کد خبر: 444542
تاریخ انتشار: ۱۶ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۹:۵۲
گزارش بازدید کاروان اصحاب رسانه از مناطق عملیاتی دفاع مقدس
علیرضا محمدی | در ایام نوروز کاروانی متشکل از اصحاب رسانه به قصد بازدید از مناطق عملیاتی دفاع مقدس و چگونگی حضور دانشجویان و اقشار مختلف مردم در کاروان‌های راهیان نور، بار سفر بستند و قطره‌ای از دریای بی‌کران این حرکت عظیم فرهنگی شدند. ما نیز با چنین قصدی ره توشه سفر بستیم و از مسافران کاروان خبرنگار شهید غلامرضا رهبر شدیم. او که خود حماسه ساز بود و پیام رسان، حماسه را با خونش آفرید و در رساندن پیام ارزش‌های موجود در کربلای جبهه‌های ایران، ‌آنچنان یادگاری‌های ارزشمندی از خود برجای گذاشت که اینک کاروان ما می‌رفت تا چون شهید رهبر و سایر خبرنگاران شهید دوران دفاع مقدس، حماسه کاروانیان راهیان نور را روی امواج قلم و عکس و تصویر و کلام، انعکاس دهد.
سفر ما همراه با سایر کاورانیان راهیان نور همان مسیری را طی می‌کرد که سال‌ها پیش بهترین فرزندان این مرز و بوم طی کردند؛ از فتح‌المبین تا چزابه، از طلائیه تا میش داغ و اروند و تمامی‌ آنچه امروز کربلای جبهه‌های ایران می‌خوانیمش. در واقع سفر راهیان نور نه آن چیزی است که حاصل تلاش امروز باشد. شروع‌کننده این سفر خود شهدا و ایثارگران بودند و بعدها نیز اولین طلیعه راهیان نور نیز از بطن خانواده شهدا آغاز شد. چنانچه هنوز جنگ به اتمام نرسیده، با اشتیاق خانواده شهدا و ایثارگران برای بازدید از محل عروج فرزندان شان یا با تازه شدن اشتیاق جانبازان و کهنه رزمندگان برای دیدار از همرزمان و مناطق عملیاتی دفاع مقدس، حرکت راهیان نور آغاز شد و در طی سالیان، این حرکت فرهنگی چونان نسیمی ‌ملایم به طوفانی از سفرهای کاروانیان راهیان نور از اقصی نقاط کشور و بلکه جهان تبدیل شد تا جایی که امروزه از آن به عنوان یکی از تأثیرگذارترین حرکت‌های فرهنگی حال حاضر ایران نام ‌برده می‌شود. فتح‌المبین عیدی سال 61 رزمندگانبرنامه سفر طوری تنظیم شده بود که نقطه آغاز بازدید کاروان اصحاب رسانه از منطقه عملیاتی فتح‌المبین باشد. عملیاتی که خود سرآغاز تحولی بزرگ در جنگ تحمیلی هشت ساله به شمار می‌رود و با موفقیت بی نظیری که در آزاد سازی بیش از 2500 کیلومتر از مناطق اشغالی میهن‌مان به دست آورد، عیدی رزمندگان ملت به ایران در اولین روزهای فروردین سال 1361 بود؛ منطقه ای در ساحل چپ کرخه، چهار کیلومتری شوش دانیال. فتح‌المبین با یادمان شهدایش به ما سلام داد. جایی که حدود 29 سال پیش به اجبار پذیرای دو سکوی موشکی ارتش بعث برای بمباران شهرهای اطراف بود و رزمندگان با درک این موضوع در آخرین روز‌های سال 60 قدم در شیارهای مرموز این منطقه گذاشتند. رسیدن به این نقطه که ما و کاروان دانشجویان دانشگاه علامه به راحتی طی کرده بودیم، تنها سه دهه پیش مساوی با ریخته شدن خون بیش از 3 هزار رزمنده ایرانی بود. در آنجا شیارهای متعددی دیده می‌شود که ورود به هر کدام شان جز با وضو میسر نیست! که قدم به قدم این خاک مقدس آغشته به خون شهیدی است و چنانچه سرخه، یکی از رزمندگان حاضر در این عملیات برایمان توصیف کرد، دوشیکاهای مسلط به این شیارها، به راحتی تن رزمندگان غالباً جوان و نوجوان ایرانی را به هم می‌دوختند و اینچنین حماسه فتح‌المبین را همسایه دیوار به دیوار عاشورای حسینی ساختند.«هر چشمی که به کرخه نگاه کند،‌دیگر دیده به روی گناه باز نخواهد کرد» این حرف شهید مظفری از رزمندگان فتح‌المبین بود که روایتش را سرخه برایمان تعریف کرد. شهید مظفری این حرف را در زمانی زده بود که به خاطر تسلط چندین ماهه ارتش عراق بر ساحل چپ کرخه، هر روز 70 الی 80 رزمنده ایرانی در این رودخانه به شهادت می‌رسیدند. اما اواخر سال 60 رزمندگان قرارگاه‌های قدس و نصر و فجر و فتح، زیر نظر قرارگاه مرکزی کربلا،‌ نقشه عملیاتی را با نام فتح‌المبین تعقیب کردند که با پس زدن نیروهای خصم به شعاع 2500کیلومتری و هلاکت 25هزار نیروی عراقی، خط پایانی بر روزهای تلخ اوایل جنگ کشید و فتح الفتوح لقب گرفت. سرخه می‌گفت: «هر فتحی که در طول تاریخ به دست آمده، جز با پایداری مردان خدا میسر نشده است. جنود حق اینک در شکل و شمایل رزمندگان کم سن و سال ایرانی قدم در شیارهای شیخی و شلیکا و المهدی و شهید ربیعی و شهید ترکی و شهید میرزایی و شهید علی سلطانی گذاشتند ‌تا زیر رگبار دوشیکاهای مسط بر شیارها،‌برای هر قدم پیشروی شهیدی را تقدیم آرمان‌های‌شان کنند» در واقع این شیارها هرکدام قتلگاه‌هایی به شمار می‌آمدند که در مجموع 9 بوستان (مقتل الشهدا) مملو از گل‌های یاس خوشبو را ایجاد کرده‌اند. «فتح‌المبین گلستانی است که وقتی در مرکز شیارهایش قرار بگیری، هنوز فریادهای شهیدخضری 16 ساله را در خود دارد، آنگاه که دشمن اسیرش کرد و از او خواست دهان به هتاکی امامش باز کند و او آنقدر با دهان بسته فریاد زد که دشمن برای ساکت کردن این سرباز خمینی، گلویش را برید.»شاهکار مهندسی که عبرت تاریخ شدشهید خضری شاید همسن و سال بچه‌های نوجوان آملی بود که در شیارها و سنگرهای برجای مانده از فتح‌المبین، جنب و جوش می‌کردند یا در منطقه عملیاتی شرهانی، بی‌مهابا از روی کانال کمیل جابه‌جا می‌شدند. اینجا همراهمان تعدادی از بچه‌های دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی تهران نیز حضور داشتند که در زمره 200 هزار دانشجوی اعزامی به مناطق عملیاتی به شمار می‌آمدند. دانشجوها در سراسردشت پراکنده بودند و آن دور دست، نه خیلی دور و نه خیلی نزدیک، خطوط مرزی کشور عراق یادها را به 30 سال پیش و دستور هجوم صدام نامی می‌انداخت که اکنون در جهنم اوقات می‌گذراند. ماجرای شرهانی و عملیات محرم را از زبان اسدالله چوبین می‌شنیدیم که از اهالی دهلران بود و با لهجه شیرینش ما را چند کیلومتری عقب‌تر برد. تا رودخانه دویرج و شبی که یک گردان از نیروهای ایرانی غافل از طغیان فصلی این رود وارد بستر آن می‌شوند و شب هنگام با طغیان نابهنگام دویرج، تعدادی از رزمندگان غرق می‌شوند. اما عملیات محرم همچون جریان خروشان این رود به پیش می‌رود و دشمن را از مرزها بیرون می‌راند. چنانچه از لشکر 10 زرهی عراق و گردان زبده قادسیه که از جمله مخوف‌ترین نیروهای صدام به شمار می‌آمدند نیز کاری پیش نمی‌رود و «محرم» بار دیگر ثابت می‌کند که خون بر شمشیر پیروز است. با اشاره چوبین متوجه کانال 90 کیلومتری کمیل شدیم. شاهکار مهندسی ارتش بعث عراق که نیروهای متجاوز این رژیم در زمان اشغال بخش‌های مرزی خوزستان از شرهانی تا چزابه حفر کرده بودند تا در صورت نفوذ نیروهای ایرانی خط محکمی برای مقابله داشته باشند. کانالی به عرض پنج متر و ارتفاعی بیش از سه متر که قابلیت عبور ماشین‌های جنگی را نیز در خود دارد.کانال کمیل همچون منطقه شرهانی از جمله دیدنی‌های نسبتاً مغفول دوران دفاع مقدس است که کمتر به آنها پرداخته می‌شود. یکی از دانشجوها می‌گفت سه بار ره‌توشه سفر با کاروان‌های راهیان نور را بسته و بار اول است که به شرهانی می‌آید. هرچند که رفته رفته بر زوار این منطقه افزوده می‌شود.شرهانی در استان ایلام قرار دارد و چزابه از مناطق جنوبی خوزستان است. کانال کمیل که از شرهانی تا چزابه کشیده شده، نشانه واضحی از این شعار بعثیون بود که «آمده‌ایم تا بمانیم» آنها آمده بودند بمانند و هر کاری برای این ماندگاری کردند. غافل از اینکه جوانان این سرزمین درس آموخته مکتب عاشورا هستند و محرم‌ها در پیش دارند. در واقع شرهانی شرح توصیف خدا از زبان شهدای عملیات محرم است.طلائیون بدر و خیبرطلائیه محور عملیاتی خیبر و بدر است. طنین آمیختگی انفجار بیش از یک میلیون گلوله دشمن با صدای تکبیر بچه‌های لشکر 27، خاطره ایستادگی حاج همت و افتادن دست شهید خرازی، فریاد بچه‌های با صفای لشکر 31عاشورای تبریز و شهدایی که در وجب به وجب این خاک به خون خود غلتیدند و این منطقه را قیمتی به اندازه بهشت بخشیدند.دیدار از طلائیه را نیز همراه تعداد نسبتاً زیادی از زائران آغاز کردیم. نه آنقدر زیاد که نتوان جای دنجی برای خلوت پیدا کرد. چنانچه بسیاری از همراهان و زائران، در سنگرهای دورتادور خاکریز طویل موجود در منطقه بیتوته کرده بودند و خاطره راز و نیاز رزمندگان را در ذهن تداعی می‌کردند. ایمان ملکوتی از سبزوار را در یکی از همین سنگرها ملاقات کردیم. نشسته بود به راز و نیاز که خلوتش را شکستیم و در عوض او همصحبتی با ما را با روی باز پذیرا شد.ملکوتی پنج بار با راهیان نور همراه شده بود و با وجود 22سال سن، برای اولین بار در سال 80 یعنی در 12 سالگی به عشق دیدار معراج شهدا خود را مأنوس با این سفر کرده بود. سفری که به گفته خودش هیچگاه از آن دلزده نمی‌شود: «اینجا تکرار معنی ندارد. درست مثل عاشوراست که هر سال ماجرای آن را از زبان مداحان و خطیبان می‌شنویم و هر بار نکته و درس جدیدی یاد می‌گیریم. من به هر کدام از مناطق عملیاتی جنوب و حتی غرب چندین بار رفته‌ام اما به برکت شهدا هیچگاه دست خالی برنگشته‌ام و هربار یک سوغاتی ارزشمند دریافت کرده‌ام» سوغاتی اینبار ملکوتی همان چیزی بود که خودش از آن با عنوان «تصمیم قاطع برای خواندن نماز اول وقت» یاد می‌کرد. نصیبی که شاید نمود ظاهری‌اش را در اشک هایی سراغ بگیری که در مناطق عملیاتی دفاع مقدس جاری بر گونه جوانان کم سن و سال بارها خواهی دید.طلائیه‌ای که «پارسا» از راویان کاروان‌های راهیان نور از آن سخن می‌گفت، نه آن چیزی بود که خورشیدش به آرامی پیش چشم مان غروب می‌کرد. پارسا به عنوان یکی از رزمندگان عملیات خیبر روزهایی را به یاد می‌آورد که وجب به وجب این خاک مورد هجوم گلوله‌های توپ و خمپاره دشمن قرار گرفت و در مقابل چند صد گلوله توپ نیروهای ما، یک میلیون گلوله از انواع و اقسام ادوات سنگین نظامی دشمن روی این منطقه باریده بود. آنقدر که از لشکر 27 محمد رسول الله نیروی کمی باقی ماند و حاج محمد ابراهیم همت از فرمانده لشکر همسایه، درخواست یک گروهان نیرو کرد! کمی پیش از آنکه خود به دل مجنون بزند و با بوی آن زلف پریشان، مجنون وار به دیدار معبود بشتابد. همچون شهید مهدی باکری که درست یک سال بعد یعنی در اسفندماه سال 63 و در عملیات بدر، آنقدر در مجنون مقاومت کرد تا تنش در آب‌های خروشان دجله آرام بگیرد. طلائیه مامن شهدای بدر و خیبر آرامشش را مدیون همت‌ها و باکری هاست.رودخانه وحشیاروند را رودخانه ای وحشی می‌خوانند با جزر و مدی خارج از قاعده که در چهار جهت جریان دارد و با گرداب‌های بدون برنامه‌اش گاه در زیر آب جریانی با سرعت 70 کیلومتردر ساعت ایجاد می‌کند. اینها همه مشخصات رودخانه‌ای است که بارها از سوی کارشناسان غرب و شرق به فرماندهان نظامی عراق اعلام شد و به آنها این اطمینان را داد که ایران هرگز در این نقطه عملیات نخواهد کرد. تا سال 64 ارتش عراق در چنین رویایی به سر می‌برد تا اینکه طلوع فجر والفجر8 نه تنها معادلات آنها بلکه بسیاری از معادلات نظامی دنیا را تغییر داد. رزمندگان قرارگاه کربلا متشکل از نیروی لشکرهای 27 محمد رسول الله، 31 عاشورا، نصر، 25 کربلا، 7 ولی عصر و... یکی از معجزات نظامی دنیا را تحقق بخشیدند و شهر فاو، در آن سوی این رود وحشی را آزاد ساختند.اروند کنار با زائران بی شمار و بازارچه هزار رنگ بومیان محلی مقابل چشم کاروان اصحاب رسانه جلوه کرد. جمعیت به قدری زیاد بود که دو راه رفت و برگشت را به صورت مجزا برای عبور زوار ایجاد کرده بودند که با این وجود همچنان تردد به سختی صورت می‌گرفت. اینجا هم حضور دانشجویان و دانش‌آموزان چشمگیر بود. به صورت جزیره‌ای گرداگرد راویان ایستاده بودند و حماسه والفجر8 را می‌شنیدند. یکی از راویان از آمار سقوط 71 جنگنده عراقی در والفجر 8 خبر می‌داد و کورشدن دوربین‌های «رازیک» شناسایی ارتش بعث و ندیدن نفوذ غواصان آبی خاکی ایرانی. اما رام شدن رود وحشی، شکست دژ نظامی دشمن و در نهایت آزادسازی فاو همه قصه نبود. والفجر شرح دست خداست که از آستین غواصان ایرانی خارج شد و سیلی محکمی به گوش طاغوتیان زمان نواخت. با ماجرای رشادت‌های رزمندگان ایرانی که روایت هر کدامشان داستانی از حماسه آفرینی‌های جوانان این مرز و بوم است و ماجرای یکی از این سربازان گمنام را از زبان حسنی، از رزمندگان حاضر در والفجر هشت، شنیدیم: «یکی از خط شکن‌ها طنابی به دست گرفته بود و سر دیگر طناب را آزاد رها کرده بود، وقتی پرسیدیم سردیگرش را به امان چه کسی رها کرده‌ای؟ پاسخ داد: «به امان امام زمان(عج)» در حقیقت در والفجر8 روابطی مادی در کار نبود که بخواهد معادله ای شکسته شود. آن طرف رود اگر دژی مستحکم از آخرین تجهیزات نظامی دنیا قرار داشت، این طرف توکل بود و ذکر و باز هم توکل و عاقبت خونی که بر شمشیر تاخت و حماسه‌ای دیگر را بر صفحه شرمگین تاریخ رقم زد. شلمچه؛ قطعه‌ای ازبهشتشلمچه قطعه‌ای از بهشت است. جایی که در آن مرگ معنی ندارد، هرچند که چند صد و بلکه چندین هزار جوان ایرانی برای عبور از موانع هلالی شکل آن جان خود را از دست داده‌اند. در این منطقه تضاد را به وضوح می‌بینی، فراخی فضا و تنگی دل، قتلگاه و زندگی جاوید، آمیختگی خاک و استخوان شهدا. به قول یکی از راویان، در شملچه شاهپرشهادت خشکانده‌اند که اگر بادی برخیزد، صدای بال فرشتگان را می‌شنوی که برای تبرک از این خاک صف کشیده‌اند.ما نیز بازدید از شملچه را با یاد و خاطره رزمندگان باز مانده به هم در آمیختیم و وارد آن سرزمین شدیم. در اینجا بیشترین چیزی که به چشم می‌آید خاطره است که از دل خاک برمی خیزد و تمامی زوار را از خود بهره مند می‌سازد. راویان شملچه انبوهی از یادها در سینه دارند و هرچه می‌گویند تمامی ندارد. انگار که جنگ هنوز در شلمچه به اتمام نرسیده است. همانطور که ما برای رسیدن به یادمان این منطقه از بین موانع بازسازی شده هلالی شکل عبور کردیم و ما بین خطوط سیم خاردارهای مرزی، یاد شهدایی را زنده کردیم که اندکی آن‌طرف‌تر، نزدیک از ما به کربلا، آرمیده‌اند. کربلای 5، از مهم‌ترین عملیات‌های دفاع مقدس در این منطقه به وقوع پیوسته است. اسماعیل زمانی، از رزمندگان حاضر در این عملیات، شکسته شدن سخت‌ترین موانع نظامی دشمن را در کربلای5 به عنوان یکی از عوامل پذیرش قطعنامه توسط عراق می‌دانست و در شرح موانع هلالی گفت: «موانع هلالی یا نونی شکل، یکی از پیچیده ترین این موانع نظامی است که خط شکنان را در فرورفتگی خود به دام می‌اندازد و با توجه به پوشیده شدن تمامی این سطح از موانع مختلف، آتش مدافعان از هر طرف به سوی مهاجمان فرو می‌ریزد و این یعنی...»یعنی شهادت تعداد بسیاری از رزمندگان و باز هم پیشروی، اصابت گلوله بر چشم شهید عبدالله شه روی و باز هم ایستادگی، بارش باران و رجز خواندن شهید خرازی، نفیر گلوله و غریو تکبیر شهید بهبودی و... این همه تمامی آن چیزی است که شلمچه برای زوار خود دارد و در آستانه هر نوروز و تولد دوباره طبیعت، راهیان نور می‌روند تا از دل خاک‌های این منطقه و سراسر مناطق عملیاتی دفاع مقدس، چنین گنجینه‌ای را استخراج کنند؛ در همسایگی بهشت، روی خاک مقدس شلمچه...
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار