جلال مهرگان
در برخورد با پروندههای جنایی هم شاهد هستیم که گفتن یک دروغ ابتدا منجر به خیانت و سپس جنایت شده است که با تشدید آن در مراحل بازپرسی و جلسه محاکمه مرتکب دنبال میشود. مجرم در این مرحله نیز تلاش میکند با سرپوش گذاشتن بر حقیقت راه نجات خود را در دروغ دنبال کند چه بسا نجات او در راستی گفتارش نهفته است.
بنابه اهمیت موضوع و آسیبهایی که گفتن دروغ از سوی مردم و متولیان به بروز جرم منجر میشود. «جوان» تلاش کرده در پرونده جدیدی که با عنوان بازکاوی رفتارهای پرخطر از امروز گشوده است آسیبهای آن را روشن نماید. نخستین بخش از این گفتار در گفتوگو با دکتر مجید ابهری آسیبشناس و استاد دانشگاه است.
آقای دکتر ابهری دروغ بستر بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی است. لطفاً این موضوع را به عنوان یک رفتار پرخطر در بروز حوادث مورد ارزیابی قرار دهید.
همانطور که فرمودید یکی از رفتارهای ناهنجار اجتماعی که بر اساس آن بسیاری از حوادث و جرائم فرصت رشد یافته و گسترش مییابند کلام غیر واقعی یعنی دروغ است. در تمام ابعاد رفتارهای ارتباطی- گفتاری و چه نوشتاری – اگر رعایت صداقت نشود و آن فرآیند تبدیل به دروغ گردد، میتواند پایه غلط و نادرستی برای قدمهای بعدی باشد. در تمام مکاتب آسمانی و زمینی استفاده از دروغ یک رفتار ناپسند بوده است و در باورهای دینی ما نیز دزد و قاتل، نزولخوار و سایر مجرمان و بزهکاران، گرچه به واسطه زشتی کارهایشان مستحق مجازاتهای دنیوی و اخروی هستند اما دشمن خدا به حساب نمیآیند بلکه تنها دروغ است که کلید همه زشتیها و پلیدیهای میباشد و دروغگو دشمن خداست چرا که دروغ در روابط اجتماعی باعث کمرنگ شدن امتیازات انسانی و زشتی زیباییهای اخلاقی میگردد.
معمولاً الگوهای رفتاری اولین آموزههای صداقت و راستگویی در زندگی میباشند. پدر ومادر با آموزش راستگویی به فرزندان و زینت رفتار خود به راستگویی اولین قدمها را در دورنگه داشتن کلام آنها از دروغ برمیدارند.
اما از نظر آسیبشناسی رفتاری، قلمداد نمودن دروغ به عنوان یک رفتار اجتماعی از آن جهت است که برای توجیه و مخفی نمودن یک دروغ، شخص باید دهها و بلکه صدها دروغ دیگر بگوید و به کارهای ناروا دست بزند.
با اشاره به اینکه دروغ به عنوان یک رفتار چگونه رشد مییابد، بفرمایید چه هنگام این رفتار پرخطر تلقی میگردد؟
وقتی پدر ومادر از فرزندان خود میخواهند به دروغ به شخصی که تلفنی زده یا به در خانهشان آمدهاند بگویند آنها خانه نیستند، الفبای این رفتار پرخطر آغاز میشود. از سوگندهای رنگارنگ به خدا و رسولش گرفته تا ائمه اطهار و کتاب مقدس پیشتوانههای کاذب قبولاندن کلام در جامعهای میگردد که صداقت در بیان درآن کمرنگ میشود.
قدم دوم، آموزگاران، مربیان آموزشی، دوستان، همسن و سالان و همبازیها که معلمان صداقت در کلام هستند، اگر در کلامشان راست نگویند باعث رشد دروغگویی در جامعه میشوند. عامل مهم دیگری که در گسترش دروغ در جامعه نقش دارد، الگوبرداری اجتماعی است. حال که او دروغ میگوید چرا من نگویم. چهارمین گروه دولتمردان و مسئولان میباشند. وعدههای انجام نشدنی یا رفتارهای شفاهی و نوشتاری مدیران و مسئولان وقتی تحقق نیابد سرمشقی منفی برای دیگران خواهد شد. همچنین ورزشکاران و هنرمندان پنجمین الگوی رفتاری جامعه هستند. این افراد و همه کسانی که نوع پوشش ظاهری، رفتاری و گفتارشان الگوی فرزندان این مرز و بوم قرار میگیرد، باید رعایت و لحاظ رفتارهای خود و حرف و قولهایشان را بنمایند.
در پاسخ به بخش دوم پرسش شما عرض کنم که یک رفتار وقتی پرخطر قلمداد میگردد که آثار زیانبار آن هم به فاعل و هم به دیگران برگردد و در جامعه گسترش یابد. وقتی میگوییم ایدز رفتاری پرخطر است یا اعتیاد در گروه رفتارهای پرخطر قرار دارد، در واقع زشتیها و زیانهای ذاتی این رفتارها و ترس از گسترش آنهاست که باعث قرار گرفتن آنها در گروه رفتارهای پرخطر میشود. دروغ نیز اولین زیان را به دروغگو وارد کرده و اعتبار رفتاری او را کمرنگ میکند و بدون در نظر گرفتن جایگاه و پایگاه اجتماعیاش به عنوان یک دروغگو معرفی کنند، چرا که این فرد موجب میگردد و در آن رابطه خاص دیگر کسی او و افراد مشابهش را در گروه معتمدین رفتاری ارزیابی نکند. زیان دوم دروغ به شنونده یا طرف مقابل و اطرافیان وارد میشود، یعنی ممکن است کسی بر اساس حرف، قول یا دعوت ما اقدام به سرمایهگذاری مالی یا عاطفی کند لذا وقتی در یابد کاخ آرزوهایش را بر پایههای حباب دروغ بنیان گذاشته، تمام ساختمان فکری و عاطفیاش ویران شده و ممکن است از مسیر انسانی خارج گشته و دست به انتقامجویی بزند. اگر مکتب ما با قدرت تمام نجات را در راستگویی قرار داده به خاطر این حقیقت است که امکان دارد دروغ در کوتاهمدت زیانهایی متوجه شخص یا افرادی کند اما در دراز مدت و وقتی واقعیت آشکار شد اعتماد اجتماعی، امنیت فکری و راحتی خیال اطرافیان و شهروندان را مورد گزند و آسیب قرار میدهد، بنابر این تنظیم رفتارهای اجتماعی بر اساس راستگویی باعث رشد و تعالی اخلاقی انسانی در جامعه میشود و گروههای اجتماعی را به آرمانهای فکری و رفتاری نزدیک و نزدیکتر میکند.
آقای دکتر وضعیت جامعه ما را نسبت به موضوع یاد شده چگونه ارزیابی میکنید؟
متأسفانه در حال حاضر قبح و زشتی دروغ در جامعه ما در حال کاهش بوده و عدهای تصور میکنند بدون استفاده از دروغ، زندگی روزمرهشان لنگ مانده یا متوقف میشود. ترویج انواع و اقسام اسناد و ضمانتی گرفتن ضامن، اثر انگشت، امضاهای متعدد، همه و همه آثار ضعف صداقت در جامعه است.
این در حالی است که ما در حکایتهای اجتماعی خود شنیدهایم موی سبیل یک فرد ضامن کار او یا اموالش میشد، اما متأسفانه امروز شخص امضای خود را انکار میکند. این رفتار به خاطر این است که عدهای تصور و حتی بیان مینمایند که برای سیاست هم باید دروغ گفت در حالی که بزرگان گفتهاند سیاست ما عین دیانت ماست و بهترین الگوی سیاسی ما وجود قدسی رسول اکرم (ص) و حکومت امیرالمؤمنین، ائمه اطهار(ع) و الگوهای رفتاری ولایت فقیه است که توسط امام خمینی (ره) بنیان نهاده شد. بنابراین یک انسان مسلمان در تمامی ابعاد اجتماعی، شغلی و حرفهای و زندگی شخصی خود اگر بخواهد طعم خوشی و وجدان آسوده را بچشد، باید از دروغ فاصله پیدا کند، حال این فرد چه سیاستمدار باشد، چه آموزگار.
علت اینکه جامعه ما به این وضعیت رسیده، چیست؟
علت این است که ما با یک بهانه و تبصره به نام دروغ مصلحتآمیز میخواهیم همه دروغها را در میان این پرانتز(مصلحتی) قرار دهیم و تصور کنیم دروغگویی ما را دیگران متوجه نمیشوند در حالی که مرز میان راست و دروغ بسیار آشکار است و به سادگی مشخص میگردد.
با اشاره به تأثیرات دروغ در جامعه برای خوانندگان «جوان» بفرمایید بیشترین نقش را در آموزش صداقت و راستگویی چه سازمانی به عهده دارد؟
کاهش اعتماد اجتماعی و کمرنگ شدن باورها نسبت به یکدیگر مهمترین اثرات ویرانگر این رفتار پرخطر محسوب میشوند، ضمن اینکه رسانهها نقش بسیار عمدهای در اشاعه صداقت و راستگویی در جامعه ایفا میکنند. بر این اساس رسانهها آموزگاران سادهزیستی و بیان آموزههای رفتاری هستند.
نظر شما به عنوان یک آسیبشناس جهت مجازات قانونی کسانی که اقدام به اشاعه این رفتار (دروغگویی) پرخطر در جامعه میکنند چیست؟
در رابطه با مجازات دروغ و دروغگویی باید عرض کنم که بنده اولاً معتقدم مجازات الهی درباره دروغگویان وجود دارد که شدیدترین و سختترین مجازاتها میباشد. دوم با تعیین مجازات اعدام برای مواد مخدر و برخی جرائم دیگر مگر توانستیم این جرائم را ریشهکن کنیم. در حالی که میبینیم اعتیاد و خرید و فروش مواد مخدر روند صعودی را طی میکنند، بنابر این بهتر است با کاهش اعتبار اجتماعی فرد دروغگو و فاصله گرفتن دیگران از او را مجازات کنیم و علاوه بر این با پیشگیری فرهنگی و اجتماعی به مقابله با این رفتار پرخطر بپردازیم.
یعنی خانه، مدرسه، مسجد و خیابان باید مرکز آموزش باشد و الگوهای رفتاری جامعه به گسترش رفتار پسندیده صداقت اقدام کنند.
در واقع پیشگیریهای اجتماعی و فرهنگی مفیدترین و مؤثرترین اقدامات هستند که حتی خیلی بیشتر ازمجازات میتواند کاربرد داشته باشد.