
فرهنگ«جنگ» را از آن طرف بخوانی، میشود«گنج»
سالها پیش رهبر انقلاب با اشاره به خروجیهای مادی و معنوی هشت سال دفاع مقدس،«جنگ» به عنوان یك«گنج» یاد كردند، كه هر چه میگذرد ضرورت استخراج این در نهفته در دل خاك بیشتر میشود. همالان اگر چه بخشی عظیمی از این«گنج فرهنگی» هنوز برای جامعه و به ویژه نسل جوان، پنهان است، اما اشتیاق مردم برای كسب این معارفالهی زایدالوصف است. هنوز هم پر و صداترین، بلكه پرفروشترین آثار فرهنگی ما، میبینی كه در حوزه فرهنگ جبهه و جنگ است. فرهنگ جهاد. فرهنگ ایثار و شهادت. با این همه وقتی سالها پیش«آقا» از «گنج» بودن«جنگ تحمیلی» سخن گفتند، هنوز خیلی سال مانده بود تا كتب«دا» و«بابانظر» و «خاكهای نرم كوشك» درآید و اینچنین با استقبال مردم روبهرو شود. حتیمیتوان«اخراجیها» را هم با كمی اغماض در ردیف همین آثار مرتبط با دفاع مقدس دانست كه فروش تا الان پنجمیلیوناش، رونق مرده را دوباره به سالنهای سینما برگرداند، باید نشست و بررسی كرد كه 22 سال بعد از جنگ تحمیلی، راز علاقه مخاطب به دانستن آنچه در متن و حاشیه خط مقدم نبرد گذشته، چیست. گمانم اما آنچه رازگشایی میكند از این همه شور و شعور، جوشش مستمر خون شهداست. قدر باید دانست این رنگ سرخ را و بسیار بیش از این در حوزه فرهنگ ایثار و شهادت، فیلم ساخت و كتاب نوشت و سرود اجرا كرد. لااقل امروز دیگر بر همگان معلوم شده كه برای مقابله با هجوم فرهنگ غرب، لازم نیست كاریكاتوری از همین فرهنگ را مثلاً را مثلا به شكل پاستوریزه! درآورد و به خورد مخاطب ایرانی داد. آنچه در این باب موثرتر است، تمركز ما روی داشتههای بیش از آنكه بخواهد از لشكر دشمن به دست آید، در دل خودش نهفته است. حالیا كه اگر«جنگ» را از آن طرف بخوانی، میشود«گنج»... و اینگونه است كه گرانبهاترین گنج ما یومالعیار عاشوراست«زینب» هم آن همه كربوبلا را از آن طرف خوانده بود، كه آن«جنگ» را جز«گنج» ندید... و آری! گفت: «ما رایتالا جمیلا».
ولایت فقیه، كار، نه یك كلمه كم، نه یك كمله زیاد
سخنان رهبر در جمع مردم فارس: نشان داد كه برای«آقا» در این روزگار، ملاك، خدمت بیمزد و منت به ملت است. بر همین اساس است كه رهبر درباره اشخاص قضاوت میكنند و الا قطعاً اشخاص به خودی خود ملاك نیستند. گویا برای رهبر انقلاب آن مسوولی بیش از دیگران ارزش دارد كه برای این ملت از همه بیشتر كار كند. تأكید رهبر انقلاب بر كار و خدمت، دلیلی جز این ندارد كه «جهاد اقتصادی» لازمه تحقق«عدالت و پیشرفت» است، كارآیی نظامی جمهوری اسلامی را بالا میبرد و باعث دلگرمی مردم میشود. الحمدالله میشد فهمید كه رهبر از كار شبانه روز سران قوا- به ویژه رئیس جمهور و كلیت قوه مجریه و بدنه دولت- رضایت دارند. این رضایت به نظر مهمترین فرق و اساسیترین تفاوت عصر اصولگرایی با ادوار سازندگی و اصلاحات است؛ به هر حال فرستادن دم به دم اطرافیان خود به لندن و پاریس و دبی و كیش كجا، و این كجا كه دولت محترم با 90 سفر استانی در عرض پنج سال، جوری مشی كند كه رهبر انقلاب بگویند؛ من از نزدیك اینها را میبینم؛ انصافاً شب و روز ندارند...
سیاست این هم یك راه است...
گمانم خیلی خوب روشنگری شد در باب جریانات مختلف انحرافی، در این سالها، چه جریانی انحرافی فتنه 88 و چه جریان انحرافی سكوت و بیبصیرتی و چه جریانات دیگر كه به جای«صراط مستقیم» نشانیهای غلط به مردم میدهند. رهبر هم در سخنان خود به نوعی اتمام حجت كردند كه اجازه«انحراف» نمیدهند. خوب است حالا كه به اینجای كار رسیدهایم، و روشنگریهای لازم هم به حد ضرورت انجام گرفته، برای مقابله به هر گونه جریانی كه از مسیر آرمانهای ملت، منحرف است، این راه را هم تجربه كنیم؛«بیآعتنایی». نه اشتباه نشود؛ هرگز منظورم سكوت و پستونشینی و ندیدن شرایط و عافیت طلبی نیست. پس بگذار واضحتر سخن بگویم: احساس میكنم جریانات منحرف، به خصوص آن جریان كه این روزها زیاد محل بحث و مناقشه است، كمی لازم است در شعاع همان«هیچ و پوچ» كه«آقا» گفت: كم محلی، حتی بیمحلی ببیند. آن«راه» كه در «میان تیتر» گفتم، همین است كه من و تو برداریم«خدمات» را برجسته كنیم و صرفاً به عنوان«تاكتیك» مسأله سازمان را«تیتر مباحث» خود نكنیم، اما در عین حال مراقبشان باشیم.
نكتهگیریهای لوس و بیمزه نخواهی بكنی، خوب میدانی دارم چه میگویم. حرف آخرم این است؛ وقتی بنای نظام بر جذب حداكثری است، در مجموعهنیروهای انقلاب اسلامی، حتی یك نفر هم یك نفر است...