اين مسئله پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران به شدت مورد توجه مقامات واشنگتن قرار گرفته است. طي روزهاي گذشته بحث خروج نيروهاي امريكايي از عراق و همچنين تقويت و تزريق نيرو به منطقه خليج فارس بحث داغ رسانههاي امريكا بوده است. پس از اينكه باراك اوباما اعلام كرد نيروهاي كشورش را تا دو ماه ديگر از عراق خارج خواهد كرد، اختلافات زيادي در امريكا شكل گرفته است كه البته عموم اين اختلافات به خاطر جدالهاي انتخاباتي است كه در سال ۲۰۱۲ انجام خواهد شد. جمهوريخواهان كه به بازها معروف بوده و همواره تمايلات زيادي براي جنگ و لشكركشي به ديگر كشورهاي جهان دارند اين سياست را يك پيروزي براي دشمنان خود به خصوص جمهوري اسلامي ايران تلقي كردهاند. باراك اوباما هم اگر چه از اين شكست آگاهي دارد اما چارهاي براي آن نميبيند. به همين خاطر بود كه پيش از اعلام خروج نيرو از عراق به دنبال راضي كردن مقامات عراقي براي باقي ماندن ۲۰ هزار نظامي امريكا در اين كشور بود كه البته با واكنش منفي بغداد مواجه شد. به هر جهت بحث خروج نيروهاي امريكايي از عراق تنها يكي از وعدههاي برآورده نشده رئيسجمهور در دوره رقابتهاي انتخاباتي سال ۲۰۰۸ است. اما در كنار اختلافات دو حزب بر سر ماندن يا رفتن نيروها از خاك عراق، تقويت نيروهاي امريكايي در منطقه خليج فارس مورد توجه بسيار قرار گرفته است. دولت امريكا قصد دارد با اين كار هم به رقيبهاي انتخاباتي خود در جمع جمهوريخواهان پاسخي گفته باشد و هم دليلي براي نفوذ نظامي و امنيتي بيشتر در خليج فارس بتراشد. بر اين اساس كاخ سفيد پيشنهاد تشكيل يك اتحاد امنيتي چندجانبه و قدرتمند را بين امريكا و شوراي همكاريهاي خليجفارس مطرح كرده است. لئون پانتا و هيلاري كلينتون طرح كلي گسترش و تقويت نيروهاي نظامي امريكا را در يك نشست مشترك با اين شورا در حاشيه شصت و ششمين نشست سازمان ملل به بحث گذاشتند كه ادغامي از گشتهاي هوايي و دريايي، دفاع موشكي و همچنين گسيل ناوهاي جديد به آبهاي آزاد به خصوص در منطقه خليج فارس خواهد بود. در حال حاضر اعضاي شوراي همكاري خليج فارس در حال رايزني در اين باره هستند و در جلسهاي كه در ماه جاري ميلادي در عربستان برگزار خواهد شد نتيجه رايزنيهاي خود را ارائه خواهند داد. ناگفته پيدا است كه بار اصلي اين سياست را عربستانسعودي به دوش خواهد كشيد كه با توجه انتصاب وليعهد جديد عربستان كه روحيات امنيتي داشته و همزمان رابطه تنگاتنگي با امريكا و وهابيون دارد، به نظر ميآيد كه اين پيشنهاد امريكا نتيجه خواهد داد و در پي آن امريكا با خروج از عراق آرايش نظامي و معماري امنيتي جديدي را در منطقه طراحي خواهد كرد. واشنگتن هماكنون در حال رايزني با مقامات كويتي است تا شمار نيروهاي رزمي مستقر در اين كشور را افزايش دهد. از زمان جنگ دوم خليج فارس كه باعث شد نيروهاي امريكايي در كويت حضور مستقيم پيدا كنند، ۲۳ هزار از ۴۰ هزار نيروي نظامي امريكايي حاضر در خليجفارس در كويت حضور دارند كه دستكم شامل يك گردان رزمي و يك تيپ كامل رزمي با تسليحاتي مجهز و عظيم است. نيويورك تايمز در اين باره نوشته است كه طرح تقويت نيروهاي امريكايي در حوزه خليج فارس متعلق به چند دهه پيش است كه در اين شرايط وزراي دفاع و خارجه امريكا آن را نوسازي كردهاند. از اينرو ژنرال كارل هورست، رئيس ستاد مركز فرماندهي امريكا اين رويكرد در خليج فارس را «بازگشت به آينده» ناميده كه فرماندهي آن روي واحدي كوچك اما با قدرت اجرايي بالا در همكاري و آموزش نيروهاي نظامي منطقه متمركز شده است. واشنگتن با توجه به تجربهاندوزي از جنگهاي فرسايشي افغانستان و عراق به دنبال درگير كردن توده بزرگي از سربازان خود در جدالي جديد نيست. آنگونه كه هورست ميگويد اين مسئله ميتواند به امريكا كمك كند تا در صورت ايجاد وضع اضطراري در عراق يا منطقه به سرعت نيروهايش را وارد عمل كند. تمركز و بهانه كاخ سفيد در اين زمينه روي ايران است. بر همين اساس است كه سعي دارد عربستان را در زمينههاي ديپلماتيك و همچنين امنيتي- نظامي در منطقه تقويت كند. اگرچه شش كشور عربستان، قطر، بحرين، عمان، كويت و امارات متحده عربي به شكل دوجانبه با امريكا اتحاد نظامي برقرار كردهاند اما تجميع آنها در يك اتحاد جديد بيسابقه است و ميتواند بهانه براي هر عملياتي را در منطقه ايجاد كرده و همچنين چماق آمادهاي براي سركوب اعتراضات داخلي باشد. از اين رو حاكمان ديكتاتور منطقه از آن استقبال خواهند كرد. بنابراين پس از اين بايد شاهد همكاريها، مانورها و اتحادهاي نظامي بيشتري بين امريكا و كشورهاي حاشيه خليجفارس باشيم. رئيس مركز فرماندهي مانورها و تمرينات نظامي امريكا براي نخستينبار از عراق خواسته در يك رزمايش منطقهاي با نام «شير مشتاق ۱۲» كه در سال آينده در كويت برگزار ميشود، شركت كند. هدف اين رزمايش نيروهاي ويژه، مقابله با جنگهاي چريكي و عمليات تروريستي معرفي شده است. همكاريهاي نظامي بين نيروهاي امريكايي، ناتو و نيروهاي نظامي اين شش كشور نيز در حال گسترش است كه نمونه آن را ميتوان در همكاري قطر و امارات متحده عربي در جنگ ليبي مثال آورد كه جنگندههاي خريداري شده از غرب را در اختيار ناتو قرار دادند. بحرين و امارات نيز هر يك جداگانه به افغانستان نيرو اعزام كردهاند. از اين رو با طرح جديد در آرايش نظامي امريكا در منطقه ميتوان گفت كه واشنگتن قصد دارد همراه با تقويت نيروهاي خود كه با ورود ناوگان جديد خواهد بود، پاي ناتو را در حاشيه مرزهاي ايران باز كند. امريكا در كنار شكلدهي آرايش نظامي جديد و حمايت از كشورهاي عربي منطقه كه آنها را براي رويارو كردن ديپلماتيك با ايران آماده ميكند، فشارهاي خود در زمينههاي مختلف چون فعاليتهاي هستهاي، حقوق بشري، حمايت از اپوزيسيون و... را عليه جمهوري اسلامي ايران افزايش خواهد داد. سياستي كه نيازمند اتخاذ استراتژي جديدي از سوي تهران است.