
نویسنده مشهور امریکایی از مرگ بنلادن خوشحال نشد! پل استر گفته: «پس از شنیدن مرگ بنلادن از خوشحالی به بالا و پایین نپریدم. آن خبر مثل اعدام یک پدرخوانده مافیایی با چند گلوله در جمجمهاش بود. بیش از همه احساس غم و اندوه از یادآوری فروریختن برجها و کشته شدن مردم بر من دست داد.» وی ادامه داد: «تا سه روز نمیتوانستیم پنجرهها را بهخاطر گرد و غبار و دود باز کنیم و بدتر از آن بویی بود که از مبلها، پردهها، فرشها، کاغذها و کامپیوتر و حتی آدمها به مشام میرسید.»
مهر خبر داده که پل استر همچنین درباره نقدهای منفی درباره کتابهایش گفته: «چیزهایی به گوشم میرسد، ولی اهمیتی نمیدهم. مدتهاست که به نقدهایی که نوشته میشود، توجه نمیکنم.» وی تأکید کرد: «تنها چیزی که برایم مهم است، نوشتن یک داستان خوب است. مطالعه یکی از لذتهای بزرگ مردم است و چیزی برایم مهمتر از فراهم کردن این لذت نیست.» استر نوشتن را نوعی «ماراتن روانی» دانسته و گفته: «در ابتدای هر کتاب، پنج تا شش ساعت در روز صرف نوشتن میکنم، اما بعد از اینکه گرم شدم به هفت تا هشت ساعت هم میرسد؛ نوشتن ممکن است با رنج بردن همراه باشد، اما زمانی که همه چیز خوب پیش میرود احساس شادی میکنم و این خیلی شگفتانگیز است؛ انگار که یک آدم دیگری هستم، سبکتر، سرزندهتر و سرحالتر. نوشتن را دوست دارم حتی اگر تمام کار روزم را در سطل آشغال بیندازم.»