کد خبر: 443026
تاریخ انتشار: ۲۲ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۸:۲۷
ابراهیم زاهدی‌مطلق- کتابخانه شخصی علی موسوی‌گرمارودی که حاصل 40 سال زحمت و جست‌وجوی اوست، به کتابخانه مجلس شورای اسلامی‌سپرده شد.
البته درخبر آمده است که این شاعر نام‌آشنا کتابخانه‌اش را به مجلس فروخت! اما هرانسان منصف و مطلعی اکراه دارد که اسم فروختن را بر این کار بگذارد، چرا؟ این یادداشت فقط به دلیل رفع همین سوء‌تفاهم نوشته می‌شود.
1-هرکس که با استاد علی موسوی‌گرمارودی آشنا باشد، از به اصطلاح «کتاب باز» بودن او خبر دارد و می‌داند که این شاعر چگونه و از چه مسیرهایی این مکتوبات نفیس را به کتابخانه‌اش کشانده است و چه آثار گرانقدر و کمیابی در قفسه‌های آن به یکدیگر تکیه داده‌اند و البته تکیه‌گاه فرهنگ و هنر ما هم هستند. همان‌ها که برای این شاعرگرانمایه بیش از کتاب و کتابخانه‌اند؛ بلکه عشق و زندگی‌اند.
2-دلبستگی موسوی‌گرمارودی به کتاب‌هایی که در قفسه‌های کتابخانه‌اش نشسته‌اند و هر یک رازی از رازهای آفرینش و هنر و فرهنگ این سرزمین و گوشه گوشه جهان را آشکار می‌کنند، اگر بیشتر از علاقه‌اش به تک تک سروده‌هایش نباشد، حتماً کمتر نیست. دوستداران این شاعر همدانی که اولین و شاید تنها شعر مذهبی را در شب‌های شعرگوته خواند، حتماً می‌دانند برای او که کمتر به مصاحبه تن می‌دهد، ‌چقدر سخت است که از دلایل واگذاری کتابخانه‌اش حرف بزند.
3-یک بازیکن درجه 3 فوتبال که حتی برادرش حاضربه تماشای بازی‌اش از تلویزیون نیست، قراردادهایی بیش از یکصد میلیون تومان برای یک سال فوتبال که نه، بلکه لگد زدن به توپ می‌گیرد. آن هم از جیب بیت‌المال و پول‌هایی که مدیران جاه‌طلب از بودجه کارخانه‌ها و امکانات صنعتی کشور به جیب یک شبه فوتبالیست سرازیر می‌کنند.
4-یک بانوی بازیگر سینما که فقط دو سال تماشاگران از دیدن روی ایشان محروم بوده‌اند، به ازای بازی دریک فیلم سینمایی 150 میلیون تومان می‌گیرد و تهیه‌کننده‌اش هم با افتخار می‌گوید: ایشان چند سالی از سینما دور بوده‌اند و این مبلغ برای بازگشت ایشان به عرصه سینما پول چندان زیادی نیست و تهیه‌کننده دیگری که 90 میلیون تومان به یک بازیگر خوشتیپ پول داده است تا فقط 7 دقیقه در فیلمش بازی کند، سرافرازانه می‌گوید: این بازیگر خیلی بیش از90 میلیون تومان به فیلم ما کمک کرد.
5-کتابخانه شخصی استاد علی موسوی‌گرمارودی با ذکرهمه آن چه در بالا گفته شد تا همه آنچه نمی‌شود به زبان آورد، با کلی مخفی‌کاری وزیر گوشی حرف زدن و فرستادن یکی دو استاد بزرگ به منزل ایشان برای مذاکره و...خیلی مسائل دیگر به مبلغ یکصد میلیون تومان خریده می‌شود و دهان خیلی از اهالی ادبیات و سرزمین شعر و سایر افراد محترم و نیمه محترم که خیال می‌کنند 100 میلیون هم عددی است (احتمالاً بعد از علنی شدن مبلغ)، باز می‌ماند و هاج واج که «یاللعجب! چه پول هنگفتی به جیب زده است این شاعر!» یا آن داور کتاب سال فلان و جشنواره فلان و دبیر جشنواره کذا...از حسادت می‌ترکد که مبادا شندر غاز به یک جوان شاعر یا نویسنده برسد که خدای نکرده پررو شود! یعنی پولی را به حاصل تلاش 40 ساله موسوی‌گرمارودی داده‌اند که انتخاب هر یک از کتاب‌های کتابخانه‌اش و آوردن آن به قفسه‌هایش، مدیون موسوی گرمارودی بودن و نگاه اوست، وگرنه آیا هرکسی در طول 40 سال یا حتی 400 سال قادر است کتابخانه‌ای فراهم آورد که شبیه کتابخانه او باشد؟ معلوم است که باید در ردیف موسوی‌گرمارودی یا هر شاعر و نویسنده‌ای در همین مقام باشد. حالا آن مقام مسئول شاید خجالت بکشد که مبلغ خرید کتابخانه را بگوید، چرا که می‌ترسد مبادا به او خرده بگیرند که چرا این همه پول را هدر داده‌اید! و خود شاعر هم از هم‌قطارانش ابا داشته باشد که...یاللعجب! با پولی که بابت کتابخانه و عشق و زندگی استاد موسوی دادهاند، حتی نمی‌شود یک آپارتمان معمولی هم در جنوب شهر تهران خرید. اما برای گفتنش خیلی‌ها.... یاللعجب!
تذکار: با پرداخت پول به هر بازیکن درجه یکی که باعث شادی و ارتقای روحیه ملی می‌شود، موافقم. با پرداخت پول حتی بیشتر از150 میلیون تومان هم به هر بازیگر درجه یک بانو یا آقا که هنر و تمدن ایرانی را به رخ پرده‌های نقره‌ای می‌کشد، مخالف نیستم، اما مخالفم که رویه‌ای نامعمول و نامعقول داشته باشیم که یک شاعر از اینکه حاصل عمرش را به فروش بگذارد، اما نتواند مبلغ آن را بگوید.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار