کد خبر: 433012
تاریخ انتشار: ۲۶ دی ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۰
ذوات مقدس معصومین(ع)، از آنجا که امامت و رهبری جامعه دین را به عهده داشتند همواره در مبارزه با بدعت‌ها و پلشتی‌هایی که به طرق مختلف سعی در انحراف در مسیر اسلامی راستین را داشتند غفلت نمی‌کردند و مؤمنین بیش از همه با افکار انحرافی و بدعت دینی مبارزه می‌کردند و پیروان خویش را از پیروی صوفیان و مسیرهایی به جز صراط مستقیم بر حذر می‌داشتند از همین رو به تاریخ شیعه و بزرگان آن که نگاه می‌کنیم بزرگان این قوم هم فرمایشات ائمه معصومین را چراغ راه خود قرار داده و در مبارزه با بدعت‌ها اقدام می‌نمودند. مرحوم «شیخ حر عاملی» صاحب کتاب «وسائل الشیعه» درخصوص صوفیگری در کتاب «الاثنی‌عشریه» می‌نویسد: «جمیع الشیعه أنکروهم» (أی الصوفیه) و نقلوا عن أ حادیث کثیره فی مذمتهم و صنف علماءالشیعهًْ کتبا کثیرهًْ فی ردهم وکفرهم منها کتاب الشیخ المفید فی الرد علی أصحاب الحلاج و ذکر فیه أن الصوفیه فی الاصل فرقتان حلولیهًْ و اتحادیهًْ»(الاثنی العشریه، ص53)
«تمام شیعیان فرقه‌های صوفیه را انکار نموده‌اند و از امامان خویش احادیث بسیاری در نکوهش آنان نقل کرده‌اند و علمای شیعه کتاب‌های بسیاری در رد این فرقه و اثبات کفر آنان تألیف نموده‌اند که از آن جمله کتاب شیخ مفید در رد براصحاب حلاج است که در آن آمده است: صوفیه در اصل دو فرقه حلولیه و اتحادیه هستند».
برای روشن‌تر شدن بحث بدون هیچ دخل و تصرفی تعدادی از احادیثی که در نکوهش این طریق از ذوات مقدس معصومین صادر شده را در معرض دیدگان شما قرار می‌دهیم، باشد تا هرچه بیشتر با ماهیت پلید این فرقه‌ها آشنا شوید.
1- پیامبر اکرم از پدید آمدن این گروه خبر داده و فرموده است:
«لا تقوم الساعه علی اُمتی حتی یقوم قومُ من اُمتی اسمهم الصوفیه لیسوا منی و اِنهم یَحلَقُونَ للذکر و یرفعون أَصواتَهُم یَظُنُونَ آنَهُم علی طریقَتی بل هُم آضَلُّ مِنَ الکُفار وَ هُم آهلُ النار لَهُم شَهیقُ الحِمارِ»(سفینه البحار، ج2، ص58)
«روز قیامت بر امتم بر پا نشود تا آنکه قومی از امت من به نام «صوفیه» برخیزند. آنها از من نیستند و بهره‌ای از دین ندارند و آنها برای ذکر دور هم حلقه می‌زنند و صداهای خود را بلند می‌کنند به گمان اینکه بر طریقت و راه من هستند، نه بلکه آنان از کافران نیز گمراه‌تر و اهل آتشند و صدایی دارند مانند عرعر الاغ» از این روایت معلو م می‌شود که صوفیگری در زمان پیامبر(ص) نبوده و آن حضرت به عنوان خبر از غیب پیشگویی کرده است که بعدها چنین فرقه‌ای در میان امت پیامبر(ص) پدید خواهند آمد و این معجزه دلایل صحت آن حدیث است و دیگر اینکه در این روایت تصریح شده است که آنان بر طریقت پیامبر نیستند و از کفار نیز گمراه‌ترند.
2- پیامبر اکرم(ص) در روایتی از لعن ملائکه بر این گروه خبر داده است، آنجا که در اثنای سفارش‌های خود به«ابوذر» فرمود: «یا اباذر یَکون فی آخر الزمان قوم یلبسون الصُوفَ فی صیفهم و شتائهم یرون الفضل لهم بذالک علی غیرهم اولئک یلعَنُهُم ملائکه السماء والأرض»(وسائل الشیعه، ج 3، ص362)
«ای اباذر در آخر الزمان قومی پیدا می‌شوند که در تابستان و زمستان لباس پشمینه می‌پوشند و این عمل را برای خود فضیلت و نشانه زهد و پارسایی می‌دانند، آنان را فرشتگان آسمان و زمین لعن می‌کنند».
روشن است قومی که به پشمینه پوشی وخرقه صوف معروف باشند و خود را بهتر از دیگران بدانند، همین صوفیان و درویشانند. علاوه بر اینکه لباس شهرت است و حرام است، اخبار زیادی هم به خصوص در مذمت آنها رسیده است.
3- به سند صحیح از «احمد بن محمد بزنطی» روایت کرده‌اند که مردی به امام صادق(ع) نقل کرد در این زمان قومی پیدا شده‌اند که به آنها صوفی می‌گویند در باره آنها چه می‌فرمایید؟
امام در پاسخ فرمود:
«انهم أعدؤُنا فمن مال إلیهم فهو منهم و یُحشَرُ معهم و سیکونُ أقوام یّدعونَ حُبّنا و یمیلون إلیهم ویتشبهون بهم و یلقبون أنفسهم بلقبِهِم ویُأوّلون أقوالهم ألا فمن مالَ إلیهم فلیس منا و إنا منه برآءُ و من أنکرهم و ردّ علیهم کان کمن جاهد الکفار بین یدی رسول الله(ص) »(حدیقه الشیعه، ص3، 562)
«آنها (صوفیان) دشمنان ما هستند، پس هر کس به آنها میل کند از آنان است و با آنها محشور خواهد شد و به زودی کسانی پیدا می‌شوند که ادعای محبت مارا می‌کنند و به ایشان نیز تمایل نشان می‌دهند و خود را به ایشان تشبیه نموده و لقب آنان را بر خود می‌گذارند و گفتارشان را تأویل می‌کنند.
بدانکه هر کس به ایشان تمایل نشان دهد از ما نیست و ما از او بیزاریم و هر کس آنان را رد کند مانند کسی است که در حضور پیامبر اکرم(ص) با کفار جهاد کرده است». از این روایت چند نکته استفاده می‌شود:
اولاً: تا زمان امام صادق(ع) در میان مسلمانان صوفی نبوده و از آن به بعد پیدا شده است. پس اگر کسی اصحاب پیامبر یا امیرمؤمنان را صوفی بنامد، دلیل بر بی‌اطلاعی او است.
ثانیاً: این خبر کرامتی از امام صادق(ع) است که از ساده لوحان زمان خبر می‌دهد در آنجا که می‌فر‌ماید:«ادعای محبت ما می‌کنند و به دشمنان ما مایل هستند»، مراد، صوفی‌های به ظاهر شیعه است که دعوی محبت اهل بیت پیامبر می‌کنند. ثالثاً: لقب صوفی بر خود می‌گذارند و طرز رفتار و ظواهر حال خود را به آنها تشبیه می‌کنند.
4- به سند صحیح از «بز نطی»و« اسماعیل بن بزیع» از امام رضا(ع) روایت کرده‌اند که فرمود: «من ذُکِرَ عِندَهُ الصوفیهًْ و لَم یَنکر هُم بِلِسانِهِ وَ قَلبِهِ فلیسَ منا و مَن أنکَرَ هُم فکَأنَما جاهَدَ الکُفار بینَ یدی رسول الله(ص)»(سفینهًْ‌البحار، ج2، ص57)
«هر کس نزد او از صوفیه سخن به میان آید و به زبان و دل انکار ایشان نکند، از ما نیست و هر کس صوفیه را انکار نماید گویا اینکه در راه خدا در حضور رسول خدا(ص)با کفار جهاد کرده است». از این روایت استفاده می‌شود که هر فرد شیعه موظف است اگر در حضور او از صوفیه ذکری به میان آید با زبان و دل آنها را تقبیح نماید و اگر کسی نسبت به این موضوع بی‌تفاوت باشد بلکه کلمات کفر و باطل آنها را حمل بر صحت کند، شیعه و پیرو اهل بیت(ع) نیست.
5- به سند معتبر از «حسین بن سعید» روایت شده است که گفت: سألت أبا الحسن(ع) عن الصوفیه و قال:«لا یقول أحد بالتصوف الا لخُدعه أو ضلاله أو حماقه و أما مَن سمی نفسه صوفیا للتقیه فلا إثم علیه و علامته أن یکتفی بالتسمیه فلا یقول بشیئ من عقائد هم الباطله»
از حضرت رضا(ع) سؤال کردم از حال صوفیه فرمود: «کسی قائل به تصوف نمی‌شود مگر از روی خدعه و مکر یا جهالت یا حماقت و لیکن اگر کسی از روی تقیه خود را صوفی بنامد تا از شر آنها در امان بماند بر او گناهی نیست به شرط انکه بر چیزی از عقاید باطلشان قائل نشود.»
این روایت صراحت دارد در اینکه به هیچ وجه جایز نیست کسی خود را صوفی بنامد (مگر از روی تقیه) و مطلق عقاید آنها باطل است و اگر احیاناً یک دسته صوفی سالم وجود داشت که عقاید آنها صحیح بود امام می‌فرمود از آنها بودن اشکال ندارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار