
پس از شکست جریان فتنه پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری و با اوجگیری تحولات بیداری اسلامی در شمال آفریقا و منطقه خاورمیانه، دستگاههای رسانهای سلطه ضمن تلاش برای متهمسازی ایران به دامن زدن به این تحولات، در عین حال به گسترش و تثبیت تفکر انقلاب اسلامی در جهان تأکید کرده و البته در هر دو منظر بر عزت و اعتلای نظام اساسی، خواسته یا ناخواسته اذعان داشتند، اما پس از ماجرای اخیر وزارت اطلاعات، گویا بهترین فرصت برای این رسانهها برای تخریب و تضعیف نظام اسلامی فراهم شد که البته اینبار دیگر موضوع تقابل جریان فتنه با نظام اسلامی یا تقابل صهیونیسم بینالملل یا نظام سلطه با نظام اسلامی مطرح نبود، بلکه اینبار موضوع القای رقابت و شقاق در متن نظام دینی و به نوعی ادعای تقابل در رأس نظام اسلامی به محور اصلی جنگ روانی دشمن تبدیل شد، به گونهای که تلویزیون بیبیسی وابسته به دولت استکباری انگلیس در تاریخ 28/1/1390 و بعد از انتشار اخبار اولیه برکناری وزیر اطلاعات میگوید: گذشته نشان داده است احمدینژاد به توصیهها و احکام خصوصی رهبر ایران بیاعتناست و این باعث موضعگیری علنی آیتالله خامنهای میشود. بیبیسی سپس با اشاره به برکناری وزیر اطلاعات توسط رئیسجمهور میگوید: احمدینژاد در حال انقلاب مخملی در جمهوری اسلامی است.
اما این خط القایی دشمنان نظام اسلامی، توسط سایت رادیو فردا وابسته به سازمان سیا در تاریخ 1/2/1390 با تعبیر «جنگ قدرت در رأس حکومت ایران» پیگیری و طی مطلبی به نقل از روزنامه نیویورکپست در تحلیل عوامل این به اصطلاح «جنگ قدرت» مینویسد: احمدینژاد و جناح وی معتقدند حکومت برای حفظ خود باید از نهادها و شعار اسلامی و مذهبی بکاهد که یک بخش عمده آن کاهش حضور روحانیون در قدرت و اداره امور کشور است. این جناح سعی میکند گرایشهای ملیگرایانه و به اصطلاح «مکتب ایرانی» را ترویج کند و معتقد است متخصصان میتوانند ایران را در دنیای مدرن هدایت کنند و نه روحانیون و در ادامه مینویسد که محمود احمدینژاد در این راستا باید روحانیون را از حکومت بیرون رانده و از میزان قدرت و اختیار رهبری بکاهد. به این منظور وی باید سنت و قوانین رایج در جمهوری اسلامی را تغییر داده و به جای شخص رهبر، رئیسجمهور را به عنوان رئیس تامالاختیار قوه مجریه تثبیت کند.
به رغم فضاسازی رسانههای مذکور، عدم حضور آقای احمدینژاد در جلسه هیئت دولت در روز یکشنبه، به فضای تبلیغاتی دشمنان دامن زده و البته تحلیلهای افراطیتری را در این میان مطرح کردند، اما آنچه با این تحلیلها قابل انطباق نیست (به رغم تحرکات ماههای اخیر برخی عوامل انحرافی) همانا مواضع شفاف و روشن آقای احمدینژاد نسبت به جایگاه ولایت فقیه و نظام دینی در سالهای اخیر است که مجالی را برای اینگونه تحلیلهای رسانههای بیگانه و البته اقدامات اخیر باقی نمیگذارد و به تعبیری با منطق «احمدینژادی» که مردم مسلمان ایران خالصانه در تیر 84 و خرداد 88 به آن رأی دادند، مطابقت ندارد.
آقای احمدینژاد در چهارم شهریور 87 در جمع روحانیون مبلغ میگوید: «نظام ولایت فقیه راهی مطمئن برای آشنایی مردم با مفهوم انسان کامل است. این نظام بر پایه آموزههای دینی صحیح برپا شده تا دست مردم را در دست انسان کامل نهاده و مقدمهای برای برپایی حاکمیت جهانی مهدوی باشد... ابراز رضایت مقام معظم رهبری از عملکرد دولت نهم را با هیچ یک از امور مادی تعویض نمیکنیم، چراکه هیچ چیز به اندازه نفس کشیدن و خدمت کردن در نظام جمهوری اسلامی برای ما ارزش ندارد.»
آقای احمدینژاد در 11 بهمن 88 در نشست سراسری مشاوران جوان میگوید: «کسی که به نظام ولایت و امامت متصل نباشد فهم او از مسائل به گونه دیگر خواهد بود. اینکه بدخواهان از نظام ولایت فقیه هراس دارند و با آن دشمنی میورزند، به خاطر این است که آن را سد راه خود میدانند.»
مقام معظم رهبری در تاریخ 3/2/1390 در جمع مردم فارس با اشاره به جنگ روانی دشمن و تلاشهای دولت خدمتگزار میفرمایند: شما ببینید در همین پنج شش روز گذشته سر یک قضیه که آنچنان هم از اهمیت بالایی برخوردار نبود، سر مسئله اطلاعات و امثال اینها، چه جنجالی در دنیا به راه انداختند. تحلیلها را بردند به این سمت که بله، در داخل نظام جمهوری اسلامی شکاف ایجاد شده است، حاکمیت دو گانه شده است، رئیس جمهور حرف رهبری را گوش نکرده است! دستگاه تبلیغاتی خودشان را از این حرفهای سست و بیپایه پر کردند، ببینید چطور منتظر بهانهاند. ببینید چطور مثل گرگ در کمین نشستهاند که یک بهانهای پیدا کنند هر جور میتوانند حمله کنند. میدانند که دولت مشغول تلاش و فعالیت و خدمت است. خب واقعاً در کشور دارد خدمت انجام میگیرد. هرجا خدمت باشد، هم مردم طرفدار هستند، هم رهبری طرفدار است. ما که راجع به شخص قضاوت نمیکنیم، ما کار را، خط را، جهتگیریها را ملاک و معیار قرار میدهیم. آنجا که کار و خدمت و تلاش هست، حمایت ما هست، حمایت مردم هست.