
ایزد مهرآفرین- جشنواره فیلم کن مهمترین رویداد سینمای جهان کمتر از سه روز دیگر در شهر بندری کن در جنوب فرانسه، شصت و چهارمین دوره برگزاریاش را جشن خواهد گرفت و طبق خبرهای رسیده قراراست کاروانی از مدیران و دست اندرکاران سینمایی به این جشنواره گسیل شوند؛ خبری که تا به امروز واکنشهای متعددی را در پی داشته تا جایی که روابط عمومی معاونت سینمایی مجبور شد توضیحاتی در این خصوص ارائه کند. در این بیانیه آمده است: «حضور پررنگ و مؤثردرعرصههای بینالمللی از نیازهای جدی سینمای ایران است، در همین راستا یکی از برنامههای مدیریت کنونی معاونت سینمایی تعامل و تحرک فعال در عرصه و بازارهای جهانی فیلم است.» اگرچه ظاهراً خود شمقدری بر سر رفتن یا نرفتن در این جشنواره هنوز مردد است.
همه اینها در حالی است که در این دوره هم خبری از سینمای ایران در بخش مسابقه نیست و تنها دو فیلم «به امید دیدار» (محمد رسوال اف) و مستند «این یک فیلم نیست» ساخته مشترک مجتبی میرطهماسب و جعفرپناهی در بخش خارج از مسابقه حضور دارد که هر دوی آنها بدون مجوز ساخته شدهاند و در حقیقت جزو جریان فیلمهای زیرزمینی ایران هستند.
پرسشهای یک سفر انجام نشده
در این بین پرسشهای متعددی به وجود میآید، از جمله اینکه چرا با وجود اینکه ما هیچ نماینده رسمی در این جشنواره نداریم باید کاروانی با این حجم به این جشنواره بفرستیم؟ دوم اینکه اگر بحث فقط شرکت در بازار کن و فروش فیلم است اینکه کار چند شرکت فیلمسازی است و احتیاجی به این همه مدیر ندارد. تازه حضور هر فیلمی با هر کیفیتی و کمیتی در این بازار آزاد است و احتیاج به نماینده خاصی نیست.
سال گذشته وقتی تیم30 نفره معاونت سینمایی به این جشنواره اعزام شد شمقدری گفته بود دستاوردهای زیادی در این حضور بوده است که در سال آینده خود را نشان خواهد داد. حال باید از ایشان پرسید که وجود دوفیلم غیرقانونی امسال که در جریان اصلی سینمای ایران هیچ تأثیری ندارد، همان دستاورد سفر گذشته است؟!
نکته قابل توجه دیگر در این حضور هزینه این کاروان است که از بیتالمال پرداخته میشود. اشکالی ندارد که مدیر یا سینماگری بخواهد در این جشنواره حضور داشته باشد ولی به شرطی که دست در جیب خودش کرده باشد و نه با پول بیتالمال در سواحل کن به سیر و سیاحت سینمای روز جهان بپردازد!
آخرین نکته این است که در سیاسی بودن این جشنواره شکی نیست. از مشاهدات و خبرها هم این گونه بر میآید که مدیران این جشنواره میخواهند سیاست صندلی خالی را ادامه بدهند و از جعفر پناهی حمایت کنند و مشخص نیست که در این صورت مواجهه مدیران سینمایی ما با این جنجال چگونه خواهد بود. اینها همه سؤالاتی است که باید نشست و دید چه کسی پاسخگوی آن خواهد بود.
گذشته «کن»
شاید در نظر عامه و علاقهمندان به سینما، فستیوالی مثل اسکار بیشتر شناخته شدهتر باشد ولی برای دنبالکنندگان واقعی سینما و کسانی که در این حوزه فعالیت میکنند، جشنواره کن چیز دیگری است.
فستیوال کن با قدمتی 70 ساله و با تکیه بر آن چیزی که بنیانگذاران این جشنواره «ذات واقعی هنرسینما» نامیدند، به کعبه آمال فیلمسازانی تبدیل شده که میخواهند با حضور در این تورنمنت بزرگ و معتبر نام و آوازهای برای خود دست و پا کنند. میگویند این جشنواره معدن کشف و استخراج سینما و فیلمسازان کشورهای مهجور است تا برخلاف آن چیزی که در سیطره سینمای امریکا و جشنواره اسکار است، فیلم تولید کنند و ماهیت هنر سینما را همیشه تر و تازه نگه دارند. «ناگفته نماند که در چندین دوره مدیران همین جشنواره دست به دامن همان فیلمسازان امریکایی و فیلمهای هالیودی شدند تا بتواند از این طریق افتتاحیههای گرمتری داشته باشند.
ولی به هرحال گرایش به سبک و سیاق خاصی از سینما باعث شده تا برخی یک سلیقه و منش خاص برای این فستیوال در نظر بگیرند و درست یا غلط، به نوعی این جشنواره را به سرمشقدهی برای هنر سینما و خود فیلمساز متهم کنند.
نکته آخر: چند سال پیش وقتی سینمای ایران نمایندهای در جشنواره کن نداشت، مسعود فراستی از این وضعیت ابراز خرسندی کرد و گفت: «خیلی خوشحالم که هیچ فیلمی در این جشنواره پذیرفته نشد چون این اتفاق باعث میشود فیلمسازان ما برای خودشان و مردم خودشان فیلم بسازند.»