
به گزارش خبرنگار «جوان» شامگاه چهارشنبه 31 شهریور امسال دکتر غلامرضا سرابی متخصص قلب و عروق در میدان 53 نارمک با شلیک سه گلوله موتورسواران ناشناس مورد هدف قرار گرفت و به بیمارستان امام حسین(ع) منتقل شد. دکتر سرابی به زعم تلاش تیم پزشکی عصر روز جمعه دوم مهرماه روی تخت بیمارستان جان باخت. با دستور دادستان تهران پرونده در اختیار شهریاری بازپرس ویژه قتل پایتخت قرار گرفت.
دکتر سرابی پیش از اینکه مورد سوءقصد قرار گیرد به اطرافیان خود گفته بود که از سوی بستگان یکی از بیماران خود که فوت کرده، مورد تهدید قرار گرفته است. تحقیقات درباره بستگان زن فوت شده به سرعت در دستور کار بازپرس قرار گرفت و با نیابت قضایی فرزند این زن را که در کرمانشاه زندگی میکرد، دستگیر کردند.
سجاد پس از دستگیری به ارتکاب قتل اعتراف کرد. او گفت: چندی پیش پدر و مادرم برای انجام یک کار اداری راهی تهران شدند. در مدتی که آنها حضور داشتندمادرم که ناراحتی قلبی داشت تصمیم گرفت برای معاینه و گرفتن اکو قلب به بیمارستان مراجعه نماید. با گرفتن اکو دکتر سرابی به مادرم پیشنهاد داد که آنژیو شود. مادرم پس از آن به منزل یکی از بستگانمان در کرج رفت اما نیمههای شب با حمله قلبی بار دیگر به همان بیمارستان مراجعه کرد که پزشکان با سیتیاسکن متوجه مرگ مغزی او شدند و مادرم اینگونه به کما رفت. من بعد از 15 روز از ماجرا باخبر شدم. پس از آن اسلحه شکاری را در کولهپشتیام گذاشتم و از کرمانشاه راهی تهران شدم. وقتی به بیمارستان رسیدم متوجه شدم پدرم به دلیل مشکلاتی که برای مادرم پیش آمده بود با کارکنان بیمارستان درگیر شده است از همین رو او را به کرمانشاه فرستادم و نشانی دکتر سرابی را از اطلاعات بیمارستان گرفتم و عصر آن روز راهی مطب او شدم. دکتر سرابی به من اطمینان داد که تلاش خود را برای نجات جان مادرم به کار گرفته است. من اسلحهام را به او نشان دادم و به او گفتم تا زمانی که مادرم نفس میکشد او زنده خواهد ماند و بهتر است برای نجات جان مادرم تلاش کند. چند روز بعد فصل امتحانات دانشگاهم شروع شده بود و از آنجا که در تهران کسی را نداشتم راهی کرمانشاه شدم و مادرم بدون همراه تحت نظر پزشکان قرار داشت تا اینکه پس از چند روز خبر مرگ مادرم را دریافت کردیم.
سجاد در ادامه گفت: هنوز چند روز از مرگ مادرم نگذشته بود که داییام به من گفت خون مادرم هدر رفته و باید انتقام او را از پزشک معالجش بگیریم. او حاضر شد خودش انتقام بگیرد، بنابراین مرا برای تهیه اسلحه کمری به یکی از دوستانش معرفی کرد. پس از آنکه اسلحه را تهیه کردم از من خواست نشانی مطب دکتر را به او نشان دهم اما از آنجا که او ازدواج کرده بود خودم تصمیم به اجرای نقشه گرفتم، بنابراین با پولی که داییام در اختیارم گذاشت راهی تهران شدم. برای خرید موتور راهی میدان گمرک شدم و موتوری به قیمت 70 هزار تومان خریدم و بعد از سرقت پلاک یک موتور پلاکش را روی آن نصب کردم. عصر آن روز برای اجرای نقشه راهی مطب دکتر شدم اما از بدشانسیام دکتر به مطب نیامد. از آنجا که جایی برای خواب نداشتم موتورم را در یک پارکینگ گذاشتم و شب را در یک پارک خوابیدم و صبح روز بعد راهی کرمانشاه شدم. چند روز بعد بار دیگر به تهران بازگشتم و پس از آنکه موتورم را از پارکینگ گرفتم به سراغ یکی از دوستانم به نام علی رفتم و او را برای همراهیام فریب دادم.
متهم در ادامه گفت: روز حادثه مقابل مطب دکتر سرابی کمین کردم تا اینکه او از مطبش خارج شد و پس از سوار شدن بر خودرواش حرکت کرد. من با موتور او را تعقیب کردم و پس از اینکه او را در یکی از میدانهای نارمک غافلگیر کردم، به سویش شلیک کردم.
پس از حادثه از محل گریختیم تا اینکه در شهرستان دستگیر شدم.
پس از اعترافات متهم پرونده او با صدور قرار بازداشت روز گذشته به دادگاه کیفری ارسال شد تا 25 اسفند در شعبه 113 محاکمه شود.