
وزیر آموزش و پرورش چندی پیش گفته بود: اگرچه موضوع استخدام، سختترین و مشکلترین موضوع مطرح در وزارت آموزش و پرورش بود اما در این خصوص به اندازه یک سر سوزن هم از قانون عدول نشده است و شاهد این ادعا، عدم موفقیت فرزندان تعدادی از مسئولان کشوری و وزارت آموزش و پرورش در این آزمون است.
حمیدرضا حاجیبابایی در مراسم قرائت میثاقنامه معلمان جدیدالاستخدام استان آذربایجان شرقی که در تالار معلم تبریز برگزار شد، تحول بنیادین در آموزش و پرورش را از مطالبات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی دانسته و گفته بود: رمز و کلید تحول بنیادین فقط معلم است و تغییر در کتب درسی و تجهیز مدارس، تنها ابزاری برای این تحول است.
او با اشاره به نقش مؤثر معلم در آموزش و پرورش و تحقق آرمانهای والای امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری و شهیدان میگوید: معلم باید در قله بنشیند تا بتواند دانشآموزان خود را به قله رفیع علمی و توانمندیهای لازم فنی و تخصصی برساند که در آن صورت پایههای اقتدار و عزتمندی کشور اسلامی مستحکم شده و در دنیا نامآور خواهد شد.
حاجیبابایی در آن جلسه یادآور میشود که در طول 10 ماه گذشته 40 موضوع اساسی جهت ایجاد تحول بنیادین با محوریت معلم مورد بحث و بررسی قرار گرفته که سند ملی آموزش و پرورش یکی از این موضوعات است. وی با اشاره به احیای مراکز تربیت معلم (البته فقط روی کاغذ!) یادآور میشود که نیروهای برجسته دانشگاهها جذب آموزش و پرورش خواهند شد تا مهمترین عنصر آموزش و پرورش که نیروی انسانی کارآمد است روی ریل تعلیم و تربیت قرار گیرد!!
و اما با مروری بر تاریخچه آموزش و پرورش متوجه میشویم که از سال 1344 این دستگاه برای رفع نیازهای موقتی و مقطعی خود از نیروهای پارهوقت به صورت روزمزد استفاده کرده است. اما در 10 سال اخیر و با افزایش جمعیت فارغالتحصیلان بیکار، این پدیده به شکل بحران اشتغال دامن آموزش و پرورش را گرفته است و به اعتقاد نگارنده تا زمانی که بحران بیکاری حل نشود، فشار فارغالتحصیلان بیکار دروازههای آموزش و پرورش ادامه خواهد داشت. سال گذشته مجلس مخالف برگزاری آزمون استخدامی در آموزش و پرورش بود؛ مهمترین گروهی که از این رقابتها کنار گذاشته شدند، متقاضیان فاقد سابقه تدریس یا معلمان حقالتدریس با سابقه کمتر از حد نصاب بودند.
نمایندگان مجلس شورای اسلامی، پیش از برگزاری آزمون در این خصوص به مسئولان آموزش و پرورش تذکر داده بودند، از نظر آنها تا زمانی که معلمان حقالتدریسی استخدام نشدهاند، جذب سایر افراد به عنوان معلم پیمانی، کار درستی نیست. در این شرایط انتظار میرفت که تکلیف نیروهای حقالتدریسی هرچه سریعتر مشخص شود. به هر حال طبیعی بود وقتی نمایندگان محترم خبر استخدام 40 هزار نفر را با وجود بلاتکلیف ماندن 60 هزار نفر حقالتدریسها بشنوند واکنش نشان دهند زیرا این آزمون کاملاً سلیقهای بود. به همین دلیل همین مجلس، آموزش و پرورش را مکلف نمود تا افرادی را که قبل از سال 1384 در آموزش و پرورش به صورت حقالتدریس مشغول به فعالیت هستند و میانگین ساعات کاری آنها در هفته 12 ساعت به بالا ست استخدام نماید، اما این کار نشد. با این همه باید مشخص شود که اگر بدنه وزارت آموزش و پرورش به این نیروها نیاز دارد پس چرا آنها را به طور رسمی استخدام نمیکند؟
هرچند آموزش و پرورش معتقد است استخدام این تعداد از نیرو با توجه به کسری بودجهای که همه ساله با آن روبهرو است بار مالی زیادی دارد و بدنه آموزش و پرورش را بزرگتر میکند اما به راستی چاره کار چیست؟ هر سال تعدادی نیروی حقالتدریس به کار گرفته میشوند و بعد وقتی آنها متوقع هستند آموزش و پرورش آنها را اخراج میکند. باید با این موضوع به طور منطقی برخورد نمود و اگر واقعاً نیازی به آنها نیست پس چرا در مقاطعی از آنها استفاده میکند؟ در حالی که آموزش و پرورش از تورم و نابسامانی نیروی انسانی رنج میبرد، ورود روزافزون حقالتدریسیها به درون آموزش و پرورش و بر هم خوردن توازن منطقی نخواهد بود. البته نظر کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در موارد متعدد این بوده که وزارت آموزش و پرورش، حداقل به 50 درصد این افراد نیاز دارد و باید آنها را استخدام نماید و دولت نیز با این موضوع موافقت کند. زیرا بیشتر معلمان حقالتدریسی که در حال حاضر آموزش و پرورش آنان را مازاد میخواند غالباً در شهرستانهای اطراف تهران و مراکز استانها اشتغال به تدریس دارند؛ بنابراین با اخراج آنها مدارسی که در نقاط دورافتاده هستند دچار مشکل خواهند شد. متأسفانه در زمان جذب معلمان حقالتدریس در آموزش و پرورش، هیچ بحثی درباره تعهد استخدام رسمی این افراد در آموزش و پرورش وجود نداشته است اما از نظر عرفی انتظار میرود این معلمانی که در مناطق دورافتاده، با حقوق ناچیز و بدون بیمه و مزایا کار میکردند، جذب آموزش و پرورش شوند.