سال ضعف جدي را به خود ببيند. شايد «سعادتآباد» و فيلمي قابل تقدير همچون «يه حبه قند» فروش چند صد ميليوني را به خود ببيند اما به مراتب در افت فروش و عدم استقبال نسبت به فيلم همزمان روي پرده رفته «راه آبي ابريشم» مؤثر بوده آنهم با اين همه هزينه ميلياردي كه در توليد اين فيلم فاخر صرف شده است.
پرده اكران شايد در جهت سبد متنوع خود حضور چند فيلم مناسب را به طور همزمان فراهم آورد و اين امكان انتخاب را براي مخاطب ميسر كند اما به شرطي مفيد خواهد بود كه رجوع تماشاگر به قدري باشد كه بتواند گيشه هر فيلم خوبي را هم تضمين نمايد. از اين گذشته نگاهي به فيلمهاي در انتظار پخش گوياي كمبود يا حداقل تك آثار خوبي همچون «خيابانهاي آرام» است كه اكران آن نيز مدام امروز و ديروز ميشود و معلوم نيست امسال يا سال آينده به روي پرده برود. بنابراين ترافيك فيلمهاي اكران دو فصل تابستان و پاييز نهايتاً ثمرات بد خود را متوجه اكران چند ماه آينده سال ميكند جز اينكه فيلمهايي همچون «سيب و سلما» كه از سالهاي گذشته با بيمهري صف اكران مواجه شدهاند بتوانند نقطه قوتي به حساب آيند در صورتي كه تكليفشان همچون «سفر سرخ» به اكران خصوصي نكشد!