کد خبر: 444912
تاریخ انتشار: ۱۸ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۰:۵۶
ژنرال جیمز جونز که تا اواسط مهرماه سال گذشته سمت مشاور امنیت ملی رئیس جمهور امریکا را در اختیار داشت در اظهار نظری جدید درباره تحولات چندماه اخیر خاورمیانه عربی گفته است که ایران در ناآرامی‌های خاورمیانه دست داشته و به آن دامن می‌زند. ظاهراً اگر هر کشور دنیا در هر کجای جهان خواهان تغییر و رویارویی با استبداد و استکبار باشد مقامات حال حاضر و پیشین امریکا جمهوری اسلامی ایران را در آن دخیل می‌دانند و برای توجیه رفتارهای خود و متحدان دیکتاتورشان به دنبال این هستند که مسئولیت‌ها را روی دوش تهران بگذارند. این مسئله نشان می‌دهد که کاخ سفید علاقه‌ای ندارد به ریشه‌های تحولات بپردازد و دلیل اصلی و عمده آنها را جویا شود. بنابراین سعی می‌کند بگوید ایران منافع امریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش را که عمداً طایفه‌ای، موروثی، قرون وسطایی و استبدادی حکومت می‌کنند، در خطر می‌اندازد. پیش از آغاز قیام‌های مردمی در این منطقه، مقامات ایالات متحده شکست‌های خود را در افغانستان و عراق با توجیه دخالت جمهوری اسلامی ایران دنبال می‌کردند و از این طریق تبلیغ می‌کردند که ایران اجازه نمی‌دهد دموکراسی ما در این دو کشور به بار بنشیند. در حال حاضر نیز می‌گویند تهران در شورش‌های منطقه خاورمیانه دست دارد. زیرا از این طریق می‌خواهد کاری کند که توجهات جهانی را از مسائل هسته‌ای و داخلی به منطقه منتقل کند. جیمز جونز که با شبکه خبری سی ان ان مصاحبه می‌کرد گفته است که با وجود هرج و مرج در حوزه خاورمیانه، دیگر ایران مرکز توجه نیست و هم اکنون درباره برنامه اتمی ایران صحبت چندانی به میان نمی‌آید. پیش از جونز مقامات دیگری از امریکا از جمله هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه این کشور نیز نسبت به مداخله ایران در قیام‌های منطقه خلیج‌فارس هشدار داده بودند.
تحولات منطقه در چند ماه اخیر به گونه‌ای پیش رفته است که بسیاری از کشورهای کوچک و بزرگ در اینباره موضع گرفته و نشست‌ها و کنفرانس‌های کم نظیری تشکیل داده‌اند که در بسیاری از آنها مقامات امریکایی، اروپایی و منطقه‌ای حضور فعال داشته‌اند و هر کدام مواضع خود را اعلام کرده‌اند. با این وجود کاخ سفید معتقد است که جمهوری اسلامی ایران نباید در این زمینه حرف و حدیث خاصی بگوید. حتی اگر به دلیل همسایگی تحولات منطقه بر روابط خارجی و منطقه‌ای‌اش تأثیر بگذارد. نوع نگاه گزینشی امریکا نسبت به رفتار سیاسی کشورهای مختلف به گونه‌ای است که عربستان به همراه امارات نیروی نظامی خود را وارد کشور بحرین می‌کنند و چراغ سبز امریکا در تأیید آنها خاموش نمی‌شود اما جمهوری اسلامی ایران حتی موضع شفاهی هم بگیرد به منزله دخالت در امور دیگران است. بر این اساس شورای همکاری خلیج‌فارس نیز روز یک‌شنبه نشستی اضطراری در ریاض پایتخت عربستان سعودی برگزار کرد که در پایان کشورهای عضو به خصوص امارات و عربستان موضعگیری‌های جمهوری اسلامی ایران در قبال اعزام نیرو به بحرین را مداخله در امور کشورهای همسایه دانستند. حال مسئله این است که در چنین شرایطی مشکل بنیادی به دیکتاتوری‌های عرب برمی‌گردد یا موضعگیری‌های ایران یا هر کشور دیگری؟ دولت‌های عربی که در حال حاضر با سیل اعتراضات مردمی مواجه هستند در درجه اول باید خود شکستن را تمرین و تجربه کنند زیرا این بغضی که پس از سال‌ها در گلوی ملت‌های عربی رها شده، محصول چند دهه ظلمی است که با حمایت امریکا بر سرشان آمده است نه تفسیرهای سطحی و بی بنیانی مثل دخالت ایران در امور دیگران. هر یک از حاکمان عرب که در حال حاضر در آتش خشم مردم می‌سوزند سال‌هاست که صندلی قدرت را چسبیده‌اند و جدای از تقسیم نکردن قدرت با دیگران و اختصاص دادن آن به خانواده و طایفه خود، ثروت ملی را نیز انحصاری کرده و مردم را با وجود منابع غنی نفت و گاز در فقر رها کرده‌اند. مصر، اردن، عربستان، بحرین و بسیاری از دیگر کشورهای عربی در چند دهه گذشته تنها سه وظیفه عمده داشته و نسبت به آن متعهد بوده‌اند. اول حفظ منافع امریکا و بازگذاشتن جای پای آن در حوزه خلیج فارس و خاورمیانه، دوم حفظ امنیت اسرائیل و مقدمه‌چینی برای گسترش روابط با آن و سوم حفظ موقعیت سیاسی خود و تضمین تداوم پادشاهی در خانواده و نسل خود به گونه‌ای که ولیعهد باید مورد تأیید کاخ سفید بوده باشد. بنابراین چنین مسائلی طوفان اعتراض و انقلاب را در خاورمیانه بلند کرده است تا موضعگیری‌های دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران.
جو‌نز و دیکتاتورهای عرب بهتر است از تجربه امریکا در برخورد با ایران هسته‌ای درس بگیرند که در تلفیق با مقاومت ملت ایران،‌موجب عزت و محبوبیت جمهوری اسلامی در جهان شد و تبلیغات امریکا بر ضد خودش مورد استفاده قرار گرفت. اگرچه ایران در امور هیچ کشوری دخالت نمی‌کند اما اینکه هر اتفاقی در منطقه می‌افتد به گردن ایران بیندازند نشان می‌دهد تهران از قدرت تأثیرگذاری بالایی برخوردار است و این پناه آوردن ملت‌ها به ایران و در نتیجه قدرت جمهوری اسلامی را افزایش خواهد داد، چرا که ملت‌ها از مبارزه‌کننده با ظالمان خوششان می‌آید. آیا نصرالله، احمدی‌نژاد و اردوغان محبوب‌ترین سران جهان نیستند؟ آیا این محبوبیت به دلیل ایستادگی در برابر ظالمان نیست؟
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار