سال پایان مییابد و اداری و بازاری و حتی پدری که مسئولیت خانوادهای را بر عهده دارد، سعی میکند جمعبندی مناسبی از اقدامات و کارهایی انجام داده و ماندهاش داشته باشد و ارزیابی کند که وظایفی که بر عهده داشته را چگونه انجام داده و سالش را چگونه به سرانجام رسانده است. مجموع این ارزیابیهای مقطعی و سال به سال است که عمر آدمها را ساخته و با پیوند به عمر آدمهای دیگر جامعه تاریخ جامعه را میسازد.
در این میان شاید مهمترین و سختترین عرصهای که مورد ارزیابی قرار میگیرد و اتفاقاً ارزیابی از آن بسیار دشوار است، عرصه فرهنگ است. عرصهای که نتیجه اقدامات در آن دیریاب است و موضوع فعالیت آن کیفیت زندگی. شاید به همین دلیل هم، ارزیابی اقدامات در این عرصه بسیار مشکلتر از سایر بخش هاست و به همین دلیل هم کار نکردن و پاسخ ندادن در این بخش سادهتر از دیگر بخشها!
گرچه قضاوت درباره اقدامات فرهنگی سال 1389 در صورت وجود زیرساختها هم هنوز عملی نیست اما براساس آنچه گذشت و دیدیم کم و بیش میتوان درباره گرایش و حرکتهای سازمانهای فرهنگی در سال رو به پایان نظر داد. سالی که گذشت از سوی رهبری حکیم انقلاب اسلامی به عنوان سال همت مضاعف و کار مضاعف نامگذاری شده بود و مقرر بود که حرکتهای مختلف جامعه با چنین رویکرد و گرایشی شتاب مضاعف یابد. به علاوه اینکه به هر صورت، گرایش به همت مضاعف و کار مضاعف در کنار همه سیاستگذاریها و زمینهسازیهای اقتصادی و حتی سیاسی و اجتماعی مستلزم فعالیت فرهنگی مؤثری در این عرصه است که باید از سوی متولیان فرهنگ عمومی به صورت جدی مورد مساعی قرار میگرفت. فعالیت فرهنگی در این مسیر که روحیه و گرایش فکری و حتی احساسی به کار مضاعف و همت مضاعف محصول چه رویکرد فرهنگی و تبلیغی است و حتی به اندازه ایجاد یک موج، مراکز فرهنگی جز طراحی پوستر و بنر و بیلبورد از نام و شعار این سال برای توسعه آن چه کار کردهاند؟ در روزگاری که هنر، محتوای رسانه و رسانه مهمترین قدرت تأثیرگذار بر افکار عمومی است چند اثر در زمینه توسعه فرهنگ کار و همت ملی در حوزههای داستان و فیلم و تئاتر و موسیقی تولید و عرضه شده است؟ چند نقاشی دیواری، چند یادمان حجمی، چند کتاب کودک، چند انیمیشن، چند جنگ ترکیبی تلویزیونی، چند شعر و سرود، چند طرح گرافیک قابل قبول و ماندگار تولید و ارائه شد؟ و اگر نهادهای فرهنگی پرونده روشنی از اقدامات لازم برای قرار گرفتن در مسیر اصلی کشور ندارند و برنامههای روزمره و تکراری شان را امسال هم بدون هدفگیری قابل سنجش و ارزیابی پی گرفتهاند و جشنواره پشت جشنواره و همایش پشت همایش و سمپوزیوم و جشن پشت جشن و سمپوزیوم برگزار کردهاند، باید پرسید که زمان تحول اساسی در حوزه پرخرج و کم ثمر فرهنگ کشور چه زمانی است؟
عرصهای که در آن دهها سازمان دولتی و عمومی فعال هستند، دهها هزار مسجد و بقعه متبرکه مشغول تلاشند و از گنجینه پر بهای وقف بهره میبرند، در حوزه آن میلیونها دانشآموز و دانشجو وجود دارد، هزاران میلیارد ریال با عناوین روابط عمومی و اطلاع رسانی، طرحهای رفاهی و فرهنگی، طرحهای تبلیغی و خدمات رسانی و بالاخره به عنوان سرفصل سازمانهای فرهنگی از دولت، شهرداری، مؤسسات خصوصی و حتی شرکتهای خودروسازی و تولید دخانیات هزینه میشود و اقتصادی و صنعتیترین مراکز کشور نیز در حوزه خرج کردن سهیم هستند و بالاخره با این حال هنوز مظلوم باقی مانده است. مظلومیتی که نه از سر نبود منابع و سخت افزارها بلکه به خاطر فقدان فکر نو و واکنش مناسب به اتفاقات جاری کشور، هر ساله فاصله توسعه بخش فرهنگ را از سایر بخشها بالاتر میبرد و حاصل آن آیندهای مبهم و بسیار نگرانکننده است. سال همت مضاعف و کار مضاعف در حالی به پایان میرسد که در حوزه ساختار و محتوا نهادهای فرهنگی برای آن کار مهمی نکردهاند. چون همه چیز باید به روال کم فایده قبلی در جریان باشد... تکراری، کم ثمر و بیتحرک!