
علیرضا مظفری- کارگردانی که تا پیش از این اندیشمند و خالق سینمایی سرشار از تفکر نامیده می شد، یک روزه به «احمق» (نیویورک تایمز) و «شیدای جنجال» (دویچوله) تبدیل شد. علت: این جمله که به شوخی در کنفرانس مطبوعاتی فیلم تازه او «مالیخولیا» یکی از بختهای اصلی نخل طلا اعلام شد: «خب، بله، من نازی هستم.»
لارس فون تریه، 55 ساله، سازنده آثار تحسین شده تجربی و فیلمساز جریانساز دانمارکی، خیلی زود متوجه اشتباه هولناک خود شد، دستپاچه تلاش کرد جملات خود را تصحیح کند، اما دیگر دیر شده بود، تیر از کمان رها شده بود. فون تریه در نشست مطبوعاتی ابتدا از خانواده خود گفت: «مدتها گمان میکردم یهودی هستم و از این بابت بسیار خوشحال بودم.» سپس گفت: «بعد سوزان بیر [کارگردان یهودی دانمارکی] را شناختم و دیگر چندان از یهودی بودن خود خوشحال نبودم.» فون تریه به اینجا که رسید برای بار اول متوجه شد که اینجا اروپاست! بلافاصله گفت: «این را شوخی کردم! ببخشید!» کارگردان دانمارکی دوباره گفتههای خود را اینچنین از سر گرفت: «بعد فهمیدم که یهودی نیستم، اما حتی اگر یهودی هم میبودم یک یهودی درجه دو بودم چون در یهودیت نوعی سلسله مراتب وجود دارد.» جملات جنجالی فون تریه از اینجا شروع شد: «به هر حال من دلم میخواست یهودی باشم و بعد فهمیدم که من به واقع نازی هستم چون همانطور که میدانید خانواده من آلمانی (ژرمن) بودند و خب این هم لذتبخش بود.»
جنجالیترین جمله تاریخ کن
از اینجا به بعد لحن فون تریه تند و صریح شد: «چه میتوانم بگویم؟ من هیتلر را درک میکنم. او به هر حال اشتباهاتی داشت، کاملاً درست است، اما من فکر میکنم میتوانم این مرد را درک کنم. او را نمیتوان آدمی خوب نامید اما من او را خیلی خوب درک میکنم و تا حدی با او احساس همدردی دارم. خب بیخیال، من مدافع جنگ جهانی دوم نیستم و ضد یهودیها هم نیستم و البته بسیار مدافع آنها هستم، اما نه، بسیار مدافعشان نیستم.» چرا؟ چرا فون تریه «بسیار» مدافع یهودیان نیست؟ شاید جمله اصلی او این جمله باشد که در پایان این بخش از صحبتهای او گفته شد و این دوره از جشنواره کن را به یکی از جنجالیترین دورههای تاریخ آن تبدیل کرد: «نه، بسیار مدافعشان نیستم چون اسرائیل مثل دردی توی پشت است.» البته اصطلاح او اینقدر مؤدبانه نبود! فون تریه بعد قهقهای زد و گفت: «حالا چطور از شر این جمله راحت شوم؟ خب من یک نازی هستم!»
نه، او نازی نیست!
البته فون تریه نازی نیست، هرگز هم نبوده است، این را همه باور دارند و تقریباً همه مطبوعات غربی که به این موضوع پرداختهاند اذعان داشتهاند که او هرگز نازی نبوده است. فیلم امسال او «ملانکولیا» هم هیچ بنمایه سیاسی آشکاری ندارد به خلاف برخی فیلمهای پیشین او نظیر داگویل که به اذعان نیویورکتایمز نقدی است بر ایالات متحده. در ملانکولیا دختری به نام جاستین دچار افسردگی است و کارگردان آشکارا در یادداشتی نوشته که جاستین بسیار شبیه خود فون تریه است. حالا این یادداشت بهانهای شده است برای موافقان اسرائیل و او را متهم به روان پریشی کردهاند، به خصوص بابت آن اشتباه در فهم ریشههای خانوادگی او را دچار «بحرانهای هویتی» لقب دادهاند. این البته ابتدای گرفتاریهای فون تریه است، از این پس دیگر بعید است او بتواند زندگی راحتی داشته باشد و به همین خاطر بلافاصله بابت این گفتههای اخیر عذرخواهی کرده است. کن نیز او را «عنصر نامطلوب» (که عنوانی حقوقی و در حیطه اصطلاحات دیپلماسی است!) نامید و از جشنواره اخراج کرد، اما فیلم او در بخش مسابقه باقی خواهد ماند. فون تریه یک بار در سال 2000 بابت رقصنده در تاریکی (با بازی بیورک) برنده نخل طلا شد و اگر دوباره این جایزه معتبر را از آن خود کند نمیتواند روی سن حاضر شود.
آنچه تکذیب شد، آنچه تکذیب نشد
گفتههای فون تریه در همدردی با هیتلر قابل دفاع نیست، خود او نیز این نکته را میداند، وقتی میگوید: «اگر امروز صبح با حرفهایم کسی را رنجاندم صادقانه عذر میخواهم. من ضدیهود نیستم و درباره نژاد بشر هیچ نوع پیشداوری ندارم، نازی هم نیستم.» فون تریه مهمترین بخش صحبت خود را تکذیب نکرده است، او تنها بابت بخشی عذرخواهی کرده است که بیشتر شبیه شوخی بود، اما بخش اصلی گفتههای او همچنان باقی مانده است و از قضا به نظر میرسد حقیقت نیز همانجا باشد، چون حتی منتقدان فون تریه نیز نخواهند توانست جنایتهای اسرائیل را تکذیب کنند.