بهار در ایران حال و هوای دیگری دارد. همه جای این سرزمین رنگ و بویی دل انگیز و شاعرانه میگیرد و هر کسی که در ایران است، با همه وجود طراوت و شادابی بهار را حس میکند. سراسر ایران بهاری میشود. در این میان اقوام ایرانی در شهرها و روستاها، سنتها و آداب و رسوم متنوعی برای استقبال از این آیین باستانی دارند. اسب دوانی، چوگان، نوروزخوانی، سبزه کشی، خرید و جامه نو به تن کردن، دید و بازدید، بوی خوش و عود سوزاندن، نقل و شربت و شیرینی دادن و گلاب پاشی و آبپاشی خانهها و بالاخره گردگیری و خانه تکانی کردن، از جمله این سنت هاست که در سراسر ایران رواج دارد. برای تجدید خاطره و استقبال از این آیین، به برخی از رسمهایی که در شهرهای ایران برگزار میشود، به صورت مختصر اشاره میشود. البته باید دانست که این سنتها با کمی تغییر در هر گوشهای از ایران یافته میشود:
سبزه کشی: مردم در آستانه فرارسیدن فصل بهار براساس یک سنت دیرین، آیین«سبزه کشی» یا«کشت سبزه نوروز» را برگزار میکنند. در حقیقت سبزه کشی و سبزه آرایی به شکلی نمادین رویش و سرسبزی را در خانههای مردم به ارمغان میآورد. مردم در چهارمحال و بختیاری با فرارسیدن پانزدهم اسفند و گذشت نیمه ماه در آیینی خاص اقدام به کشت سبزه نوروز میکنند. مردم این خطه ایران زمین در روزهای پایانی اسفندماه با کشت روباز گندم، عدس، ماش، لوبیا و برخی دیگر از حبوبات روی سینی یا کوزههای رنگی، به استقبال فرارسیدن نوروز و ایام بهار میروند.
لباس نو: مردم برای این روز از مدتها قبل تهیه و تدارک میبینند و جامههای زیبا و تازه میپوشند و این روز را عید لباس نو میدانند و به یکدیگر تبریک و خوشامد میگویند و هدیه میدهند. بسیاری از کودکان و نوجوانان منتظر این روزهای پایانی سال هستند تا خاطرهای دل انگیز از خرید و لباس نو پوشیدن را تجربه کنند.
نوروزخوانی: نوروز خوانی سنتی است که در برخی از نقاط کشورمان به ویژه در شهرهای شمال ایران معمول است. چند روز پیش از فرا رسیدن نوروز سه یا چهار نفر خواننده و نوازنده در خانهها میروند و اشعاری متضمن فرا رسیدن بهار و استقبال از نوروز و دعای خیر برای ساکنان خانه همراه با نواهایی ساده و بیپیرایه میخوانند. ترانههای نوروز خوانی اغلب به صورت ترجیع بند است. خواننده اصلی متناسب با جایگاه و موقعیت اجتماعی صاحبخانه شعرهایی بدیهه میسراید و چون به ترجیع میرسد، دسته جمعی میخوانند. گاهی نیز تمام ترانه به صورت گروهی خوانده میشود.
عیدانه یا هدیه نوروزی: پولهای نو به وسیله بزرگتر خانواده جمعآوری میشود تا در روزهای نخستین سال نو به نزدیکان هدیه داده شود. این هدیه نوروزی به عنوان برکت زندگی و ته کیسه تا پایان سال پیش هدیه گیرنده باقی میماند.
سمنو پزی: سمنو یک خوراکی شیرین ایرانی است که از جوانه گندم تهیه میشود و یکی از عناصر اصلی سفره هفت سین نوروز ایرانیهاست. بروجردیها در تهیه سمنو مهارت ویژه دارند و سمنوی بروجرد از کیفیت بالا و طعم و رنگ مطبوعی برخوردار است. معمولاً با شروع اسفند بسیاری از خانوادهها اقدام به رویاندن جوانههای گندم میکنند و سپس در یکی، دو هفته آخر سال شروع به پختن سمنو میکنند. برای پختن سمنو زنان به صورت گروهی همکاری کرده و با ذکر دعا و صلوات دیگ سمنو را کنترل میکنند و با پاروی مخصوص، آن را هم میزنند. کار پختن سمنو عموماً در شب انجام میشود و تا سپیده دم، دیگ سمنوی داغ آماده شده است.
کشتی گیله مردی: همان کشتی روستایی است که براساس موازین پهلوانی ایرانی انجام میگیرد و از مقررات جدید پیروی نمیکند. این بازی با آداب خاصی که ریشه در اعتقادات مذهبی دارد، شروع میشود. روی به سوی قبله آوردن، نیایش خالق هستی، در جهت و جانب مرقد امام رضا(ع) گردیدن و انگشت یا دست ادب برخاک نهادن از ویژگیهای این ورزش سنتی است. مسابقات کشتی گیلهمردی در جشن ها، اعیاد و اغلب پس از ایام کشاورزی در مناطق مختلف استان گیلان برگزار میشود.
لافند بازی: این ورزش به نامهای مختلف سن بازی، داربازی، ریسمان بازی، لافند بازی و بند بازی در ایران رواج داشته است. نقشهای ایفاگر در این ورزش عبارتند از: بند باز یا پهلوان، یالانچی یا شیطانک که وردست پهلوان است، سرناچی، دهل زن یا نقاره زن.
چهارشنبه سوری: این مراسم در آخرین سه شنبه سال برگزار میشود. با تاریک شدن هوا، مردم پشتههایی از چوب و خار و خاشاک در میانه هر کوچه فراهم میکنند. تعداد این پشتهها به هفت عدد میرسد. سپس آنها را آتش میزنند. ابتدا زنان و مردان مسنتر از روی بتهها میپرند و سپس جوانترها این کار را بارها و بارها انجام میدهند و معمولاً تا خاموش شدن تدریجی بوتهها این کار ادامه مییابد. این سنت برای طلب شادی و سلامتی و دور کردن بیماری و رنجوری صورت میگیرد. در بوشهر این مراسم در چهارشنبه پایانی صفر است و با آب تنی و داخل کردن پا در آب همراه است.
خانه تکانی: خانه تکانی که در گذشته، مظهر و نمادی از دور کردن ارواح خبیث و شرور از محیط زندگی و زدودن سیاهی مرگ و کهنگی از خانه و آشیانه بوده است امروز از ضروریترین سنتهای استقبال از بهار است. با مدیریت زنان خانه، غبار و آلودگی یک سال از محیط زندگی زدوده میشود و فضای خانه با تغییری محسوس برای زندگی دوباره آماده میشود. در این سنت همه اهالی خانه با یکدیگر همکاری میکنند.
تکم خوانی: آیین تکم(تکم خوانی و تکم گردانی) سابقهای طولانی در خطه آذربایجان دارد و متأسفانه مثل اکثر آیینهای اصیل در حال فراموشی است. وقتی صدای تکمچیها با زبان شیرین و آهنگین در شهر و روستا میپیچد، به مردم نوید آمدن بهار را میدهد. تکم یک عروسک چوبی سنتی است. واژه تکم Takam از دو بخش «تکه» و «م» تشکیل شده است. تکه در زبان ترکی به معنی بز نر قوی هیکل که همیشه در رأس گله حرکت میکند و گله را به چراگاه و محلهای معین هدایت میکند و «م» ضمیر ملکی دوم شخص مفرد است و تکم در واقع به معنی «بز نر من» است. به کسی که تکم را میرقصاند «تکم چی» میگویند که اشعار مخصوص تکم را با آهنگی خاص میخواند.
رسم شال ساللاماق( آویزان کردن شال): در آخرین چهارشنبه سال بعد از غروب آفتاب که هوا آرام آرام تاریک میشود و مردم به خانههای خود میروند، نوجوانان و جوانان خود را برای انجام این سنت آماده میکنند. بدین ترتیب که وقتی هوا تاریک شد و اهالی خانه دور کرسی یا بخاری جمع شدند، هر کس به پشت بام فامیل و همسایه خود میرود و شال خود را از روزنه سقف همان اتاقی که کرسی یا بخاری در آن روشن است، آویزان میکنند. اهل خانه معمولاً از شالی که آویزان شده است طرف را میشناسند و به فراخور وضعیت مالی خویش پیراهن، دستکش، جوراب و تنقلات به شال بسته و سپس آن را تکان میدهند.