حمید نورشمسی | نمایشگاه كتاب در مصلی از هر نظر یك اتفاق شگفت انگیز است. از هر زاویهای كه بخواهی نگاه كنی، نمیتوان برای یك لحظه از بودنش نفس عمیق كشید و لبخندی زد از سر رضایت. حالا بیایید تصورش را بكنید كه با مترو كه بهترین گزینه است، پس از بارها و بارها اصرار فرزندتان، دست او را میگیرید و پس از پیاده شدن از ایستگاه شهید بهشتی كه بیشتر از سایر ایستگاهها رنگ و بوی نمایشگاه دارد از قطار پیاده شوید. فرض میكنیم كمی هم شانس دارید و زودتر از چیزی كه در روزهای نمایشگاه معمول است دست در دست فرزندتان برسید به ابتدای شبستان اصلی نمایشگاه. تازه از اینجا اگر نزدیك به سیصد متر به سمت شرق بروید، یك خیابان بزرگ پیش روی شماست با انبوهی از چادرهای نصب شده در سمت راست آن... كمی كه خیره شوید انبوه دانشجویان و دانش آموزانی را میبینید كه در این سالنها یعنی همان بخش ناشران دانشگاهی و آموزشی مشغول خرید هستند. اگر گرمتان نشده باشد یا در باران روزهای بهار تهران خیس نشده باشید، و اگر توان و نایی برایتان مانده باشد كه از یك سربالایی جاندار دست در دست فرزندتان بالا بروید، تازه میرسید به ابتدای مجموعه چادرهایی كه سعی دارند محیطی كودكانه و گاه نوجوانانه برای مشتاقان كتاب در نمایشگاه داشته باشند؛ میرسید به سالن كتابهای كودك و نوجوان…. از كتاب كودك چه در نمایشگاه میبینیمچادرهای فروش كتاب كودك و نوجوان یا به تعبیر دیگر بخش كودك و نوجوان نمایشگاه كتاب را باید عجیبترین و شاید محرومترین بخش نمایشگاه كتاب دانست. از هر دری كه بخواهیم به مصلی نگاه كنیم، رسیدن به این بخش ساده نیست و كمتر به نظر میرسد كودك مخاطب كتاب پس از رسیدن به اول محوطه چادرها نایی برای گشتزنی در آن برایش باقی مانده باشد. این تازه ابتدای ماجراست. كافی است تا هر بینندهای به اندكی گشتزنی در محوطه این بخش علاقه نشان دهد. نخستین موضوعی كه به ذهن خطور میكند نبودن غرفه آرایی مناسب برای مشاهده و دیدن كتاب از سوی مخاطبان هدف آن است. غرفههای عمدتاً بلند كه تا سر حد ممكن آكنده از كتاب است. كتابهایی كه حتی از نظر سنی نیز طبقه بندی نشدهاند و غرفهداران خسته و بیحال آن هم رغبتی به آن نشان نمیدهند. گاهی كتابی پشت یك ویترین شیشه میزبان چشم كودكانی است كه طالب آنند و دستشان از آن كوتاه و گاهی قیمتهای عجیب كتابها مخاطب را به جای خود میخكوب میكند. حالا از همه اینها میشود چشم پوشید اما هر چه بیشتر به دنبال داستانها و شعرهای ایرانی بگردی، كمتر پیدا میكنی. ترجمه و تنها ترجمه سكه رایج كتابهای حوزه كودك و نوجوان شده است. مهم هم نیست قطع كتاب چیست یا كدام گروه سنی نشانه رفته شده است. تنها ترجمه و اگر همت ناشر باشد جلدی رنگارنگ میشود ادبیات غالب كودك و نوجوان در نمایشگاه كتاب. حالا كاری نداریم كه كودك نمایشگاه آمده ما، در این فضای فرهنگی هیچ امكانی جز چند چادر و میز كه انبانی كتاب پشت آن نهادهاند، ندارد. چادری كه یك رگبار بهاری روی آن تمام آرزوهای كاغذی كودكان حاضر در درونش را با خود میشوید و میبرود و این تازه اول قصه ما در بخش كودك و نوجوان نمایشگاه بینالمللی كتاب است. فروش كتاب كودك ربطی به جای آن ندارددر ارزیابی علت برخوردهای حاشیهای با كتاب كودك و نوجوان اعم از اختصاص یكی نامناسبترین مكانها برای برپایی غرفهها تا اختصاص سرای اهل قلم كودك در زیر زمینی كه به سادگی راهی برای یافتنش نیست میتوان سراغ موضوعات زیادی رفت و ابعاد مختلفی را بررسی كرد اما میزان حضور رو به افزایش سالانه ناشران كتاب كودك در نمایشگاه حاكی از ماجرای دیگری است. محسن یگانه كاری مدیر بخش كودك و نوجوان نمایشگاه و مدیر اجرایی انجمن ناشران فرهنگی كتاب كودك در این رابطه میگوید: نمایشگاه كتاب بعد از 23 دوره برگزاری و شركت ناشران در آن از نقطه نظر مكان برگزاریش خیلی وابسته به مكانش نیست. یعنی ممكن است شرایطی به وجود آید كه بعضاً بدتر از وضعیت فعلی هم باشد اما ناشران در آن حاضر شوند. وی ادامه میدهد: فرصت نمایشگاه كتاب و حضور مستقیم با این همه مخاطب را نمیتوان به راحتی از دست داد اما ناشران ما دیگر فهمیدهاند كه نباید به مكان وابسته باشند اما این را كه میگویم نه حرف من كه حرف همه ناشران است و حتی حرف همه بازدید كنندگان از نمایشگاه كه این روند نمیتواند همچنان ادامه داشته باشد و نمایشگاه نیازمند یك مكان دائمی است. عبدالعظیم فریدون، مدیر نشر محراب قلم نیز در این رابطه معتقد است: بی رودربایستی بگویم ما دیگر میدانیم كه بسیاری از وعدهها شعار است. من به عنوان یك ناشر میدانم كه مشتریهای دائم من چه كسانی هستند و هر كجای این شهر هم كه بروم به سراغ من میآیند اما نمایشگاه باید محلی باشد برای مخاطبان غیر دائم و گذری. وقتی ما از محل دائمی نمایشگاهها به مصلی انتقال داده شدیم، وعده دادند كه جا بهتر میشود اما شما نگاه كنید از میان همه نمایشگاههایی كه هر سال در مصلی برگزار میشود، همین یك نمایشگاه كتاب است كه مشكل پیدا كرده است. حرف من ناشر این است كه اگر امكانی را از من دریغ میكنید باید لااقل بهترش را جایگزین كنید نه نازلتر از آن را. كتاب كودك در نمایشگاه فقط مشكل جا نداشتبخش كودك و نوجوان نمایشگاه بینالمللی كتاب دو سالی است كه میهمان چادر است. چادرهایی كه در ابتدا قرار بود ضدآب و آتش باشند اما این روزها در رگبار بهاری تهران ناشران مستقر در آن باید ترفندهای زیادی برای رهایی از شره آب به درونش به كار ببندند. با وجود این به نظر میرسد از نظر كمی استقرار ناشران كودك و نوجوان در درون چادرها موجب توسعه كمی تعداد آنها شده است تا جایی كه 220 غرقه درون رواقها در سالهای قبل جای خود را به 270 غرفه مستقر در درون چادرها داده است. غرفه هایی كه به نظر میرسد از نقطه نظر تخصیص مكان یكنواختی بیشتری نسبت به سایر بخشهای دارند.یگانه كاری در رابطه با این شیوه تخصیص غرفه میگوید: با وجود اینكه مقررات برای همه ثابت بوده است اما ما به ناشران اعلام كردهایم به جای 30 عنوان در سال گذشته میتوانند با ده عنوان منتشر شده نیز در نمایشگاه شركت كنند. معیار تخصیص جای ما نیز با بقیه بخشها فرقی نداشته است ولی مكان در اختیار ما بزرگتر از چیزی بود كه انتظار داشتیم و لذا توانستیم به همه درخواستها پاسخ دهیم و در واقع مكان هر ناشر به تعداد عناوین منتشر شدهاش مربوط میشد اما خب این را هم باید گفت كه به دلیل اختلاف موجود در آمار خانه كتاب و نرم افزار نمایشگاه و نیز عناوین اعلام شده از سوی ناشران معمولاً اختلافهایی در تعداد عناوین برای تخصیص جا به وجود میآید. اصلاً هم گران نیستیم!در سالنهای كتاب كودك نمایشگاه، همه نوع قیمتی را میتوان دید. از كتابهای 400 تومانی تا فرهنگنامههای 20هزار تومانی و بالاتر. تفاوت این قیمتها به ویژه زمانی بیشتر خود را نمایان میسازد كه عمده آثار ارزانقیمت ارائه شده در نمایشگاه امسال را كتابهای ترجمهای تشكیل میداد. یگانه كاری در پاسخ به این سؤال كه آیا كتاب كودك و نوجوان در نمایشگاه گران ارائه نمیشود، میگوید: میانگین فروش كتاب در سال گذشته در بخش كودك و نوجوان 1750 تومان بود و هیچ محدودیتی نیز برای سال عرضه كتاب نداشتیم. اما وقتی صحبت از كتاب كودك و مقایسه آن با كتاب نوجوان میشود نباید از یادمان برود كه مختصات كتاب كودك چیزی متفاوت با كتاب بزرگسالان است و قطعش، صفحاتش، كاغذ مورد استفاده در آن، جلدش و خیلی موضوعات دیگر پارامترهایی را وارد میكند كه اساس قابلیت مقایسه آن با سایر آثار بزرگسال را از بین میبرد. اما به نظرم با توجه به در نظر گرفتن تورم حقیقی و رشد قیمتها هنوز هم كتاب كودك و نوجوان به نظرم ارزان است. بسیاری از وعدهها بیشتر شوخی استناشران كودك و نوجوان را باید در صف نخست ناشرانی دید كه توانایی صنفی خود را در خدمت برگزاری نمایشگاه كتاب در سطوح مختلف برگزاری در آوردند با این حال از جمله نخستین گروههایی نیز به شمار میروند كه در توانایی آنها برای برگزاری چنین نمایشگاههایی تردید وجود دارد. معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال جاری از عزم خود برای واگذاری برگزاری نمایشگاه كتاب به تشكلهای خصوصی نشر خبر داده است با این وجود آیا میتوان به این موضوع امیدوار بود و نمایشگاههای آینده را برآمده از خواست و نیاز صرف صنفی بدنه نشر دانست؟ عبدالعظیم فریدون در این رابطه میگوید: به نظر من این صحبت معاونت فرهنگی بیشتر به یك شوخی شبیه است و نمیتوان آن را باور كرد. آنچه الان مشكل ناشران كوچك و بزرگ در حوزه كودك و نوجوان است فشل شدن چرخه تولید كتاب است. این موضوع باعث میشود كار خوب در این حوزه هر روز كمتر شود و ناشران نیز هر روز ضعیفتر میشوند. فریدون با اشاره به تجربه 30 ساله حضور خود در نمایشگاههای كتاب داخلی و خارجی تأكید میكند: عادت كردهایم كه نازلترین بخش مان را برای كودك و نوجوان كه بارها میگوییم آینده سازمان هستند خرج كنیم. من به شخصه میگویم اگر چنین اتفاقی افتاد همه تجربیاتم را پس میگیرم و دور میریزم. من ناشر عنادی با وزارت ارشاد ندارم اما از سر دلسوزی میگویم كه تجربه میگوید قرار نیست اتفاقی بیفتد. هنوز منتظریمبخش كودك و نوجوان را تنها باید یكی از بخشهای جنبی و شاید فراموش شده نمایشگاه كتاب در سالهای اخیر دانست. بخشی كه به اصرار و با وجود نمایشگاههای تخصصی در طول سال به بدنه نمایشگاه الصاق میشود و پس از فاصله گرفتن فراوان از استانداردهایی كه لا اقل باید برای آن در نظر گرفت به سرنوشتی بهتر از امروز دچار نمیشود. این موضوع را میتوان در صورت تمامی غرفهداران و ناشران حاضر در نمایشگاه دید. غرفهدارانی كه هنوز امیدوارند كودكان و نوجوانان حاضر در نمایشگاه از پس شیب تند ورودی چادرهای استقرار بخش كودك (اگر موفق به یافتنشان شدند) گذر كنند و ساعتی همراه دنیای كلمات رنگارنگ آنان شوند. به نظر میرسد با ادامه روند فعلی توجه و نگاه به این بخش از نمایشگاه نمیتوان انتظار داشت كه نبض كتاب كودك در نمایشگاه قوی تر از وضع كنونی بزند. نبضی كه چادرهای خفه نمایشگاه، فضای تنفس محدودش را در این ده روز شاید به نوعی كمتر از سایر ایام سال كرده است.