چالشهاي دروني جريان موسوم به اصلاحات تصميمگيري عناصر شاخص اين جريان براي حضور در عرصه انتخابات نهم مجلس شوراي اسلامي را دشوار ساخته است. طي ماههاي گذشته و پس از اعلام آمادگي محمد خاتمي رئيسجمهور پيشين براي حضور در عرصه سياسي كه با بيان جملات پذيرش ظلم به مردم و رهبري در جريان حوادث بعد از انتخابات دهم رياستجمهوري همراه بود، دو طيف واكنشي در ميان فعالان اين جريان در عرصه سياسي كشور بروز يافت. طيفي از فعالان كه به حركت در چارچوب نظام معتقد بوده و به مباني و اصول آن اعتقاد دارند، با استقبال از آن و شدت بخشيدن به تحركاتشان در عرصه رقابتهاي انتخاباتي، تشكيل مجامع قانوني و... برنامههاي خود را براي حضور در عرصه رقابتها اعلام داشتند. آنها با توجه به احساس وجود ظرفيتهاي محلي و بخشي در شهرها و حوزههاي كوچك، برآوردشان اين بود كه همچون گذشته قادر خواهند بود در بعضي از حوزهها، با كسب آراي مردم، فراكسيون اقليت را در مجلس نهم نيز شكل دهند.
اما طيف دوم كه شامل عناصر تندرو و افراطي اين جريان بود در حوادث فتنه و آشوبهاي گذشته نقش مؤثري داشت. اين طيف كه چشمانداز روشني از اقبال اجتماعي را به خود نميديد درصدد تند كردن فضاي سياسي كشور بود و تلاش ميكرد عناصر معتدل اين جريان را نيز با ايجاد يك فضاي ديكتاتوري حزبي به سكوت وا دارد و به نوعي با طرح موضوع مشاركت مشروط به زعم خود از نظام امتياز بگيرد. در اين زمينه ميتوان سخنان بعدي محمد خاتمي براي اعلام شروط در عرصه انتخابات را مصداقي از اين تغيير راهبرد دانست. اين روند تا به آنجا رسيد كه محمدرضا خاتمي دبيركل پيشين حزب مشاركت در مصاحبهاي رسماً اعلام ميكند كه هيچ كس اجازه ندارد بدون اجازه برادرم در انتخابات نهم مجلس شركت كند.
اين در حالي بود كه محمد خاتمي در مطالبات خود از نظام بحث انتخابات آزاد را مطرح كرده بود، اما اينها به عنوان يك طيف و جريان سياسي با اين مواضع كوشيده بودند تا فضاي بسيار تنگي را براي باقي ماندن هواداران و فعالان براي حضور در عرصه رقابتها ايجاد كند.
انتشار نامه ۱۴۳ تن از عناصر فعال منتسب به اين جريان كه بعضي در مواضع رسمي خود علناً بر عدم اعتقاد به نظام تصريح كرده بودند، خطاب به
محمد خاتمي و دفاع از وي در شرطگذاري براي نظام و پذيرش محوريت وي در جريان موسوم به اصلاحات را شايد بتوان به عنوان مهمترين گام در اين عرصه دانست، به ويژه آنكه آنها در اين نامه با سياهنمايي شرايط كشور و القاي وجود «انزواي نظام» عملاً مواضع مشترك خود را با بيگانگان نشان دادند.
از سوي ديگر انتشار متن گفتوگوي يكي از عناصر افراطي اين جريان در سايت نوروز، ضمن اينكه نشان از تحرك جديتر آنان براي بهرهگيري از فضاي سياسي كشور در آستانه انتخابات دارد، همچنين نشان از تحرك جديتر آنان براي بهرهگيري از فضاي سياسي كشور در آستانه انتخابات دارد. اما از سوي ديگر نشان داد كه آنان بدون اعتقاد به مباني نظام مدعي بازگشت و تسلط بر اركان نظام (تكرار ماجراي براندازي) هستند. تاجزاده در اين گفتوگو از درون زندان با ادعاي عدم وجود آزادي در نظام ميگويد: اسلام بدون حقوق بشر طالبانيسم است و نظريه ولايت فقيه بدون آزاديهاي مدني و سياسي و فرهنگي شهروندان، استالنينيسم فقهي است كه از استالينيسم الحادي و اشتراكي زيان بيشتري دارد. تاجزاده در ادامه با بيان اينكه من تنها نظريه سياسي شيعي را در عصر غيبت معصوم، نظريه ولايت فقيه نميدانم، مدعي ميشود كه اهميت چنداني ندارد كه در رأس حكومت چه كسي قرار دارد يا شكل نظام سياسي چگونه است، مهم آن است كه از آزادي مطبوعات كه مادر و ضامن ديگر حقوق و آزاديهاي مدني است و نيز از چرخش مسالمتآميز قدرت و حكومت از طريق آزادي انتخابات برخوردار شويم.
در زمينه اين اظهارت و به ويژه ناتواني طيف معتدل اين جريان براي برگزاري نشست در عيد غدير نكاتي چند قابل ذكر است.
۱- به رغم ادعاي برگزاري انتخابات آزاد، عناصر افراطي اين جريان نشان دادند كه حتي آمادگي پذيرش آراي مردم در پرشورترين و يكي از آزادترين انتخابات كشور (انتخابات دهم رياستجمهوري) را ندارند و با غائلهآفريني در پوشش تقلب در انتخابات كه خود اين فرد بعداً منكر آن شد نشان داد كه مانند فعاليتهاي درون حزبي در عرصه اجتماعي نيز به هيچ وجه حاضر به پذيرش آراي مردم كه مغاير نظر آنها باشد نيستند.
۲- ادعاي آزادي مطبوعات در حالي است كه آنها طي دوران حاكميت خود در دوران دوم خرداد با بسترسازي براي مطبوعات هنجارشكن بالاترين اهانتها را نسبت به ارزشهاي ديني، ائمه و باورهاي اجتماعي مردم روا داشتند و به همين دليل در انتخابات دوم شوراها و نهم رياستجمهوري از كسب حداقل اعتماد مردم ناكام ماندند.
۳- اما اكنون و در آستانه انتخابات نهم مجلس تلاش حلقه افراطي اين جريان را براي اعمال سلطه بر جريان معتدل در چند نكته ميتوان ديد، به گونهاي كه طيف معتدل هم زماني كه دستگاههاي مسئول شرط برگزاري نشست را اعلام پذيرش ساز و كار انتخابات در ايران و عدم دخالت گروههاي منحله در همايش اعلام ميكنند، خود را ناتوان از برگزاري همايش ديده و لغو آن را اعلام ميكنند، الف: تجربه نشان داده است كه طيف افراطي خود را با استراتژي بيگانگان تنظيم ميكنند، به همين دليل در شرايط كنوني كه راهبرد نظام سلطه بر افزايش فشار بر نظام اسلامي با تكيه بر افزايش فشارها براي تسليم اجتماعي متمركز شده كه جنگ رواني و تهديد و تشديد تحريمها نشانه بارز آن است، آنها نيز تلاش دارند راهبرد خود را بر آن منطبق و بتوانند از ظرفيت ايجاد شده توسط بيگانگان بيشترين استفاده را بنمايند و به همين دليل با القاي عدم رعايت حقوق مردم و مستندسازي براي گزارشگران سازمان ملل، القاي وجود فضاي نامناسب در آستانه انتخابات را مينمايند كه در همين يكي دو روز گذشته ميتوان بازتاب عدم برگزاري نشست مذكور را ديد. فراموش نكنيم كه كلينتون در مصاحبه اخير خود روشنترين پيام را براي عوامل مؤثر در فتنه براي حمايت از اين راهبرد فرستاد. تمركز بر ايجاد شكاف در ميان اصولگرايان و دامن زدن به اختلاف ميان آنها راهبرد ديگر طيفهاي مختلف آن جريان است كه در شرايط كنوني ترجيح ميدهند به جاي طرح مواضع ايجابي بيشتر به بازتاب آن مسائل و درگير ساختن افكار اجتماعي بپردازند. توصيه تاجزاده به پرداختن به موضوع اختلاس در شرايط كنوني به جاي حضور در عرصه رقابتها مصداق بارز آن است.