تيم ملي فوتبال كشورمان هفته گذشته با غلبه بر اندونزي جواز حضور در مرحله سوم انتخابي جام جهاني را بهدست آورد. اين موفقيت در حالي حاصل شد كه هنوز يك مسابقه ديگر مقابل قطر باقي مانده است؛ ديداري كه بايد اسفندماه در ورزشگاه آزادي برگزار كنيم.
آنچه از نتايج مليپوشان در اذهان شكل گرفته است اقتداري است كه بخش زيادي از آن حاصل حضور كارلوس كرش، در رأس هرم فني تيمملي است. حضوري كه بايد قدر آن را دانست و كوشيد تا بهرهبرداري كامل را از آن كرد. اما آيا بزرگنمايي بردهاي اخير ميتواند نشان از دورانديشي اهالي فوتبال داشته باشد؟ بزرگنمايياي كه عادت ديرينه ماست و ظاهراً بنا نداريم دست از سرش برداريم!
فوتبال ما عادت كرده است كه وقتي يكي دو برد دلچسب نصيبمان ميشود، سرمربي را به اوج برساند و بدون در نظر گرفتن عوامل تعيينكننده ديگر، به حلوا حلوا كردن بپردازد.
زمستان سال گذشته نيز وقتي تيمملي در جامملتهاي آسيا هر سه حريف مرحله اول خود را برد، به تمجيد از افشين قطبي پرداختيم ولي به محض اينكه شكستي قابل پيشبيني مقابل كره جنوبي را دشت كرديم، تمامي تعريفهايي را كه پيش از آن كرده بوديم فراموش كرديم و همه كاسه و كوزهها را سر قطبي شكستيم. امروز نيز كرش در شرايطي كاملاً مشابه قرار دارد، با اين تفاوت كه تا شروع مرحله دوم انتخابي، زمان نسبتاً زيادي در اختيار دارد كه ميتواند تضمين بسيار خوبي براي ادامه همكارياش با فوتبال ايران باشد! البته نتايج مليپوشان در پنج بازي رسمي كه به همراه مرد پرتغالي برگزار كردهاند آنقدر خوب بوده كه وي شايسته قدرداني باشد، ولي هرگز نبايد فراموش كنيم كه كار اصلي از زماني آغاز ميشود كه مجبور باشيم مقابل حريفان قدري صف آرايي كنيم كه اسب خود را زين كردهاند تا در برزيل ۲۰۱۴ حضور داشته باشند. ژاپن، استراليا و به احتمال زياد كره جنوبي و حتي عراق هم ميتوانند خاكريزهاي صعبالعبوري براي تيمملي ما باشند، بنابراين اينكه به واسطه چند برد ساده مغرور شويم و كاستيها را نبينيم ابداً منطقي نيست.
اولاً تيمملي در خط دفاع استحكام صددرصد را ندارد و گاهي اشتباهات عجيبي مرتكب ميشود كه نگرانكننده است. ثانياً براي كسب آمادگي كامل بايد ديدارهاي تداركاتي مناسبي را در نظر بگيريم كه پيشتر نداشتهايم، يعني اينكه عملاً براي كسب آمادگي جهت رويارويي با استراليا، بازي تداركاتي با امثال تيمملي فلسطين دردي را دوا نخواهد كرد و صد البته مسابقه نمايشي مقابل كشورهايي چون برزيل هم به كارمان نميآيد!
خلاصه اينكه خوب است به جاي استفاده تبليغاتي از نام كرش، ابزار لازم براي موفقيت او در مرحله بعد را براي او و تيمش فراهم سازيم، ضمن اينكه در برآورد قدرت واقعي حريفان نيز دچار اشتباه نشويم، يعني نه آنها را ضعيف جلوه دهيم و نه از آنها غولهاي شكست ناپذير بسازيم. مليپوشان ما بايد بدانند كرهجنوبي و استراليا، همين تيمهايي هستند كه مقابل لبنان و عمان باخت را پذيرفتهاند، بنابراين اگر ما نيز از تمامي داشتههايمان استفاده كنيم توان غلبه بر آنها را داريم. پس بياييم به جاي كف زدنهاي بيش از حد يا ناله كردنهاي مأيوسكننده، در انديشه ساختن تيم ملياي باشيم كه شايسته حضور در جام جهاني باشد.