زمانی که مسعود بارزانی طرحی را برای حل بحران عراق به بازیگران داخلی این کشور پیشنهاد داد کمتر کسی فکر میکرد که نشست اربیل، گره کور بن بست سیاسی در عراق را باز کند و عراقیها در توافقی ملی بتوانند نه با دندان بلکه با دست بندهای سیاسی بعد از انتخابات را باز کنند و به اجماعی کلی در مورد مسائل اصلی دست یابند.
سیاستمداران عراقی بر اساس طرح مسعود بارزانی با تقسیم سه پست کلیدی کشور بین گروههای سیاسی، ایجاد شورای ملی سیاستهای عالی راهبردی، معاف نمودن تعدادی از رهبران فهرست العراقیه از قانون بعثزدایی و همچنین تلاش برای ایجاد دولت مشارکت ملی موافقت کردند. این توافق هر چند با حاشیههایی همراه بود اما با توافق گروههای اصلی در عراق زمینه تحقق اهداف اصلی مالکی را برای تشکیل دولت فراگیر فراهم کرد.
نشست اربیل در واقع میتواند نقطه عطفی در تاریخ سیاسی عراق باشد که در آن گروههای سیاسی بهرغم پایبندی به خواستههای گروهی و حزبی، در حرکتی جمعی برای توافقی ملی تلاش کردند. به عبارتی این نشست ثابت کرد که در عراق، همه گروهها در عین کثرت میتوانند وحدتی را ایجاد کنند.
چند ماه گذشته جامعه عراق متحمل هزینههای گزافی از منظر سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شد و بسیاری از مردم این کشور دچار لطمات شدیدی شدند. اما باید گفت که ما به دست آمدن تجربه جدید بخشی از آلام گذشته عراق تسکین یابد و دولت مالکی در فاز سوم از رایزنیهای خود بتواند با چینش نیروها و ساماندهی افراد، فضا را برای ایجاد تحولی ساختاری در سیستم اداری، اقتصادی و امنیتی مهیا کند. هر چند عراقیها تا نشست اربیل بیشتر تلاش میکردند که با چانه زنی منافع خود را تامین کنند اما بعد از نشست اربیل گروهای عراقی باید سعی کنند با کمک به دولت مالکی، زمینه اجرای توافقات به عمل آمده را فراهم سازند؛ همان کاری که امروز نمایندگان گروهای سیاسی در نشست دوم خود انجام داده، توافقات سهجانبه سران گروهها را تصویب کردند و راه را برای طی فاز سوم رایزنیهای مالکی باز کردند تا این بار مالکی در ایستگاه آخر با تشکیل دولت ملی به بحران هشت ماهه این کشور خاتمه دهد.
با بررسی بحران چند ماهه اخیر در عراق میتوان گفت که عوامل متعددی در ایجاد بحران و بن بست سیاسی این کشور دخیل بودهاند. در بعد داخلی میتوان به منافع متضاد و گاه متعارض گروهها و احزاب اشاره کرد. در ابعاد خارجی نیز دخالت بازیگران خارجی بود که بر اختلافات داخلی دامن میزد. اما توافق اربیل ثابت کرد که عراقیها مانع تحقق بسیاری از رویاهایی شدند که برای این کشور ترسیم شده بود. زمانی مسعود بارزانی افشا میکند که کردها برای واگذاری پست ریاست جمهوری به «علاوی» تحت فشار امریکا بودند یا گروههای دیگر به انحای مختلف از سوی کشورهای عربی و غرب برای مقاصد خاص تطمیع،ترغیب یا تهدید میشدند. آیا میتوان گفت که تشکیل دولت مالکی با این همه فشار، شکستی برای کسانی است که هدف از اشغال عراق را تحقق رویاهای خود میپنداشتند؟
به نظر میرسد نوری المالکی با گذراندن دو فاز مذاکرات یعنی رایزنی با گروههای شیعه جهت اتحاد و همبستگی احزاب شیعی و همچنین رایزنی با گروهها و احزاب عراقی برای تشکیل کابینه، وارد فاز سوم شده است که در این فاز مسئله اصلی وی چینشهای سیاسی و تقسیم پستهای سیاسی است. به رغم حساسیتهای سیاسی و امنیتی در این مورد میتوان گفت که مالکی بخش اصلی و دشوار کار را پشت سر گذاشته است و در حال حاضر با مدیریت خود باید وحدت ایجاد شده را تداوم بخشد و آن را در این کشور نهادینه کند.