
اکرم صوفی - جشنوارهمداری یکی از فرصتها و تهدیدهای فرهنگی ماست که درباره آن گفتوگوی زیادی صورت گرفته است، اما در برخی از موضوعات فرهنگی جشنواره تنها نشانههای حیاتی موضوع محسوب میشود.
فیالجمله آنهایی که در چند هفته اخیر، پیگیر پرواز پروانههای زرین در همدان بودند به نیکی میدانند که مثلاً در قصه سینمای کودک، برگزاری جشنواره تنها امید جامعه برای نمردن و احیای موضوع استفاده از رسانه سینما برای آموزش کودکان است. با این حال همان طور که در برنامه تلویزیونی هفت فریدون جیرانی کارگردانی به کنایهای جدی با استهزای جشنواره همدان گفت:برگزاری جشنواره برای سینمایی که هیچ وقت روی نمایش را نمیبیند خندهدار و بیهوده است.
اکران زوری فیلم نخودی که ظاهراً بهترین این فیلمها بوده در چند سینما به صورت تکسانس و چند سانس در چند پردیس دولتی و نیمهدولتی هم نشان میدهد که عزم جامعه سینمادار برای احیای اتفاقاتی مانند کلاه قرمزی و پسرخاله و شهرموشها جزم نیست.
حال دو نظریه باقی میماند که آیا جشنواره را به خاطر فضای مرده فیلم کودک باید تعطیل کرد یا به خاطر وجود این جشنواره باید سینمادارهای کشور مجبور به نمایش هر چند ناموفق فیلم کودک کرد؟
به هر صورت باید در نظر داشت که فیلم کودک یکی از معدود روشهای موفق فرهنگسازی در عرصه حساس و پراهمیت کودک و نوجوان است و به عقیده برخی تعطیلی فضای مورد اشاره به معنای تعطیلی یک کلاس تحصیلی دانشآموزان است؛ کلاسی که میتوانسته والدین و دانشآموزان را همزمان با جذابیت بالای هنر به دنیای بزرگ و جذابی از فرهنگ، هنر ، تاریخ، علم، مذهب و ... ببرد.
اینکه معونه استفاده از رسانه سینما برای آموزش نسل جدید فقط یک جشنواره چند روزه آن هم در یکی از شهرستانها باشد که به بیان مسئولان مربوطه حتی از داشتن یک سالن سینمای مناسب جشنواره و بالای یک هزار صندلی بیبهره است و مسئولان فرهنگی وزارت ارشاد به جای ملامت خود، برای مسئولان استان جهت ماندن این جشنواره شرط بگذارند و منت، مسئلهای است که نه تنها مسئولان سینمایی کشور، بلکه شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان دیدهبان کلان فرهنگی کشور باید درباره آن موضعگیری کنند.
شوراهای بالادستی فرهنگی باید مانند فصول درسی مدارس و دانشگاهها، مانند مدیریت آموزش و پرورش و مانند بسیاری از اموری که برای تربیت فرهنگی جامعه واجب و لازم است، توسعه و استفاده از سینما برای تربیت نسل آینده را بررسی کرده و افق این استفاده را ترسیم کنند.
واضح است که کودکی که توسط سینما آموزش نمیبیند که چه ببیند و چه بخواهد در میانسالی و جوانی مخاطب فیلمهای سطحی و فیلمفارسیهای ضعیف و فیلمهای مبتذل خارجی خواهد بود.
فرهنگسازی در کودکی امری پذیرفته شده است و این امری است که در زمینه سینما نیز باید مورد توجه قرار گیرد و به همین دلیل ابزار فرهنگی سینمای کودک باید از غربت کنونی خارج شده و معونهاش یک جشنواره و دیگر هیچ نباشد.